با توجه به شرایط جاری اینترنت، تمامی خدمات ما مجدداً رایگان شد. همچنین اطمینان میدهیم که در صورت تداوم فعالیت، تمامی روزهای از دست رفته به اعتبار حساب شما افزوده خواهد شد.
با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و خانواده محترمتان.
جوان سوک، نویسندهای مشهور و همسرش دوک هی که مربی هنر است، به سفری میروند. در این سفر، جوان سوک به طور ناگهانی جان خود را از دست میدهد. دوک هی که در سوگ همسرش غرق شده است، به رازی غیرمنتظره در مورد او پی میبرد.
مردی با اشتیاق به تحقق رویای خود برای راهاندازی یک شرکت هواپیمایی ارزانقیمت، با مخالفت و کارشکنی رقبای سودجو در این صنعت روبرو میشود که منافع و امنیت مسافران او را به خطر میاندازند.
زندگی چهار زن به طور غیرقابل بازگشتی در هم تنیده می شود، پس از اینکه یک غریبه به شهر آنها می رسد و اسلحه به دست می گیرد تا یک فرد خارجی گریزان را تعقیب کند...
داستان مردی به نام آناتولی است که برای مراقبت از مادرش که در بستر بیماری است، به خانهشان بازمیگردد. رویدادهایی مانند دیدار با برادرش و زنی که او را دوست دارد، باعث میشود تا او به گذشته و تصمیمهایی که گرفته است، فکر کند.
داستان «سال روباه» روایتگر زندگی دختری نوجوان به نام ایوی است که درگیر مشکلات خانوادگی و اجتماعی میشود. او در جامعهای زندگی میکند که چشم بر روی رفتارهای نادرست میبندد و ایوی باید برای پیدا کردن هویت خود در این شرایط سخت تلاش کند.
داستان زندگی خانواده چارلز را دنبال میکند که با تصمیمگیری در مورد سرنوشت یک میراث خانوادگی، یعنی پیانوی خانوادگی، با موضوعاتی مانند میراث خانوادگی و مسائل دیگری روبرو میشوند.
بارداری غیرمنتظرهی لولا،برنامههای زندگی او را به هم ریخت. او در برابر مادرشدن مقاومت میکند، در حالی که برونو مشتاق پدر شدن است. این شرایط، لولا را مجبور میکند که با ترسها و انتظارات جامعه روبرو شود و برای آیندهی خود به دنبال یقین باشد.
نیروهای امنیتی مالزی در عملیات سرکوب گروه شبهنظامی وابسته به سلطنت سولو، که با نام "عملیات دولت" شناخته میشود، در منطقه لاهاد داتو ایالت صباح به مقابله پرداختند.
کای، یک زن خانهدار است که زندگی روزمرهاش دچار یک بحران جدی میشود. پس از یک اتفاق تصادفی، او مجبور میشود به گذشته و آینده خود فکر کند و تصمیمات مهمی بگیرد.
متیو در پاریس زندگی میکند و آلیس در یک شهر ساحلی کوچک. آنها رابطهای کوتاه با یکدیگر دارند و سپس هر کدام مسیر خود را دنبال میکنند. متیو برای رهایی از غم و اندوه خود به یک مرکز آب درمانی میرود و در آنجا به طور اتفاقی آلیس را دوباره میبیند.