ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
یک سرآشپز معروف درست پیش از دریافت سومین ستاره میشلن خود، ناپدید میشود. کلارا، دخترش، اداره رستوران را به دست میگیرد و پس از دو سال، برای یک کنگره آشپزی به تایوان دعوت میشود.
آشپزی جوان که در شرف راهاندازی رستوران اختصاصی خود در شهر پاریس است، به دلیل یک اتفاق اورژانسی در خانوادهاش، ناچار میشود به زادگاه خود بازگردد. در این بازگشت و به دور از فضای شهری، خاطرات قدیمیاش در ذهنش زنده میشوند و تمام باورها و قطعیتهای او دچار تردید میگردند.
داستان در مورد دختری به نام ساتی است که در روستایی در منطقه آراکو زندگی میکند. او بدون اینکه مورالی، راننده یک تاکسی، را از نزدیک دیده باشد، از طریق تلفن عاشق او میشود.
داستان در مورد برادری است که از خواهرش در برابر مشکلات گوناگون زندگیاش محافظت میکند. در این اثر، پیوند عمیق و زیبای بین خواهر و برادر به تصویر کشیده میشود و نشان میدهد که آنها چگونه با وجود سوءتفاهمها، رابطهشان را حفظ میکنند و ادامه میدهند.
زنی به قصد یک فرصت شغلی در زمینه هنر و با این تصور که قرار است در پاریس فرانسه باشد، وارد یک برنامه تلویزیونی دوستیابی میشود. اما خیلی زود درمییابد که محل برنامه در واقع در پاریس تگزاس است. او تلاش میکند تا از برنامه کنار گذاشته شود، اما به طور غیرمنتظرهای دلباخته شخصیت اصلی برنامه (بچلر) میشود که همین موضوع، تمام برنامهریزیهای قبلی او را به هم میریزد.
این داستان در مورد چهار دوست به نامهای جولیو، جما، پائولو و ریکاردو است که زندگی آنها طی چهل سال، تاریخ ایتالیا از دهه ۸۰ تا امروز را روایت میکند و به عشقها، موفقیتها و شکستهایشان میپردازد.
دو مادر از نسلهای متفاوت باهم متحد میشوند تا آینده فرزندانشان را تضمین کنند، اما فرزندانشان که متعلق به نسل زد هستند، نقشههای دیگری دارند و همین موضوع باعث ایجاد اختلاف و شکاف بین آنها میشود.
داستان درباره کارگر رستورانی است که با یک تلویزیون مرموز به مدرسهای ویژه تبهکاران سینمایی منتقل میشود. او در این مدرسه، نه تنها هدف جدیدی در زندگی پیدا میکند، بلکه فرصتی برای انتقام گرفتن از کسانی که به او بدی کردهاند، به دست میآورد.
در میان حلقههای جرم و جنایت مرتبط با مواد مخدر، خبرچینهای موسوم به «یابا» اقدام به فروش اطلاعات مجرمان میکنند. مجرمان نیز از این اطلاعات به منظور تخفیف در مجازاتهای خود بهره میبرند و در مقابل، نیروهای انتظامی از آن برای انجام دستگیریها استفاده میکنند. بدین ترتیب، «یابا»، پلیس و دادستانها یک مثلث اساسی و تعیینکننده را شکل میدهند.
سارا، استر و میریام سه خواهری هستند که تمام عمر خود را در مزرعهای که پدر و مادربزرگشان آنها را در آن بزرگ کردهاند، گذراندهاند. آنها خانوادهای مسیحی و به شدت معتقد هستند و آموزهها و مجازاتهای کتاب مقدس، به ویژه عهد عتیق، را تمام و کمال رعایت میکنند. این سه خواهر به هیچ واسطهای میان خود و خدا، هیچ کلیسایی و هیچ قربانیای باور ندارند.
سیمون، مبارز ونزوئلایی تبعیدی در میامی، باید بین شروع یک زندگی جدید و بازگشت به کشورش برای مبارزه با یک رژیم ظالم یکی را انتخاب کند. این انتخاب برای او همراه با آسیبهای روحی و احساس گناه است.
چهار خواهر که زندگیهای جداگانهای داشتند، پس از مرگ پدرشان در مهمانخانهای که به ارث بردهاند، دور هم جمع میشوند. بودن دوباره در یک مکان پس از سالها، اولین قدم برای درک و بخشش یکدیگر است.
دونگهو، گیاهشناس بازنشسته، در گلخانهاش تنها زندگی میکند تا اینکه با بوم، دختربچهای ۱۲ ساله، آشنا میشود. بین آنها رابطهای دوستانه شکل میگیرد، اما بوم ناگهان ناپدید شده و دونگهو را نگران میکند. دونگهو پس از چند روز انتظار، برای پیدا کردن بوم سفر خود را آغاز میکند.
سو-یونِ ۱۳ ساله پس از مرگ مادربزرگش تنها میماند. او که در صورت عدم یافتن سرپرست، باید به مرکزی برای نگهداری از کودکان سپرده شود، زوجی را میبیند که توجهش را جلب میکنند. این زوج در حال به فرزندی پذیرفتن دختر هفت سالهای به نام سون-یول هستند و بسیار خوشحال به نظر میرسند. سو-یون سعی میکند به سون-یول نزدیک شود، اما متوجه رفتارهای مشکوکی از او میشود.
کیم جونگ-مین، نویسنده رمانهای عاشقانه، برای یافتن الهام به اوکیناوا سفر میکند و در آنجا به طور اتفاقی با همنام خود، کیم جونگ-مین، که یک هنرمند وبتون است، آشنا میشود. با وجود تفاوتهای شخصیتی، مسیر آنها در این سفر غیرمنتظره به هم گره میخورد و داستانی عاشقانه را شکل میدهد که زندگی هر دو را تغییر میدهد.
در بحبوحه هرج و مرج جنگ جهانی اول، پدری که سوگوار از دست دادن عزیزی است، به قهرمانی برمیخیزد. او در حالی که با گروهی از روستاییان از دست دشمنی بیرحم و انتقامجو میگریزد، آنها را به سوی مکانی امن هدایت میکند.