ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
4 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 4 جایزه و نامزد دریافت 13 جایزه دیگر.
«فرمانده کرک» و خدمه اش برای نجات زمین از حمله بیگانگان، در زمان سفر کرده و به قرن بیستم می روند تا تنها موجوداتی که می توانند زمین را نجات دهند اما اکنون منقرض شده اند (گونه ای از وال ها) را با خود به زمان حال بیاورند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .BAFTA Film Award. همچنین نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
پدر و نامادري دختر نوجواني به نام «سارا» (کانلي)، او را در خانه گذاشته اند تا از برادر نوزادش «توبي» (فراود) مراقبت کند. گروهي جن با استفاده از اين فرصت، «توبي» را مي ربايند، و سر دسته شان، «جارت» (بويي)، به «سارا» مي گويد که فقط سيزده ساعت فرصت دارد تا از هزار تويي که به شهر اجنه مي رسد، بگذرد اگر موفق نشود، برادرش هم جن خواهد شد.
در ۱۹۸۵، کانر مکلود (کوه نشین) در پارکینگ یک ورزشگاه در نیو یورک سیتی با یکی از جاودانگان به نام فاسیل روبرو می شود، کوه نشین گردن او را قطع می کند که منجر می شود به خروج انرژی و آسیب دیدن تعداد زیادی اتومبیل، کانر شمشیرش را زیر یک اتومبیل می اندازد تا افسران پلیس که به گاراژ نزدیک می شوند آن را نبینند. در طول فیلم داستان کانر توسط تعداد زیادی فلش بک نشان داده می شود، در سال ۱۵۳۶ کانر که هنوز جاودانه نبود توسط یک جنگجوی جاودانه روسی به نام "کارگن" کشته میشود ولی روز بعد سالم و سرحال از جایش بر می خیزید، اقوام و دوستان کانر او را طرد و تبعید می کنند چرا که اعتقاد دارند شیطان در جسم او نفوذ کرده است، ....
قدرتهای کارول دنورز، کاپیتان مارول، با قدرتهای کامالا خان و مونیکا رمبو گره میخورد. این اتفاق آنها را مجبور میکند تا برای نجات جهان با هم متحد شوند...
در سال ۲۰۴۶ در مریخ گروهی پژوهش گر موقع حفاری در یکی از پایگاه های موجودات فضایی بین زمین و مریخ ، به هیچ دلیلی قتل عام می شوند. حال هشت کماندو به فرماندهی «سارج» مأموریت می یابند در این زمینه تحقیق کنند و…
دختران جوانی به نامهای آنجلا و کاترین پس از ناپدید شدن در جنگل، بعد از سه روز بدون هیچ خاطرهای از آنچه با آنها رخ داده بود، باز میگردند. پدر یکی از دختران، که تحت تأثیر وحشت و ناامیدی قرار گرفته است، به دنبال کریس مک نیل می گردد، تنها کسی که قبلاً شاهد چنین چیزی بوده است...
بی مصرف ها ، گروهی از سربازان حرفهای و مجهز به تمام سلاحهای ممکن، آخرین خط دفاعی جهان هستند و زمانی که تمام گزینههای دیگر ناموفق میشوند، برای انجام ماموریتهای خطرناک فراخوانده میشوند...
پاپی متوجه میشود که برانچ زمانی عضو یک گروه پسرانه به نام بروزن بود که با برادرانش فلوید، جان دوری، اسپراس و کلی تشکیل شده بود. اما زمانی که فلوید ربوده میشود، برانچ و پاپی برای متحد کردن برادران دیگر و نجات فلوید به سفری میروند...
یک افسر پلیس تازه کار داوطلبانه آخرین شیفت را در یک ایستگاه پلیس تازه از کار افتاده انجام می دهد تا رابطه مرموز بین مرگ پدرش و یک فرقه شرور را کشف کند...
«ماتيلدا وارم وود» (ويلسن) دختر جوان بي نهايت کنجکاو و با هوشي است که با والدين عامي و بي فرهنگ خود (د ويتو و پرلمن) که اصلا به او توجهي ندارند، بسيار تفاوت دارد. او با بالا رفتن سن، به تدريج کشف مي کند داراي قدرت حرکت دادن اشيا از دور است و مي تواند از اين توانايي در راه از بين بردن رنج هايش و کمک به دوستانش استفاده کند...
«هپي گيلمور» (سندلر)، جوان ساده و خوش قلبي است که هميشه آرزو داشته بازيکن حرفه اي هاکي بشود. او با خبر مي شود که مادر بزرگش قادر به پرداخت بدهي مالياتي دوست و هفتاد و پنج هزار دلاري خود نيست و به زودي خانه اش را از دست خواهد داد. کمي بعد «هپي» به طور اتفاقي متوجه مي شود که استعدادي در ورزش گلف دارد...
برنده 11 جایزه اسکار. همچنین 111 جایزه و نامزد دریافت 75 جایزه دیگر.
تایتانیک، قصه عاشقانهی دو جوان از طبقات اجتماعی متفاوت است که در سفر افتتاحیهی بزرگترین کشتی جهان با هم آشنا میشوند. رز، دختری جوان و اشرافی، برای فرار از یک ازدواج اجباری، خود را به دریا میاندازد و توسط جک، یک هنرمند فقیر و سرزنده نجات مییابد. با وجود مخالفتهای اطرافیان، عشق بین این دو جوان شکوفا میشود؛ اما سرنوشت تلخی در انتظارشان است.