همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
سه همخانه به نامهای جما، مت و استیو تصمیم میگیرند یک آینه نفرین شده را از ebay بخرند و با ثبت فعالیتهای ماوراءطبیعی آن، سعی کنند جایزه یک میلیون دلاری بنیاد جیمز راندی را ببرند. اما آنها به زودی متوجه میشوند که این کار ممکن است برای آنها خطرناک باشد...
یک دکتر مبلغ برای کمک به فقرا در روستایی دورافتاده در کلمبیا میماند، در حالی که بقیه از ترس چریکهای شورشی آنجا را ترک میکنند. با این حال، دوست سابق او به کلمبیا پرواز می کند تا او را بیرون بیاورد...
فیلم "این یک فیلم نیست" با رویکردی طنزآمیز و تلخ، به موضوع پایان دنیا میپردازد. این فیلم، از دیدگاه ذهنی آشفته یک فرد معتاد به فرهنگ عامه، به تصویر کشیدن این رویداد میپردازد.
هنگامی که مایکل برای دیدن دوستش به شهر می رسد، متوجه می شود که یک ویروس مردم را به دیوانگان قاتل تبدیل کرده است. او که در آپارتمان دوستش به دام افتاده است، با یک لوله کش نوجوان همکاری می کند و ...
دو دوست صمیمی به سفر در آمریکای لاتین میروند. آنها با شمنها ملاقات میکنند، داروهای گیاهی را آزمایش میکنند و به این فکر میکنند که وقتی یکی از آنها ممکن است نصف عمر دیگر را داشته باشد، چه چیزی زندگی را ارزشمند میکند.
بارنابی، جوانی 29 ساله، بیکار و بیپول است. او از سوی دوست دخترش ترک شده و در ماشین خود زندگی میکند. اما سرنوشت به او لبخند میزند و او دوباره با مدیسون، دوست قدیمی خود، ملاقات میکند. مدیسون به بارنابی کمک میکند تا زندگی خود را تغییر دهد و در این مسیر، عشقی بین آنها شکل میگیرد.
جک پس از اینکه پدرش در یک سانحه رانندگی کُشته می شود، برای مراقبت از مادرش (که در سانحه مصدوم شده بود) به خانه بازمیگردد. اما رفتن او به آنجا باعث می شود تا اسرار و دروغ های تاریکی در مورد خانواده، پدر و مادر، دوستان و هویتش فاش شود...