ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
"کلی" در شهر "گرنتویل" به عنوان فروشنده نیمه وقت مشغول بکار شده و آرامش درونی خود را پیدا می کند. او با "گریف" رئیس پلیس شهر آشنا شده و شبی عاشقانه را با او می گذارند. او در گذشته دچار آسیب روحی شده و در نهایت به عنوان پرستار کودکان معلول در بیمارستان مشغول بکار می شود...
ستوان "کوران" و تیم او از نیروهای دریایی وقتی در حال آزاد سازی گروهی از آمریکایی هایی هستند که بدست یک گروه تروریستی از خاور میانه دستگیر شده اند، متوجه مدارکی می شوند که نشان می دهد تروریستها صاحب اسلحه ای خطرناک و پیشرفته هستند...
اصرار و پافشاری "استور" شانس او برای بدست آوردن عشق زندگی اش "میلا" را از بین می برد.او که می داند برای بدست آوردن او به تجربیات بیشتری در مورد زنان احتیاج دارد،به دوست قدیمی خود "کالی" مراجعه می کند تا به او برخورد با زنان را آموزش دهد...
در سال 2048 اکثر مناطق کُره زمین دچار آب گرفتگی شده است. در این بین یک پدر به همراه دو پسرش تلاش میکنند گنجینه هایی را از ساختمان های دفن شده زیر آب بیرون آورند...
"چه ریورا" در منطقه ای از سانفرانسیسکو بزرگ شده که زنده ماندن در آن بسیار سخت است. او به سختی کار می کند تا زندگی اش را به درستی بسازد و به تنها دلخوشی خود یعنی پسرش "جس"، زندگی خوبی بدهد. اما وقتی حقیقتی در مورد پسرش کشف می کند همه چیز تغییر می کند...
یک سرباز جوان و آرمانگرای آلمانی به جبهه شرقی (جنگ جهانی دوم) فرستاده می شود، جایی که او شاهد وقایع و سختی های جنگ میشود ولی او با این حال ایمان خود را از دست نمی دهد تا اینکه...
در سال 1953 یک باستانشناس به نام "وارون شیرواستاو" به دهکده ای در غرب بنگال می رود تا در معبد آنجا حفاری کند.با تجربه و دانشی که پشت جوانی او قرار دارد،او "زمیندر" و خانواده او را تحت تاثیر قرار می دهد و...
یک کلانتر تصمیم دارد تا به طور قانونی با یک قاتل برخورد کند ، اما در این راه با دو دسته آدم روبه رو میشود ، کشاورزانی که تمایل دارند تا او زجر بکشد و در آن سو گاوچران هایی که قصد کمک به وی را دارند...