در سوپوت، لهستان، یک روانشناس قدرتمند گروهی از غریبهها را به سمت ویلایی باستانی هدایت میکند تا قتلی را که سالها پیش اتفاق افتاده را دوباره به نمایش بگذارند...
وقتی «پل» بیخیال و «لونا»ی نامزدِ مردد در یک عروسی مراکشی بهطور اتفاقی با هم برخورد میکنند، اوضاع پیچیده میشود؛ چراکه آنها متوجه میشوند قادر به فرار از محل برگزاری، خودشان و یکدیگر نیستند.
آدل برای اولین بار شهر کوچکش را به مقصد نیویورک ترک میکند و سارا پشت سر او میماند. در حالی که آنها زندگیهای جداگانه و روابط جدیدی را تجربه میکنند، سکانسهای موزیکال بر سفرهای عاطفی آنها تأکید میکنند.
این فیلم داستان رقابت دو راهب به نام های خاویر و یوهان را روایت می کند. هر یک از آن ها نسخه ی متفاوتی از این رقابت عاشقانه ارائه می دهند. خاویر در صومعه ای یوهان را می بیند و با استفاده از یک صلیب سنگین او را تا سر حد مرگ مورد ضرب و شتم قرار می دهد. پس از این اتفاق هنگامی که یوهان در حال بهبودی از این اتفاق است، خاویر درگیر توهمات وحشتناکی می شود و...
یک جوان با استعداد و زیبا که مبتلا به سلول داسی شکل است، بر انگ اجتماعی، تعصب و عزت نفس پایین خود غلبه می کند تا به موفقیت شغلی، ازدواج و مادری دست یابد....
داستان از دو زاویه روایت می شود: یک زن باردار جوان، و دیگری شوهرش، سربازی که متهم به دست داشتن در کودتای نظامی نافرجام 1976 و ترور ژنرال مورتالا محمد، رئیس دولت نیجریه است...
رد سونیا، ملقب به «شیطانزن شمشیر به دست»، برای بازپرداخت بدهی خونی خود به یک پادشاه شجاع، میپذیرد که ارتش محکوم به فنای او را به سمت مرگی حتمی در مقابل نیروهای مهاجم و طاعونزده دارک آنیسیا هدایت کند. دارک آنیسیا، خواهر خونی سونیا است که عقل خود را از دست داده است.
داستان لولا، یک همسر و مادری همه فن حریف که در تعطیلات تابستانی در مار دل پلاتا، لولا به چیزی برای تغییر نیاز دارد، اما خانواده او آرزو دارند که همه چیز مانند همیشه بماند...