نیاز به پنهانکاری نیست؛ ما امروز به کمک شما نیاز داریم. در تمام روزهایی که اینترنت با اختلال روبهرو بود، نایتمووی از جیب هزینه کرد، قیمتها را ثابت نگه داشت و خدمات را رایگان ارائه داد تا شما تنها نمانید. حالا هم بهجای گرانی، ۲۰٪ تخفیف روی تمامی بستهها اعمال کردیم تا دسترسی برای همه سادهتر شود.
ما حجت را تمام کردیم و حتی روزهای از دست رفته را به اشتراک شما اضافه میکنیم. اما صادقانه بگوییم: نایتمووی برای ادامه مسیر به نفسهای شما بند است. حمایت شما فقط "همین امروز" میتواند ما را از خطر تعطیلی نجات دهد؛ فردا شاید فرصتی برای جبران نباشد.
✨ نشون بدیم که قدرشناس خدمات وفادارانه هستیم. نگذارید این مسیر مشترک اینجا به پایان برسد. ✨
⚠️ اطلاعیه مهم: در زمان اختلال بعضی کاربرا خرید کردن و کدشون فعال نشده لطفا از طریق پشتیبانی به مدیر پیام بدید ما تک تک شما رو داریم دستی فعال میکنیم. میتونید با پشتیبانی سایت مولتی کی هم ارتباط برقرار کنید.
در آیندهای نزدیک، مکس و دخترش رباتهای سرقتی را در بازار سیاه میفروشند. بعد از آخرین نقشهشان، مکس حضانت دخترش را از دست میدهد و مجبور میشود به آخرین رباتی که دزدیده، یعنی T-O، تکیه کند. T-O آماده است تا برای کمک به او هر کاری انجام دهد.
کشتی متروکهای که قدمت آن به پانصد سال میرسد، در ساحل یک شهر کوچک ظاهر میشود. مورخی به نام النا و گارد ساحلی محلی برای بررسی این موضوع به محل اعزام میشوند. اما آنها درمییابند که این کشتی خالی از سکنه نیست و خدمه نفرینشده کشتی نقشههای هولناکی برای مزاحمان در سر دارند.
داستان در دهه ۱۹۵۰ میلادی در فرانسه و در نزدیکی رودخانه آرام مارن اتفاق میافتد. زندگی فرانسوا، پسربچهای رویاپرداز و بسیار خلاق، وقتی تغییر میکند که پدرش تصمیم میگیرد در باغ خانه یک قایق بسازد. این کار آغاز ماجراجویی بزرگ خانواده میشود؛ پروژهای مشترک برای ساختن قایقی که آنها را به سوی سفری میان واقعیت و رویا خواهد برد.
فیلم «وادا غار»، یک درام خانوادگی است که در پنجاب و کانادا روایت میشود. این فیلم درباره زندگی دو برادر است و نشان میدهد که خانه واقعی به معنای آدمها و روابط است. داستان، همزمان دو ماجرای عاشقانه را هم دنبال میکند و به موضوعات مهمی مثل عشق و فداکاری میپردازد.
زندگی پر از شادی نجلا و محسن در ابتدای ازدواجشان، با مرگ ناگهانی محسن در یک تصادف به سیاهی میگراید. نجلا نمیتواند با این فقدان کنار بیاید و با این باور که محسن باز خواهد گشت، هر کاری میکند تا این اتفاق بیفتد، اما هر قدمی که برمیدارد او را در مسیر دشوارتری قرار میدهد و مشکلات بزرگی برایش به وجود میآورد.
یک زوج متأهل با بحرانی جدی روبرو میشوند؛ همسر، که به خاطر مسئولیتهای زیاد و استرس، تبدیل به یک «ابر مادر» شده و قدرش ناشناخته مانده، در طول تعطیلات دچار فروپاشی روانی میشود. این فروپاشی باعث میشود که او به شخصیت بیدغدغه و اهل مهمانی دوران دانشجوییاش بازگردد.
هنرمندی ناموفق که درگیر سینمای کالت است، با ساختههای تاریک خود هویتش را از دست میدهد و هیولای فیلمهایش را در واقعیت میبیند. این وضعیت باعث میشود او نتواند حقیقت را از خیال تشخیص دهد.
در میانه یک خشکسالی شدید و ویرانگر، دو کشاورز استرالیایی برای نجات شهر خود در مناطق دورافتاده، تصمیم به برگزاری جشنواره گل آفتابگردان میگیرند. این ایده ساده و کوچک، برخلاف تمام موانع بزرگ و غیرممکن، به موفقیت میرسد و نه تنها به شهرشان، بلکه به کل دنیا شور و شادی میبخشد.
ابراهیم، فوتبالیست جوان ۱۸ ساله، در حال آماده شدن برای امضای اولین قرارداد حرفهایاش در باشگاه لیون است، اما با ورود یک مدیر برنامهی خارجی قدرتمند، او و پسرعمویش مجبور به رقابت با زمان در بازار نقل و انتقالات میشوند.
داستان به زندگی سنفال، زنی متأهل و مادر یک دختر دو ساله میپردازد که در تلاش است به عنوان یک مدل و بازیگر موفق شود. در دوران تاریک مککارتی، او و خانوادهاش ایالات متحده را ترک میکنند و به امید آرامش و آزادی به فرانسه سفر میکنند. در آنجا، برای مدت کوتاهی طعم شادی و رهایی را میچشند...
داستان درباره یک دانشجوی کالج به نام مکس است که در یک متل قدیمی کار میکند. او با ورود دو برادر به متل، به رازی در اتاق آنها پی میبرد که باعث به خطر افتادن جانش میشود.
یک فیزیکدان متخصص در فیزیک کوانتوم، موفق به ساخت دستگاهی میشود که دریچهای به یک جهان زیراتمی میگشاید. این دانشمند، در حین تلاش برای نمایش عملکرد دستگاه خود، به طور تصادفی به یک کشف بزرگ دست پیدا میکند: روشی انقلابی برای درمان بیماری سرطان.
زنی که داغدار از دست دادن دخترش در زلزلههای کرایستچرچ است، به عنوان معلم حقالتدریس به یک مدرسهی سطح بالا میرود. او در آنجا به طور ناگهانی درمییابد که دانشآموزان به اندازهی کافی راهنمایی و توجه دریافت نمیکنند. این شرایط او را برمیانگیزد تا برای آنها منبع الهام و پشتیبانی باشد.
موارد ناپدید شدن مرموز گردشگران چشمه آب گرم در شهر آتسومی در استان S گزارش شده است. قربانیان در نهایت با علائم جراحات شدید در بدنشان که شبیه به یک حمله کوسه وحشیانه بود، مرده پیدا شدند.
یک جوان بیباک اهل شهر تلاش میکند تا رفتارهای سرکشانه خود را کنار بگذارد. او در این مسیر نه تنها خود را احیا میکند، بلکه در نهایت ثابت میکند که شایسته احترام همان مردمی است که پیشتر او را از خود رانده بودند.
با ناپدید شدن استفانی ۱۵ ساله، مادرش هلنا احساس میکند که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد. او باور دارد که شاید جنون بتواند راهی برای آشتی و عشق دوباره باشد.