یک جنگیر زبده، در حالی که مشغول انجام یک مراسم جنگیری غیرمجاز بر روی پدر خود است، گمان میبرد که موجودی که با آن در نبرد است، احتمالاً یک موجود مقدس و شاید حتی خداوند باشد.
فریدا کالو، دختری کوچک اما متفاوت است. او سرشار از شور زندگی و کنجکاوی است و هر چیزی برایش جذابیت دارد. هنگامی که با مشکلات و چالشهای زندگی مواجه میشود، با قدرت تخیل بیحد و حصرش به مقابله با آنها میپردازد.
اریکا، مترجمی آمریکایی، مخفیانه رمانی را بازنویسی میکند که داستانش در بارسلونا میگذرد. با دعوت آنا (نویسنده اصلی) به بارسلونا برای مراسم امضا توسط یک کتابفروش، ماجرا پیچیده میشود.
با قتل مشتری هانا (که رقیب تئاتری دلورس هم هست)، هانا برای نجات آبروی مادرش ناچار به پیدا کردن قاتل میشود؛ در همین حین، رابطهاش با چاد نیز پیشرفت میکند.
گروه موسیقی مستقل کانادایی "بروکن سوشال سین"، که در اوایل سالهای ۲۰۰۰ میلادی شروع به کار کرد، درباره نحوه شکلگیری خود و دیدگاه ویژه و منحصر به فردشان نسبت به موسیقی به بحث میپردازند.
لیارا به ایتالیا سفر میکند و بدون برنامهریزی قبلی، ویلایی را که محل آشنایی والدینش بوده است، خریداری میکند. او خیلی زود درمییابد که از عهده مدیریت و بازسازی این ملک برنمیآید. بنابراین، مجبور میشود از یک وکیل که اکنون به حرفه تعمیرکاری مشغول است، برای کمک در نوسازی ویلا یاری بخواهد.
آقای هگزنمایستر از زندان فرار کرده و بار دیگر ویکسنبرگ را تهدید میکند. برای یافتن گوی باستانی که قادر به نابودی کل شهر است، مسابقهای علیه زمان آغاز شده است تا قبل از اینکه به دست افراد اشتباه بیفتد، آن را پیدا کنند.
این یک کمدی-درام است که داستان سقوط، سوگواری و بازسازی زندگی سه برادر پنجاه ساله را روایت میکند. این برادران پس از مرگ نابهنگام پدرشان، که در پی یک چالش سطل یخ جان خود را از دست داده است، مجبور میشوند دوباره با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و پیوندهای خانوادگی خود را از نو بسازند.
زی، ملقب به "ملکه مرگ"، قاتلی بیرحم و مزدور است که شهرت او زبانزد خاص و عام است. اما زمانی که از به قتل رساندن زنی نابینا سر باز میزند، در گردابی از شکار و تعقیب گرفتار میشود. همکاران جنایتکارش برای انتقام به دنبال او هستند و یک کارآگاه مصمم نیز در پی دستگیری اوست.
چهار داستان به هم پیوسته که در سال 1987 در اوکلند، کالیفرنیا، اتفاق میافتند، از عشق به موسیقی، فیلم، آدمها، مکانها و خاطراتی فراتر از جهان قابل شناخت ما خواهند گفت.
ارین، اینفلوئنسر شبکههای اجتماعی، میلیونها طرفدار خود را در یک ماجراجویی پخش زنده به داخل یک خانه متروکه و تسخیرشده میبرد تا برای بیماریای که جان دوستش را گرفت، پول جمعآوری کند. هرچه او بیشتر بماند، میتواند پول بیشتری جمعآوری کند.
در ژوئن ۲۰۲۳، زیردریایی اوشنگیت منفجر شد و تمام سرنشینان آن کشته شدند. این گزارش با دسترسی انحصاری به تحقیقات گارد ساحلی آمریکا و ویدئوهای جدید، به بررسی علل این فاجعه و راههای احتمالی پیشگیری از آن میپردازد.
اِینزلی مکگرگور، جرمشناس پیشین، به شهر مادری خود در تگزاس بازمیگردد و در آنجا بازاری برای صنایع دستی دایر میکند. در پی وقوع قتلی در کارخانه شرابسازی یکی از دوستانش، مهارتهای او در حل پروندههای جنایی، همزمان با تدریس جرمشناسی و بررسی این پرونده، بسیار کارآمد و حیاتی اثبات میشود.
مردی که در یک شهر کوچک به ساخت کوکتل علاقه دارد، پس از اطلاع از بیماری لاعلاجش تصمیم به خودکشی میگیرد و با نتایج این کار برای پسر و جامعهاش مواجه میشود.
زن جوانی که به نظر میرسد تسخیر شده است، از یک برنامه رادیویی مسیحی درخواست کمک میکند. مجری برنامه، بیل، او را به خانه خود دعوت میکند تا به او در یافتن رستگاری یاری رساند.
هنگامی که پدر اولیویا، که یک مدلساز است، تصمیم به بازنشستگی از شرکت خانوادگیشان میگیرد، اولیویا خود را شایستهترین فرد برای جانشینی او میداند. با این حال، ورود سایمون با دیدگاههای وسیع و بلندپروازانهاش، نه تنها آرامش و ثبات زندگی اولیویا را به خطر میاندازد، بلکه موقعیت او به عنوان جانشین پدرش را نیز متزلزل میکند.