کابوراگی، که به اتهام قتل بی رحمانه ای تحت تعقیب است، می گریزد و در ژاپن به فرار خود ادامه می دهد. ماتانوکی، کارآگاهی که مسئول پرونده اوست، به دنبالش است. با این حال، پس از گذشت ۴۸۸ روز از فرار کابوراگی، هنوز هیچ اطلاعاتی در مورد هویت واقعی و دلایل احتمالی او برای این جنایت در دست نیست.
آزوسا و کانامی از دوران دبیرستان بهترین دوستان بودند. مرگ ناگهانی کانامی، آزوسا را در اندوهی عمیق فرو برد. اما او با ارسال پیامک به تلفن همراه دوست از دست رفتهاش، کمی آرامش مییافت. والدین کانامی، کنجکاو شدند بدانند که چه کسی این پیامها را میفرستد. وقتی به پرورشگاهی که دخترشان به آن علاقه داشت، سر زدند، از کارهای خیرخواهانهی کسی که این پیامها را میفرستاد، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتند.
یو کاتایاما مرد جوانی است که در روستای دورافتاده اما زیبای کامونمورا زندگی می کند. او از کودکی در آنجا زندگی کرده و به دلیل حادثه ای در گذشته قادر به ترک آنجا نیست. یو برای پرداخت بدهی مادرش در زباله دانی کار می کند.یک روز، میساکی ناکای از توکیو به کامونمورا باز می گردد. یو و میساکی دوستان دوران کودکی بودند. بازگشت او "یو" را تغییر می دهد...
افرادی که یک ویدئوی نفرین شده را تماشا میکنند، ناگهان میمیرند. این مرگها در سراسر ژاپن رخ میدهد. آیاکا ایچیجو (با بازی فوکا کوشیبا) یک دانشجوی فوقالعاده باهوش با IQ ۲۰۰ است. خواهر کوچکتر او به طور تصادفی ویدئوی نفرین شده را برای سرگرمی تماشا میکند. آیاکا ایچیجو سعی میکند راز ویدئوی نفرین شده را فاش کند.
نه سال پس از زلزله و سونامی توهوکو در سال 2011، دو مورد قتل در سندای، استان میاگی رخ می دهد. فرض ها بر این است که دو قربانی توسط یک فرد به قتل رسیده اند. هر دو قربانی تمام بدن خود را بسته بودند و از گرسنگی مردند. یاسوهیسا تون به عنوان مظنون این قتل ظاهر می شود....
وقتی کودکان آزار دیده پس از ناپدید شدن برمی گردند، سوء استفاده کنندگان آنها پس از 3 روز مرگی مرموز پیدا می کنند. خبرنگار روزنامه محلی شونیا درباره مرگها تحقیق میکند، در حالی که دوستش نائومی بیش از حد به یکی از بچههای جن زده نزدیک میشود...
تاما (مگی کادواکی) که به تازگی فارغ التحصیل شده است. تصمیم میگیرد با دوست پسر خود تاکویا (ماساکی سودا) زندگی کند. او تحت تاثیر سخنرانی سوفی کال یک نویسنده فرانسوی قرار میگیرد که باعث می شود ...
"کویچی اوهارا" یک دانش آموز کلاس چهارم میباشد که در حومه ی توکیو زندگی میکند. روزی، او یک سنگی را پیدا میکند که مشخص میشود یک "کاپا" میباشد که از خواب زیرزمینی 300 ساله بیدار شده ...
یک نویسنده با دختر و پسر کوچکش به جزیره ای دورافتاده نقل مکان می کند. پس از استقرار در خانه جدیدشان، همسایه ای به استقبال آنها می آید و قوانین محلی را به آنها می دهد. مهمترین قانون این است که وقتی صدای آژیر جزیره شروع به صدا کرد بیرون نروید...
این بار گودزیلا با موجودی بیگانه و اسرارآمیز که تبدیل به هیولایی به نام "اورگا" می شود مبارزه می کند. آنها برای مبارزه نهایی در شهر شینجوکو به هم می رسند...
داستان درباره یه دختر و پسر خبرنگاره که سر یه سری قتل وحشتناک با هم آشنا میشن و کمکم عاشق هم میشن. هر چی جلوتر میرن، شکها بیشتر میشه و دختره میترسه که شاید عشق خودش قاتل باشه.
پس از ورشکستگی برادران لمن ، سیجیتسو اخراج شد و مجبور شد در شرکتی که از فیشینگ تلفنی برای کلاهبرداری از سالمندان استفاده می کند ، موقعیت جدید را بپذیرد.