نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
بعد از اینکه پدره "آلما" درختی با قدمتِ 2000 ساله را برای افتتاح رستوران خود به فروش می رساند ، پدربزرگش بعد از دوازده سال برای بازیابی درخت به پیش "آلما"سفر می کند و ...
"سوکول" و "لورنا" دو مهاجر آلبانیایی هستند که پس از ترک شغل خسته کننده خود به بلژیک می روند.آنها به یک مکان ثابت و پول نیاز دارند."کلاودی" معتادی است که به پول نیاز دارد."آندری" برای رفتن به خارج روسیه به پول نیاز دارد."فابیو" راننده تاکسی ایتالیایی و رئیس یک گروه خلافکار نقشه ای ماهرانه می کشد و ...
یک کمدی سیاه که درباره سه نسل از یک خانواده می باشد که دور هم جمع می شوند برای خاکسپاری بزرگ خاندان. اما این دیدار منجر به پرده برداری از رازها و روابط پنهان اعضای خانواده می شود...
پدر و پسر در پشت بام یک آپارتمان زندگی می کنند. آنها سالهاست به همراه خاطرات و مراسمهای روزمره در دنیای شخصی خود زندگی می کنند. گاهی به نظر برادر و گاهی عاشق هم می رسند. برای دنبال کردن راه پدر، "الکسی" به مدرسه نظامی می رود و...
داستان دختری به همین نام در ایران است که در یک روستا زندگی میکند ولی در رویای فضانورد شدن است. او با دیدن انوشه انصاری در تلویزیون در عملی کردن رویای خود جدی تر میشود و...
یک دختر نوزده ساله آماده می شود تا دست به بمبگذاری انتحاری در میدان تایم بزند.او به یک لهجه نامشخص آمریکایی صحبت می کند و مشخص کردن قومیتش غیرممکن است.ما هیچگاه نمیفهمیم او چرا این تصمیم را گرفته است!ما فقط می دانیم که او به باورش بسیار اعتقاد دارد...
داستان درباره شخصیت «هری ملیکوز» است؛ او ورزشکار و قهرمان شنا است. اما در این میان یک اتفاق هری و دوستان اش را وارد مسیر تازه ای می کند. شخصیت «ماتیس» دوست هری، و «کارولا» خواهر هری، قصد دارند از راه فاضلاب به برلین غربی بگریزند؛ اما در حین فرار «کارولا» باز می ماند و دستگیر می شود. اینک، هری به همراه ماتیس و عده ای دیگر به فکر ایجاد یک تونل هستند که آنها را از غرب به شرق برلین برساند تا هر کدام بتوانند از این طریق، بازمانده هایشان را به نزد خود بیاورند...
"هلینور" سی ساله هنوز با مادر خود زندگی کرده و روزهایش را صرف خوشگذرانی می کند.دختری به او علاقه مند است اما او سعی می کند از تعهد دور باشد."لولا" مربی موسیقی مادرش برای کریسمس به خانه آنها می آید.در شب سال نو او رازی را متوجه می شود و...