جی. جی. اشترنکمپ داستان رابطهاش با پدر و مادرش را تعریف میکند: مادرش سیندی (با بازی روسو) و پدرخواندهاش فرانک (با بازی پلات)، که در گذشته عضو گروه موسیقی اوکسو بودند، گروهی که با آهنگ "Whirly Girl" موفقیتی یکباره کسب کردند...
پس از ترک تحصیل ، هیروشی در یک مدرسه دولتی ثبت نام می کند و با گروهی از اراذل و اوباش سر به سر می شود. او عاشق مهمانی های بی پروا، سیگار کشیدن و مشروب خوری است اما ...
پس از اینکه برای سومین بار مورد اصابت رعد و برق قرار می گیرد، یک آدمک روستایی خجالتی متوجه می شود که هرکسی که با او در تماس است او را غیرقابل مقاومت می داند...
یک مرد میانسال ژاپنی برای شرکت در عروسی دوست مقیم آمریکایی خود به کالیفرنیا سفر می کند. قبل از این رویداد بزرگ، آنها آخرین سفر خود را به دره ناپا انجام می دهند، جایی که طعم شراب را می چشند و با عشق و علاقه مواجه می شوند...
مارتین و ماریانا افرادی اندکی آسیب دیده اند که در ساختمان هایی درست روبروی یکدیگر زندگی می کنند. در حالی که آنها اغلب متوجه یکدیگر نمی شوند ، جدایی ممکن است همان چیزی باشد که آنها را به هم نزدیک می کند.
نویسندهای که به زادگاهش بازمیگردد تا برای کلاسی از دانشآموزان فارغالتحصیل دبیرستان سخنرانی کند، باید با احساساتش نسبت به شعلهای کهنه و همچنین پیشرفتهای دانشآموزی که برایش داغ است کنار بیاید...
زن جوانی برای اینکه از شغلش اخراج نشود وانمود می کند که باردار است. هنگامی که همه افراد درگیر در زندگی او با او برخورد ویژه ای می کنند، او سعی می کند نه ماه این دروغ را حفظ کند...
3 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 8 جایزه و نامزد دریافت 12 جایزه دیگر.
: "جین" مادر سه فرزند، و صاحب یک رستوران و نانوایی است و نزدیک به یک دهه است که از شوهرسابق خود "جیک" جدا شده است. او به تازگی با مرد معماری بنام" آدام" رابطه عاطفی ایجاد کرده ، پس از ملاقات شوهر سابقش احساس می کند هنوز به او علاقه مند است و همین مسئله او را دچار سردرگمی می کند …
وتریول، یک راننده مسابقه ای، پس از اطلاع از بدهکاری یک دون مستقر در مالزی به پدرش، برای پیگیری این موضوع به مالزی سفر می کند. او زمانی که با دون ملاقات می کند، متوجه می شود که ممکن است پدرش هنوز زنده باشد و ...
پسری به نام باما در دوران کودکی خود به دختری به نام تیارا علاقهمند بود. اما تلاشهای او برای جلب توجه تیارا همواره با نتیجه منفی مواجه میشد. پس از ۱۵ سال، باما به یک معمار موفق تبدیل شده است و با دختران زیادی قرار ملاقات میگذارد. اما یک روز، باما به طور ناگهانی متوجه میشود که قضیهای عجیب درباره خودش رخ داده است...
2- شهری آرام و زیبا زمانی که دو پوکمون قدرتمند، دیالگا و پالکیا، با هم برخورد میکنند و میجنگند، به هرج و مرج کشیده میشود. این دو پوکمون ابعاد زمان و مکان را تحریف میکنند. تنها امید، دارکرای ، یک پوکمون سایهای است که توسط مردم شهر طرد شده است...
والدین میکلوس فنوی به کشور کمونیستی مجارستان بازگشته و در مرکز شهر ساکن شدند ، در حالی که همه مردم از آنجا فرار کرده یا در حال فرار به کشورهای غربی و مخصوصاً ایالات متحده اِمریکا میباشند. برای میکی جوان، آمدن از کشور آزادی مثل اِمریکا و ورزشهای لذت بخش و پوشیدن لباسهای تابستانی سبک هاوایی به همچین جایی که مملو از شورش و نزاع است و دستخوش دیکتاتوری نظام است ،کار راحتی نیست..