زوئی و کندی برای ماه عسل به کلبه ای در جنگل می روند. زوئی از مردم محلی که از حضور آنها استقبال نمی کنند، احساس ناراحتی می کند. او به زودی خود را در یک کابوس گرفتار می بیند...
مردی خودکشی می کند و تنها یک هارد دیسک مرموز را به جا می گذارد. اکنون، یک هکر و یک تکنسین کامپیوتر با هم کار می کنند تا یک پیام مرموز را رمزگشایی کنند...
یک دختر فرستاده می شود تا برای کریسمس در مزرعه اسب های مادربزرگش بماند. او با اسب مادربزرگش دوست می شود و مصمم می شود تا مزرعه را از سلب مالکیت نجات دهد....
یک جادوگر شیطانی با یک دانشمند دیوانه همکاری می کند تا جهنم دایناسور را روی زمین آزاد کند و فقط دیزی درکینز و یک قهرمان از آینده می توانند آنها را متوقف کنند...
زن جوانی به همراه دوست پسرش به عنوان سرایدار خانه خواهرانش در جنگل مامور می شود. آنها به زودی متوجه می شوند که تنها نیستند و یک حمله سادیستی به خانه آغاز می شود.
هانا که برای مراقبت از همسر بیمار یک رهبر آمیش استخدام شده، به رابطه ای پنهانی با او دچار می شود. پس از مرگ مشکوک همسر این مرد، هانا متهم به قتل شده و برای اثبات بی گناهی خود تلاش می کند.
دو دوست یک مرد به او کمک می کنند تا انتقام مرگ پدرش را بگیرد. سال ها بعد، او دوباره با دوستانش که اکنون تبهکار شده اند، متحد می شود. چیزی که آنها نمی دانند این است که او اکنون یک پلیس مخفی است...
کارلو و سیلویا پس از دو دهه زندگی مشترک از هم جدا میشوند و هر کدام روابط جدیدی را تجربه میکنند. رابطه سیلویا با یک نئوفاشیست جوان و خشن، تغییری در وضعیت آنها ایجاد میکند.
در فیلم Dabangg 3 چولبال پاندی یک پلیس وظیفه شناس می باشد که به تازگی به همراه همسرش راجو پاندی به شهری جدید در هندوستان رفته و تصمیم دارد در آنجا زندگی خوبی را بسازد ولی در این شهر اتفاقات ناگواری مثل قتل و ادم ربایی و تجاوز رخ می دهد…