سی و هشتمین دوره مسابقات سالانه سامراسلم قرار است در روزهای ۲ و ۳ اوت ۲۰۲۵ (مصادف با ۱۱ و ۱۲ مرداد ۱۴۰۴) به مدت دو شب در ورزشگاه متلایف در شهر ایست رادرفورد، ایالت نیوجرسی برگزار شود.
در یک رقابت زیرزمینی بیرحمانه، بهترین قاتلان جهان با گروهی سرکش روبرو میشوند که نقشهای مرگبار در سر دارند: آنها باید به مسابقه نفوذ کنند، از کشتار خونین جان سالم به در ببرند و مغز متفکر این رقابت را شکست دهند.
کوتی، یک مرد ناشنوا و لال با شخصیتی پرشور و عدالتخواه است. زمانی که او در یک آسایشگاه ویژه برای افراد کمبرخوردار مشغول به کار میشود، به دنبال برقراری عدالت است. این تلاشها او را به دردسر میاندازد، تا جایی که با قانون درگیر میشود و همین امر باعث تیره شدن رابطهاش با خواهرش، دوی میشود.
در سپتامبر 1998، جنایتی هولناک در خانه خانواده اریکسن رخ داد. برایان 18 ساله، پسر خانواده، به همراه دوستش رابرت لارنس 27 ساله، پدر و مادر خود، باربارا و گوردون را به طرز وحشیانهای به قتل رساندند. این فیلم یک ساعته، جزئیات این جنایت هولناک را به تصویر میکشد.
یک کمدی-درام موقعیتی به زبان پنجابی است که حول محور "هارجیت"، یک کارگزار بیمه ناموفق، و مشاجرات بیپایانش با همسرش "پارم" میچرخد. روال روزانه آنها پر از کنایههای طنز، زخمزبانهای نیشدار، و هرجومرجِ قابل درک یک زوج متأهل طبقه متوسط است.
وقتی آنا، یک زن جوان و جاهطلب آمریکایی، برای تحقق رؤیای کودکی خود به دانشگاه آکسفورد میرود، همه چیز در زندگیاش طبق برنامه پیش میرود تا اینکه با یک مرد محلی جذاب و باهوش آشنا میشود که زندگی هر دوی آنها را به شدت تغییر میدهد.
این اثر، برگرفته از رمان پرفروش نایل ویلیامز است. نیکلاس و ایزابل که گویی برای یکدیگر آفریده شدهاند، چگونه به این حقیقت پی خواهند برد؟ در حالی که ارواح، تقدیر و نیروی عظیم عشق حقیقی آنها را به سوی هم میکشانند، کشمکشهای زندگی نیز در پی جدایی آنهاست.
شش دوست که عازم کنسرتی هستند، در مکانی دورافتاده دچار نقص فنی خودرو میشوند و با یک خانوادهی روانی ساکن در بیابان مواجه میگردند که هر رهگذری را به قتل میرسانند.
زمانی که گروهی از جوانان ثروتمند و دارای نفوذ سیاسی، خواهر سایرا را به قتل رساندند، این دختر ترکمنستانی که شغلی آرام به عنوان نظافتچی باشگاه ورزشی داشت، تصمیم گرفت تا راه پدرش را ادامه دهد و به دنبال انتقام باشد.
فیلمی در ژانر داستانی-تاریخی که به کاوش در زندگی زنی مراکشی میپردازد که در جستجوی حقیقت، با دروغهای موجود در تاریخ خانوادگی خود روبرو میشود. او با پیوند دادن گذشته و حال، تصویری روشن از مراکش مدرن ارائه میدهد.
ماریا بدن، کشاورزی مقتدر و بداخلاق، و پسرش کریستین، در روستایی کوچک زندگی میکنند. زمانی که خبر میرسد قرار است یک کارخانه پنیر صنعتی در روستایشان احداث شود، آنها برای حفظ پنیرسازی سنتی خود دست به کار میشوند. آنها برای مقابله با این پروژه صنعتی به هر کاری متوسل میشوند؛ از باجخواهی و دعوا گرفته تا تعقیب و گریز. این دو برای رسیدن به هدفشان به مکانهای مختلفی مانند نمایشگاه کشاورزی و حتی صحرای مراکش سفر میکنند تا ارزشها و سنتهای خانوادگی خود را حفظ کنند.
یک کارگر چاپخانه که همزمان رهبر یک اتحادیه کارگری نیز هست، مبلغ ۱۰۰ میلیون یورو به او ارث میرسد. این ثروت کلان به جای آنکه خوشبختی برای او به همراه بیاورد، باعث میشود شغل خود را از دست بدهد و زندگی مشترکش نیز به خطر بیفتد.
این فیلم ماجراجویانه خانوادگی در کوههای غولپیکر برفی در اواخر اشغال آلمان اتفاق میافتد. گروهی از کودکان قهرمان یک خلبان فرانسوی سقوطکرده را نجات میدهند. اقدامات آنها شبیه به بازی معروف "تلفن خراب" است - خلبان مانند یک پیام مخفی - تحویل مخفیانه - در مدرسه، بین روستاهای کوهستانی دست به دست میشود. اما کودکان بازی بسیار پرخطری انجام میدهند.
داستان این فیلم در هندوستان دهه بیست میلادی رخ میدهد و درباره پسری جوان است که با یک اسب پرشور دوست میشود. در این دوران پرآشوب، تلاش این پسر برای رام کردن اسب و سوار شدن بر آن، او را به مبارزات مردم کشورش برای استقلال پیوند میدهد.