همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
بر اثر آزمايش هاي اتمي فرانسوي ها و غرق شدن يک کشتي عظيم ژاپني در اقيانوس آرام، رد پاي موجودي غول آسا در پاناما پديدار مي شود. کمي بعد موجودي غول آسا، «گودزيلا» وارد نيويورک مي شود و پس از آن که مورد حمله ي نيروهاي ارتش قرار مي گيرد و زخمي مي شود، «دکتر نيکو» (برادريک) مقداري از خونش را آزمايش مي کند و در مي يابد تخم ريزي کرده است.
در ارتفاعات بولیوی، یک زوج مسن کچوا سالهاست که زندگی روزمره مشابهی دارند. در طول یک خشکسالی طولانی مدت، ویرجینیو و همسرش (سیسا) با یک دوراهی روبرو می شوند: مقاومت کنند یا در برابر خود محیط و زمان شکست بخورند...
3 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 38 جایزه و نامزد دریافت 65 جایزه دیگر.
«ترومن بربنک» (کری)، کارمند معمولی یک شرکت بیمه، یک زندگی معمولی در شهری معمولی دارد. اما «ترومن» که از زندگی اش راضی نیست و می خواهد دنیا را ببیند، سرانجام کشف می کند که ستاره ی یک نمایش تلویزیونی زنده است…
"جان" صبح در يک هتل ناشناس و عجيب تنها از خواب بر می خيزد. او حافظه اش را از دست داده و پليس نيز بخاطر يکسری جنايت که او هيچ چيزی در موردشان به ياد نمی آورد، در تعقيب اوست. زماني که او می کوشد تا گذشته اش را بخاطر آورد وارد يک دنيای زير زمينی می شود که توسط يکسری موجودات بسيار قدرتمند که به بيگانه مشهور هستند کنترل می شود. اين بيگانه ها دارای اين قدرت هستند که افراد را به خواب ببرند و شهر و اهالی آن را دچار تغيير کنند. اکنون جان بايستی راهی را برای متوقف کردن آنها قبل از اينکه کنترل ذهن وی را بدست گرفته و او را نابود کنند، پيدا کند.
یک فیلم علمی تخیلی درباره یک ماموریت فضایی که برای شکل دادن به یک سیاره دور فرستاده شده است. با این حال، این ماموریت با چیزی ناشناخته روبرو می شود که برنامه خاص خود را برای این سیاره دارد...
این فیلم زندگی طولانی کارآفرین برجسته را دنبال میکند، از ساخت تراکتور در آغاز کارش، ایجاد اتومبیلهای نظامی در طول جنگ جهانی دوم، و سپس به طراحی و ساخت ماشینهای لامبورگینی که در نهایت عمق کار او را تعریف میکند..
مارگو و تایلر، یک زوج جوان به جزیرهای دورافتاده سفر میکنند تا در یک رستوران منحصر به فرد غذا بخورند، جایی که سرآشپز اسلوویک یک منوی مجلل را با شگفتیهای تکاندهنده آماده کردهاست...
این فیلم داستان لیدیا تار، موسیقیدان مشهور جهان و اولین رهبر ارکستر زن تاریخ آلمان را روایت میکند که تنها چند روز با ضبط سمفونیای فاصله دارد که او را به اوج حرفهای فوقالعادهاش میبرد...
تقریباً 5000 سال پس از اعطا شدن به او با قدرت های قادر خدایان مصری - و زندانی شدن به همان سرعت -"آدم سیاه" (جانسون) از مقبره زمینی خود آزاد می شود و آماده است تا شکل منحصر به فرد خود را از عدالت در دنیای مدرن رها کند...
ده سال از ناپدید شدن پسر النا که آن زمان شش ساله بود می گذرد. امروز النا در یک رستوران کنار دریا زندگی می کند و کار می کند تا اینکه با نوجوانی آشنا می شود که او را به یاد پسر گمشده اش می اندازد...
هنگامی که خانواده پریم به شهر نیویورک نقل مکان می کنند، پسر کوچک آنها، جاش، تلاش می کند تا با مدرسه و دوستان جدید خود سازگار شود. همه چیز با کشف لیل، تمساح آوازخوانی که عاشق حمام کردن، خاویار و موسیقی است، تغییر می کند. این دو به سرعت با هم دوست می شوند، اما...
برنده 2 جایزه اسکار. همچنین 79 جایزه و نامزد دریافت 59 جایزه دیگر.
در زمستان ۱۹۸۷، جری لاندگارد (میسی)- یک فروشندهی اتومبیل در مینیاپولیس دچار مشکلات مالیست. بعد از اینکه شپ پرودفوت (ریویس)-یک سرخپوست سابقه دار که در شرکت جری تعمیرکار است جری را به دو تبهکار، شووالتر (بوشمی) و گایر گریمسراد (استورمیر) معرفی میکند. جرمی به فارگو، داکوتای شمالی رفته و آن دو را به ازای یک اتومبیل جدید و نصف ۸۰۰۰۰ دلار پول آزادی، برای گروگان گرفتن همسرش اجیر میکند. در حالیکه جری قصد دارد مقدار بیشتری را از پدر همسرش، وید گاستاوسون (پرسنل) طلب کرده و بیشتر پول را برای خود بردارد.