اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
چند سال پس از سقوط دیوار برلین، مردی سیگار فروش پسرش را در کوزوو رها کرده و برای یک زندگی بهتر به آلمان سفر میکند. اما آن پسر با سرسختی تمام به آلمان میرود تا پدرش را پیدا کند...
"ماتکو" با پسر هفده ساله ي خود، "زاره" در کنار دانوب زندگي مي کند. او پس از يک بدبياري تجاري، به آدم تبهکار و پولداري به نام "دادان"بدهکار مي شود. «دادان» خواهري به نام "آفروديتا" دارد و مي خواهد او را شوهر بدهد. «ماتکو» و «دادان» قرار مي گذارند که «زاره» با «آفروديتا» ازدواج کند. اما «زاره» به دختر ديگري دل بسته است و «آفروديتا» هم منتظر مرد رؤيايي خويش است...
"لوکا" راه آهن را ساخته و چشمهایش را به روی جنگ می بندد.سپس همسر او به یک آهنگساز گریخته و پسرش به ارتش فراخوانده می شود.زندگی او تبدیل به میدان نبرد می شود تا اینکه با "ساباها" آشنا می شود...
"دیمیتری" که مصمم است بهترین باشگاه در سراسر کشور را بسازد، یک مربی آلمانی را استخدام می کند اما وقتی اولین تانکهای نازیها وارد شهر شده و "ربکا" دختر زیبای بانکدار شهر با ستاره تیمش رابطه برقرار می کند، نقشه های او به هم می ریزد...
در دو داستان به هم مرتبط، رابرت که یک مرد میانسال و خسته در نیویورک است، به سربیا میرود و با یک زن ازدواج میکند تا بتواند مدرک مهاجرت به امریکا را بگیرد و رابرت در مقابل این کار پول نقد دریافت میکند. اما این نقشه خراب میشود زیرا پولی که قول داده شده بود هیچوقت به رابرت نرسید. در همین حال، یک پسر سربیایی در نیویورک در تلاش است دوست دختر که در سربیا هست را به نیویورک بیاورد.
"ایرینا دوبروا" مدلی زیبا و اسرارآمیز صربی که در نیویورک زندگی می کند عاشق "اولیور رید" مردی معمولی و آمریکایی شده و با ازدواج می کند. اما "ایرینا" تصور می کشد تحت تاثیر یک نفرین باستانی قرار دارد که او را تبدیل به پلنگ خواهد کرد. "اولیور" فکر می کند رفتار او بچه گانه است به همین دلیل او را نزد یک روانپزشک می فرستد و...
"کت" مادر تنها و جذابی است که مدارکی در اختیار دارد که باعث آشکار شدن رسوایی در دولت می شود. دو کارآگاه جوان به طور اتفاقی از او در مقابل آدمکش حرفه ای برای از بین بردن او استخدام شده، محافظت می کند و …
چند ساعت بیشتر به تحویل سال نو نمانده و در یکی از محلات حومه دیترویت دو مامور و یک منشی کلانتری ١٣ آماده می شوند تا کشیک خود هم چون شب های دیگر به آرامی سپری کنند. اما بارش برف سبب می شود تا آرامش کلانتری به هم بریزد. همان شب ماریون بیشاپ، رهبر یک گروه تبهکار و قاتل پلیس ها دستگیر شده و باید به زندان منتقل شود. اما اتومبیل حامل زندانی در بوران گیر می کند و مامورین اجباراً به کلانتری پناه می برند. اما گروهی ناشناس به کلانتری حمله می کنند
یک هتل کثیف در شهر بانکوک. «دافی»، مرد پریشان احوال و معتاد اسکاتلندی، نقشه ی یک جزیره ی رویایی را به جوانی امریکایی به نام «ریچارد» می دهد و سپس خودکشی می کند. «ریچارد» نیز به اتفاق یک زن و شوهر فرانسوی عازم پیدا کردن آن جزیره می شوند...