پری، که مدیریت یک فروشگاه تشک را بر عهده دارد، نقشهای جسورانه برای جلب توجه دختری که به او علاقهمند است، طراحی میکند. اما این تلاشها زمانی به بیراهه میروند که صحنهسازی ربودن برادر آن دختر، ابعادی فراتر از تصور او پیدا میکند.
پسر کوچکی، بعد از اینکه مادربزرگش یک داستان اسطورهای برایش تعریف میکند، با رویدادی ترسناک مواجه میشود. اما آنچه او نمیداند این است که حقیقت دیگری پشت این ماجراها نهفته است.
این کنسرت، نمایانگر بازگشتی قدرتمند به اصالت گروه بلک سبث است؛ بازگشتی که این گروه را در اوج آمادگی و هماهنگی نشان میدهد. آنها با اتحاد دوباره، آهنگهای کلاسیک خود را با همان انرژی خام و دقت افسانهای اجرا کردند. این رویداد که به صورت زنده فیلمبرداری و در سطح جهانی پخش شد، ادای احترامی ویژه به خاستگاه موسیقی هوی متال و گروهی است که این سبک را پایه نهاد.
در ادامه این مجموعه، چهار خواهر و برادر پس از آموزشهای سخت والدین، مأمور میشوند. با درخواست کمک صاحب یک برند آبمیوه، ماجرای جدیدی آغاز میشود: فردی شرور دستور ساخت آبمیوه را دزدیده تا کودکان را ناراحت کند. این بار کل خانواده باید با هم متحد شوند تا او را متوقف کنند. آنها با عشق و هوش، شرور داستان، کوبی را نه تنها متوقف میکنند بلکه خوبی درون او را نیز بیدار میکنند. در پایان، متوجه میشوند که خواهر یا برادر پنجمی در راه است.
میترا، معماری که در یک شرکت بزرگ ساختمانی مشغول به کار است، برای فراهم آوردن فضای لازم جهت ساختوسازهای جدید، اقدام به تخریب یک سازه قدیمی در محل پروژه میکند. این عمل ناخواسته موجب رها شدن موجودی ماوراءالطبیعه به دنیای او میشود که به دنبال آن، آشوب و مرگ همهجا را فرا میگیرد.
زفیر، موجسواری باهوش و آزاداندیش، توسط قاتلی زنجیرهای که وسواس عجیبی به کوسهها دارد، ربوده میشود. او در قایق این قاتل به اسارت گرفته میشود و حالا باید پیش از آنکه قاتل او را طی یک مراسم آیینی به کوسهها بسپارد، راهی برای رهایی خود بیابد.
روبی، دانشآموز سال آخر دبیرستان، که مصمم است در یک کالج آیوی لیگ اخترفیزیک بخواند، با اضطرابش روبرو میشود؛ اضطرابی که بهطور واضح در رؤیاهایش ظاهر میشود و یک ژاکت زشت کریسمس که به نظر جادویی میرسد، محرک آن است.
دو افسر گشت در طول یک شیفت شب با تنشهای فزایندهای روبرو میشوند، در حالی که تماسهای خطرناک را مدیریت میکنند و با شراکت پرتنش و شیاطین درونی خود مقابله میکنند.
استفانی پس از جدایی، راهی میامی میشود و در آنجا به تدریس خصوصی به دو دختر یک معمار مشغول به کار میپردازد. با گذشت زمان، احساسات استفانی نسبت به هری (پدر دختران) عمیقتر میشود؛ اما دختران خانواده با آگاهی از این موضوع، مصمم میشوند تا مانع شکلگیری این رابطه عاشقانه گردند.
روال زندگی آرام آلیس در شهر کوچکش، با ورود رونی که یک نویسنده است، به هم میریزد. اما با آمدن این دوست جدید، مجموعهای از اتفاقات غیرقابل توضیح رخ میدهد که به زودی آلیس و تمام شهرش را در خطر فرو میبرد.
یک دانشجوی ساکن کانادا، به دلیل اتهام فریب همسرش برای دریافت ویزا که منجر به مرگ او شده است، با پیگرد قانونی روبرو است. این حادثه، تلاشهای مضطرب و ناامیدانه خانوادههای مهاجر برای دستیابی به فرصتهای بهتر را برجسته میکند.
در این کمدی معمایی قتل، چندین شیاد که ادعا میکنند پسر یک میلیاردر تازه درگذشته هستند، برای به دست آوردن ثروت او در یک کشتی تفریحی لوکس با یکدیگر رقابت میکنند.
در شهر کوچکی، زنی تنها گرفتار صداهایی میشود. این صداها او را وادار میکنند تا افرادی با نیات پلید را به قتل برساند. او همیشه از این قتلها جان سالم به در میبرد و دستگیر نمیشود، اما آخرین قتلش او را به دنیایی از فساد گسترده، قاچاق انسان و تصاویری ماوراءالطبیعه میکشاند.
«هیلی» که به طراحی مهمانیهای معمایی قتل در عمارت مشهور «بلکتورن» علاقه دارد، با کشف جسد مالک عمارت روبرو میشود. او و همکارش اکنون وظیفه دارند از میان جمع کثیری از مظنونان حاضر در عمارت، قاتل را پیدا کنند.
هنگامی که باشگاه کتابخوانی ناتالی جانستون با نامههای تهدیدآمیز افشاگرانه مواجه میشود، او خود را آماده میکند، اما با اتهام دروغین دخترش به جرمی هولناک، وضعیت وخیم میشود. ناتالی حالا باید نویسنده این نامهها را پیدا کند و دخترش را تبرئه کند.