شش غریبه از خواب بیدار میشوند و خود را مستاجران جدید یک خانه قدیمی مرموز میبینند. آنها که توسط مردان دیوانه ماسکپوش تیکی وحشتزده شدهاند و توسط اسیرکنندگان دیوانهشان مورد تمسخر قرار گرفتهاند، خیلی زود مشخص میشود که تنها یک اقدام آنها را نجات خواهد داد: کشتن.
یک بریک دانسر جوان در جریان یک نمایش استعدادیابی به سرش ضربه می خورد و به مدت بیست سال به کما می رود. او که در سال 2006 از خواب بیدار می شود، به دنبال احیای حرفه خود و تیمش با کمک دوست و والدینش است...
داستان درباره زنی به نام نورا است که در روابط عاطفی با مردان ناموفق بوده است. زندگی او تا زمان آشنایی با فردی به نام جولین، در یکنواختی و عدم پیشرفت خلاصه میشود.
داستان سه نفری که برای تحقق رویاهایشان تلاش می کنند. برادران، کارتر و الیس، سفری جاده ای را به خانه دوران کودکی خود آغاز می کنند تا در جستجوی پدر غریبه خود باشند، کسی که ممکن است کلید آینده آنها را در دست داشته باشد.
او با افشای تدبیر، افراط و تظاهر حرفه ای ساخته است. پس دنیس میلر در شهر گناه چه می کند؟ او در حال ساخت تیتر یک استندآپ ویژه به عنوان بخشی از نسخه افتتاحیه جشنواره کمدی در لاس وگاس است!..
وقتی ماتسوکو بر اثر قتل می میرد، برادرزاده اش شو به تدریج جزئیات زیادی از گذشته مرموز خود را فاش می کند و متوجه می شود که او نه تنها یک رانده فراموش شده بود، بلکه زندگی بسیار جالب و در عین حال عجیبی داشت...
سگ دستوپاچلفتی به نام دوگال، یک جادوگر بدجنس را آزاد میکند. جادوگر به دنبال یافتن سه الماس جادویی است که با هم میتوانند خورشید را منجمد کنند. حالا یک حلزون، یک گاو، یک خرگوش و یک قطار، به رهبری دوگال، باید دنیا را نجات دهند.
وقتی کراد شرور کیف اسباببازی بابانوئل را میدزدد، روح تعطیلات را در هم میکوبد و بچههای جهان کریسمس را فراموش میکنند. اکنون، یک یتیم و دوستانش وارد یک ماجراجویی قطبی می شوند تا سعی کنند کراد را از تخریب کریسمس باز دارند...
دو آتش نشان بروکليني به نام هاي «لري» (جيمز) و «چاک» (سندلر) براي استفاده از بيمه ي عمر تظاهر مي کنند که هم جنس خواه هستند؛ در حالي که «لري» به تازگي همسرش را از دست داده و فرزند دارد و «چاک» مجرد است...
هنگامی که او را به محراب می اندازند، زنی جوان مادرش را در ماه عسل در نظر گرفته شده به استراحتگاهی دورافتاده می برد. اما مادرش انگیزههای پنهانی دارد ...
وقتی دوست دختر یک تنبل بیش از حد مواد مصرف می کند، او و دوستش تصمیم می گیرند جسد را پنهان کنند. با این حال، هنگامی که آنها به محل دفن انتخابی خود می رسند، متوجه می شوند که شیطان پرستان در حال انجام یک قربانی مراسم هستند...