نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
راسموس با ماری آشنا میشود و به این باور میرسد که عاشق شده است. در ابتدا همه چیز به خوبی پیش میرود، اما به مرور زمان، ماری رفتارهای تاریک و تسلططلبانهای نشان میدهد و شروع به ترساندن راسموس میکند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 21 جایزه و نامزد دریافت 34 جایزه دیگر.
کریستین یک موزه دار با سابقه و مورد احترام در یک موزه ی هنر های معاصر است یک مرد طلاق گرفته و پدر دو بچه است اما در زندگی اش مشکلاتی بوجود می آید که نیازمند یادآوری انسانیت و مسئولیت پذیری است …
یک نقاش که در جستجوی الهام است، پس از پذیرفتن شغل معلمی در یک شهر کوچک و تبدیل شدن به پرستار ادی، دانشجوی هنر مطیع و آرام که به نوعی بیماری نادر راه رفتن در خواب مبتلاست، ناگهان منبع الهام غیرمنتظرهای پیدا میکند.
یک زن، کارلا، از کاترین دعوت می کند تا تعطیلات را با او بگذراند، به این امید که آنها بهترین دوستان شوند. همانطور که معلوم است، هیچ چیز طبق برنامه پیش نمی رود، اگرچه کارلا با مردی به نام جوناس ملاقات می کند و برای اولین بار عاشق می شود...
سیکان، وانهدن و راکی یک شب سعی می کنند از کلوپ شبانه برنز غارت کنند، اما وانهدن مرتکب اشتباه شده است و پسر عموی دائما مست خود را دعوت می کند و او نقشه را خراب می کند...
تابستان در دانمارک با روزهای بلند و شبهای خنک سپری میشود. در این میان، احداث تونلی برای اتصال دانمارک به آلمان در حال انجام است. در این بین، سه نفر با یکدیگر ملاقات میکنند و سپس هر کدام به مسیر خود ادامه میدهند.
کریستیان، فارغالتحصیل تازهی دبیرستان و ۱۸ ساله، عاشق سانِه، مادر مجرد ۳۶ سالهای میشود که در کار تابستانی او وی را اغوا میکند. رابطهی پرشور آنها باعث میشود که او جنبههای جدیدی از وجود خود را کشف کند.
نیل، استادکار، برای نصب آشپزخانه جدید سوش می آید. آنها بلافاصله به یکدیگر علاقه مند می شوند. این علاقه برای آنها که در روابط پرمشکل خود هستند، یک راه فرار شیرین است...