همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
فردریک مرد جوانی در توانبخشی اجتماعی است. او به تازگی یک کارآموزی شبانه را در یک هتل جدا شده در کوه پیدا کرده است که یک روز عصر ، رئیس خود ، ژاک را می بیند به همراه ...
کارآگاه "شان رایلی" در تلاش است که با مرگ پسر کوچک و ازدواج شکست خورده اش کنار بیاید. او که با خطر تعلیق شدن از طرف اداره پلیس روبروست، او با کمک یک کارگاه جوان بخش جنایی تلاش می کند سلسله قتلهای وحشیانه ای که شهر را در ترس و وحشت فرو برده حل کند...
لنا، یک مهاجر جوان لهستانی که به عنوان نظافتچی در یک فرودگاه کار می کند، به خانه خانوادگی یک همکار دعوت می شود، که به سرعت تبدیل به شوم می شود زیرا خانواده قصد دارند او را به فرزندخواندگی بپذیرند.
در پاسادنا، کالیفرنیا در سال ۱۹۶۹، یک زوج جوان مکزیکی با عجله به خانه ی شان سن دنا (فلور ماریا شاهووا) می روند. ۳ روز پیش، پسر این زوج، جواهرات یک گروه دوره گرد و کولی را دزدیده بود. از آن موقع به بعد، آن پسر از دیدن و شنیدن چیزهایی از خارج این زمین شکایت می کرد. سن دنا سعی می کرد تا به آن پسر از طریق جلسات احضار روح کمک کند. اما او و پدر و مادر آن پسر فقط با وحشت می توانستند تماشا کنند چون آن پسر قبل از این که با دست هایی اهریمنی به سوی جهنم کشیده بشود از بالای بالکن به وسیله ی یک نیروی نامرئی پرتاب شد….
آخر هفته مجردی زمانی که دختران دزدیده میشوند، سرگردان میشوند و مجبور میشوند در یک استراحتگاه متروکه در مکزیک که توسط جنایات غیرقابل وصف گذشته تسخیر شده است، به جای اشتباهی کشیده می شود ...
پس از فرود اضطراری در نزدیکی یک شهر بیابانی، یک موجود فضایی از یک پیشخدمت محلی کمک میگیرد تا هیولایی را که از لاشهی سفینهاش فرار کرده، دوباره دستگیر کند.
سانی باسین در ساوتهال زندگی میکند و برای باشگاه فوتبال ساوتهال، یک باشگاه آسیایی در انگلستان بازی میکند. هنگامی که او یک پیشنهاد سودآور از باشگاه میلوال دریافت می کند، به راحتی آن را می پذیرد...
مرد جوانی بنام «دیوید لرد» بعد از ماجراهایی خودش را در مکانی می یابد که مکانی مردن شبیه به آرنای گلادیاتور های قدیمی می باشد و او باید برای نجات زندگی اش با رقبا بجنگد...
یک پسر به نام کئیچی مایبارا به یک روستای کوهستانی دورافتاده نقل مکان میکند. او با گروهی از دختران دوست میشود و از زندگی خود در روستا لذت میبرد. با این حال، وقتی شروع به شک کردن میکند که رنا، میون و دیگران که کئیچی به آنها اعتماد دارد، ممکن است در قتلهای پشت سر هم تابستان شرکت داشته باشند، وضعیت اطراف کئیچی به تدریج تغییر میکند...
در شهر میسوری متعلق به دهه 1950، زمانی که خواهر شوهر از پناهگاه محلی آزاد می شود و برای زندگی با خانواده می آید، زندگی یک زن و شوهر به آشوب کشیده می شود...