داستان، حول محور یک افسر کره شمالی میچرخد که تصمیم به فرار میگیرد. این تصمیم، او را درگیر یک تعقیب و گریز مهیج و خطرناک با یکی از افسران بلندپایهی ارتش کره شمالی میکند.
سازندگان سینما تصمیم گرفتهاند تا انیمیشن کلاسیک دیزنی، "سفیدبرفی و هفت کوتوله" که در سال ۱۹۳۷ ساخته شده است را با استفاده از بازیگران واقعی به یک فیلم سینمایی تبدیل کنند.داستان فیلم درباره شاهزاده خانمی است که برای نجات پادشاهیاش از دست ملکه بدجنس، با هفت کوتوله همراه میشود.
نویا، یک گوشهگیر رنجکشیده، و فریا، یک غریبه مرموز، سفری جادهای و زیبا را آغاز میکنند که به هرج و مرج کشیده میشود. در حالی که برای فرار از گذشته تلاش میکنند، دوستی آنها در هر پیچ مورد آزمایش قرار میگیرد و همه جادهها به یک افشاگری تکاندهنده منتهی میشوند.
در یک ماجراجویی هیجانانگیز تعطیلات، ساموئل و سگش آتنا برای نجات کریسمس با یک رئیس مافیای حیلهگر روبرو میشوند. کلانتر جیکوبز، با بازی کوبا گودینگ جونیور، برنده جایزه اسکار، به آنها در این تلاش کمک میکند و شجاعت او برای رسیدن به یک نتیجه جشن بسیار مهم است.
هنگامی که یک ترول خطرناک جدید از خواب بیدار میشود، نورا، آندریاس و کاپیتان کریس یک بار دیگر وارد عمل میشوند؛ اما این بار، برای شکست دادن آن به یاری بیشتری نیاز خواهند داشت.
وقتی بابانوئل مریض میشود، رابل برای نجات حال و هوای تعطیلات پیشقدم میشود و در عین حال با نقشهی موذیانهی شهردار هامدینگر برای دزدیدن هدایای همه رقابت میکند.
وقتی بابانوئل، در بحبوحه یک بحران وجودی، تصمیم به تعطیلات میگیرد، همسرش مارگارت - که همیشه آماده حمایت (و تحمل) شوهرش است - چارهای جز رفتن به سر کار و نجات خاصترین روز سال ندارد.
جودی هاپس، پلیس شجاع خرگوشها، و دوستش، روباه نیک وایلد، دوباره با هم متحد میشوند تا پرونده جدیدی را حل کنند، خطرناکترین و پیچیدهترین پرونده دوران حرفهایشان.
مردی در یک راهروی زیرزمینی گم میشود. او به دنبال "راهنما" در این گذرگاه پیش میرود، اما پیدرپی اتفاقات غریبی برایش رخ میدهد. آیا این مکان واقعی است یا صرفاً یک توهم است؟ آیا مرد میتواند از این راهرو فرار کند؟
وقتی آلما متوجه میشود که شرکت پدرش قصد تخریب زمین بازی را دارد، مصمم میشود که مناطق سبز را نجات دهد. آلما چارهای ندارد جز اینکه با بدترین دشمنانش - گروه اسکیتبازان لونا - متحد شود.
دریاچه جِساپ در فلوریدا، متراکمترین دریاچه از نظر تعداد تمساح در کل ایالات متحده است - که مردم محلی آن را به عنوان «جایی که میتوانید مادر شوهرتان را برای اسکی روی آب ببرید» میشناسند. این داستان ۱۳ روز جهنمی در این دریاچه در سال ۲۰۰۳ است.
داستان درباره موجودی کوچک به نام «استیچ هد» است که توسط یک پروفسور دیوانه در قلعهای بیدار میشود تا از دیگر ساختههای پروفسور در برابر مردم شهر گروبرز نابین محافظت کند.
دو برادر ماجراجویی بینظیری را آغاز میکنند - سفری در اعماق تونلهای جنگ جهانی دوم در جبل الطارق برای یافتن گنجی گمشده. پیچیدگیهایی پیش میآید و آنچه که به عنوان یک ماجراجویی آغاز شده بود، در نهایت به یک موقعیت مرگ و زندگی برای زنده ماندن تبدیل میشود.
فتح اسرائیل در زمانی اتفاق افتاد که کنترل مصر بر کنعان تضعیف شده بود. سقوط اریحا اولین فیلمنامه از سه فیلمنامهای است که داستان یوشع را روایت میکند، کسی که پس از مرگ موسی رهبر جدید بنیاسرائیل شد. یوشع با استفاده از علم غیب، اولین لشکرکشی نظامی علیه کنعانیان را در ارتفاعات مرکزی کمجمعیت رهبری کرد.
انتقامجویان حتی تو بدترین موقعیتهای کیهانی همیشه یه جورایی پرچم امید دستشون بود، کسایی که میتونستن کل روز مبارزه کنن و کیف کنن. ولی تاندربولتسها؟ اونا کلاً یه چیز دیگهن! این فیلم جدید مارول یه تیم عجیب و غریب رو جمع کرده، نه قهرمانای خوشرنگ و لعاب، بلکه یه سری آدم غرغرو و ناسازگار. یلنا بلووا، قاتل بیوهی سیاه که طعنههاش باحاله، باکی بارنز، سایبورگ روس که قبلاً مامور مخفی بود، جان واکر که کاپیتان آمریکا رو ضایع کرده، گوست که دشمن تغییرشکلدهندهست، رد گاردین، سرباز قدیمی شوروی، تسکمستر که هر حرکتی رو میتونه کپی کنه و یه شخصیت مرموز به اسم «باب». باور کن، اینا اصلاً تیمی نیستن که بخوای واسه نجات دنیا روشون حساب کنی!