ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
این فیلم یک داستان ماوراءالطبیعه است که در سال ۱۷۸۰ در روزنالیس، شهرستان کوئینز (کوئینز کانتی) اتفاق میافتد، جایی که لیدیا، یک نوجوان، باید برای نجات خواهر کوچکتر بیمارش، تربیت کوئیکر خود را به چالش بکشد.
گروهی متشکل از پنج دوست برای گذراندن آخر هفته به مکانی دورافتاده میروند. در طول اقامتشان در آنجا، از آنها خواسته میشود که تمام فناوریهای خود را برای مدت اقامت کنار بگذارند. یکی از دوستان با این الزام دست و پنجه نرم میکند، تسلیم میشود و سعی میکند بقیهی زمان را به خوبی بگذراند.
دو دوست قدیمی - یک متخصص محتاط ارزهای دیجیتال و یک کارآگاه بازنشستهی آزاداندیش - برای مقابله با یک سندیکای جرایم سایبری که شهر و خانوادهشان را تهدید میکند، تبدیل به گروهی خودسر میشوند.
وقتی یک نویسنده موفق متوجه میشود که دوست پسرش با دوست سابق دانشگاهش نامزد کرده است، این دو زن دوباره با هم ارتباط برقرار میکنند و با بهترین دوست نویسنده همکاری میکنند و یک خیانت دردناک را به سفری غیرمنتظره از دوستی و بهبودی تبدیل میکنند.
یک جستجوگر لوکیشنهای خسته، جادوی کریسمس را در میستلتو، شهری زیبا در کوهستان بلو ریج، کشف میکند، جایی که زندگیاش در یک مسافرخانه تاریخی به یک عاشقانه واقعی برای تعطیلات تبدیل میشود.
یک جنگجوی افسانهای از زندگی ساده و فروتنانهاش ظهور میکند تا نیروهای قدرتمندی را که سرزمینش را تهدید میکنند، به چالش بکشد، در حالی که پیشگوییهای باستانی و پیوندهای خانوادگی، سفر او را شکل میدهند.
رویاهای یک نوجوان در اثر یک تصادف رانندگی نابود میشود. سالها بعد، او به یک مادر فوقالعاده مصمم با عصا تبدیل میشود و نمایشهای کریسمس باشکوهی را ترتیب میدهد. مسائل شخصی او را مجبور میکند تا با تغییر روبرو شود و روح واقعی این فصل را دوباره کشف کند.
در جریان کشتار نانجینگ که در سال ۱۹۳۷ رخ داد، پستچیای به نام آ چانگ خود را به عنوان یک عکاس معرفی کرد. او به ظاهر به نیروهای ژاپنی کمک میکرد، اما در خفا، پناهندگان چینی را در مکانی امن نگه میداشت. با گذشت زمان، او با فداکاری جان خود را به خطر انداخت تا این پناهندگان را نجات دهد و مدارکی را که از جنایات وحشتناک نیروهای ژاپنی به دست آورده بود، آشکار کند.
آلینا که خانوادهای هماهنگ و دوستداشتنی دارد، هرگز انتظار نداشت که ورود یک پرستار بچه جدید به خانهشان به یک تهدید جدی تبدیل شود. اکنون، آلینا با انتخاب بین رها کردن یا مبارزه برای حفظ وحدت خانوادهاش روبرو است.
در شرایطی که وفاداری ملی به دروغی بزرگ تبدیل شده، نوجوانی شجاع تصمیم میگیرد برای افشای حقیقت دست به ریسک بزرگی بزند. او که تحت تعقیب گشتاپو است، در کشمکش درونی برای یافتن معنای واقعی یک شهروند خوب آلمانی بودن قرار میگیرد.
دختری که مورد آزار و اذیت قرار گرفته به امید صلح به مدرسه دیگری منتقل میشود، اما آسیبهای گذشتهاش او را منزوی میکند - تا اینکه مجموعهای از نامههای مخفی پنهان در اطراف مدرسه را کشف میکند و او را به سفری مرموز برای کشف نیت واقعی فرستنده آنها سوق میدهد.
در سال ۱۹۶۷، همزمان با شدت گرفتن جنگ ویتنام، یک تیم چریکی انقلابی ویتنامی به هدف اصلی ارتش ایالات متحده تبدیل شد - که وظیفه داشت به هر قیمتی از یک گروه مخفی از مأموران اطلاعاتی محافظت کند.
برای اینکه روح جیا مین فرار کند و دیگر او را آزار ندهد، مای تین با جیا مین دست به دست هم دادند تا برای حفظ خانه اجدادی که مورد اختلاف اقوام بود، برنامهریزی کنند و از پدربزرگش خواستند که ملک را تقسیم کند.
نهی خواهرزن کی، آن، تو و نهو است که زندگیهای متفاوتی دارند. وقتی آنها برای سالگرد مرگ پدرزن/پدرشان در خانه اجدادی جمع میشوند، نهی پیشنهاد میدهد که خانه مخروبه را نوسازی کنند و تنشها بالا میگیرد.
عکاسی به نام حنافی برای رهایی از خستگی به روستایی دورافتاده سفر میکند و با کمک دختری محلی به نام رینای، هم با فرهنگ روستا آشنا میشود و هم رازی بزرگ را کشف میکند.
یک سرباز بازنشستهی بیخانمان که مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه است، از سوی گروهبان سابقش پیشنهادی دریافت میکند: پول زیادی در ازای اینکه شکار تفریحی شود. اگر یک ماه زنده بماند، پول را نگه میدارد؛ اگر بمیرد، پول به خانوادهی ازدسترفتهاش میرسد. شکار شش ماه بعد در خارج از کشور آغاز میشود.