چند مرد به دهکده ای دورافتاده می روند تا به یکی از دوستان خود در طلاقش کمک کنند.اما پس از رسیدن به دهکده متوجه می شوند همه زنان دهکده به ویروسی آلوده شده اند که آنها را تبدیل به موجوداتی مرد خوار کرده است….
لنی و پونس، راکهای تریلر، قسم خوردهاند که از کیسه زباله میلیاردی روت رو و از دستیار پف کردهاش دومینیک، که اختراع جالب پونس، آبمیوهگیری زباله را دزدیدهاند، انتقام خواهند گرفت.
2 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 17 جایزه و نامزد دریافت 54 جایزه دیگر.
داستان فیلم از یکی از روزهای پایانی فیلم، روز 488 شروع می شود و یکباره همه چیز به روز اول بازمی گردد. داستان اصلی از تاریخ 8 ژانویه هنگامی که تام هانسن (جوزف گوردون لویت) با سامر فین (زو دشانل)، دستیار جدید رئیسش در دفتر دیدار میکند شروع میشود. تام به عنوان یک معمار آموزش دیده، اما به عنوان یک نویسنده در شرکت کارت پستال لس آنجلس کار میکند. پس از یک شب رقص و موسیقی که تام همراه با دوستش مکنزی و سامر سپری میکند، مکنزی در حالی که مست است اذعان می کند که تام به سامر علاقهمند است. سامر و تام شروع به آغاز دوستی میکنند، اما سامر به عشق حقیقی اعتقاد ندارد و به تام میگوید که هیچ وقت نمی خواهد دوست پسر داشته باشد…
داستان 3 «دامجین» (افراد بیفایده)، که کار نمیکنند و زندگی خود را صرف هیچ کاری نمیکنند. آنها در واقع نمی خواهند کار کنند. وقتی می شنوند "در هند می توان بدون کار زندگی کرد" آن را جدی می گیرند. آنها شروع به جمع آوری پول برای رفتن به هند با انجام هر کاری می کنند...
وقتی مأموران مخفی به دست مزدوران مواد مخدر که عواقب مرگ آنها را به "بازی ضعیف" آنها نسبت میدهند، جان میدهند، نیروی پلیس به این موضوع واکنش نشان میدهد و...
تاکو، زن کارمندی که از فشار کار خسته شده، برای گذراندن تعطیلات به جزیرهای سفر میکند، اما رفتارهای عجیب ساکنین جزیره، تعطیلات او را به تجربهای غیرمنتظره تبدیل میکند...
وقتی از انگلستان به کالیفرنیا نقل مکان میکنند، جوانترین عموزادههای ال وودز باید از خود دفاع کنند، وقتی نیروهای حاکم مدرسهشان به دختران حمله میکنند و سعی میکنند آنها را متهم به جرم کنند...
«جون هاونز» (کامرون دیاز) در یک سفر هوایی با مرد مرموزی بنام «روی میلر» (تام کروز) آشنا می شود، غافل از اینکه او یک ابر جاسوس است که با قصد قبلی سر راهش سبز شده. با ماجراهایی که به دنبال این آشنایی روی می دهد، زندگی آن دو به هم گره می خورد و...
فرشته مردی خودخواه، بدرفتار و از نظر اخلاقی ورشکسته است که در یک بار محلی می گذرند و سایر مشتریان را مورد سرزنش قرار می دهد. یک روز، فرشته به طور مرموزی با یک جفت بال در پشت خود از خواب بیدار می شود. بالها او را بر خلاف فطرتش به کارهای نیک وا می دارند. او سعی میکند خود را از شر بالها خلاص کند، اما در نهایت متوجه میشود که برای کسانی میجنگد که بالهای او را بهعنوان بلیط خود برای شهرت و ثروت میدانند....
یک تیم بااستعداد از بازیکنان بسکتبال که از افراد کوتاه قامت تشکیل شدهاند، برای کمک به پسر یکی از همتیمیهایشان برای رفتن به کالج، وارد یک مسابقه میشوند.
یک روزنامه نگار اهل شیکاگو که از از دست دادن حافظه رنج می برد، از شغل خود مرخصی می گیرد و به زادگاه روستایی خود باز می گردد، جایی که با عموی مبتلا به آلزایمر خود، رولی و شعله قدیمی اش پیوند برقرار می کند...
ویکتور و مارگوت هر دو وکیل یک شرکت مشاوره بزرگ هستند و در خلوت یک زوج محکم تشکیل می دهند. با این حال یک روز آنها خود را در حال رقابت برای ارتقای شغلی مشابه می بینند...