کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
پسر یک میلیاردر تصمیم می گیرد با پشت سر گذاشتن ثروت خود و جایگزینی زندگی خود با فردی شبیه به فن آوری افسرده که می خواهد میلیاردر شود، یک گام افراطی بردارد...
سفر کمپینگ یک زوج در شبکه های اجتماعی توسط فیلمسازانی که مستندی در مورد اینکه چقدر راحت می توان یک نفر را از شبکه های اجتماعی ردیابی کرد و او را کشت، خراب می شود ...
کلوئه، یک زن جوان شکننده، عاشق روانکاو خود، پل می شود. چند ماه بعد او با پل نقل مکان می کند، اما به زودی متوجه می شود که معشوق او بخشی از هویتش را پنهان می کند...
یک مذاکرهکننده گروگانگیر، یک بازی خطرناک موش و گربه را با یک سارق بانک انجام میدهد که مشتاق خارج شدن از بانک و تحقیر مذاکرهکننده در این فرآیند است...
آنتونی روکا، یک مرد معمولی، کلاهبرداری ایجاد می کند که تبدیل به دزدی قرن خواهد شد. او که از جنایت سبقت گرفته است، باید با خیانت، قتل و تسویه حساب کنار بیاید.
در بیابان خشن و زیبای استرالیا، جانوری غولپیکر و بیرحم زندگی میکند که به خون و تخریب نیاز دارد. این جانور به کسی رحم نمیکند، قلمرو خود را با خشونت وحشیانهای دفاع میکند و با قساوت حیوانی بینظیر میکشد. در این میان،...
زن جوانی به نام "جولی" هنگامی که همسر سابقش به طرز مشکوکی ناپدید می شود و مقامات محلی هم هیچ سرنخی از او پیدا نمیکنند ، خودش دست به کار می شود و برای پیدا کردن شوهر سابقش دست به هر کاری می زند ...
ایستر هریسون زندگی خوشی دارد و به تمام چیز هایی که می خواسته رسیده است؛ درآمدی ثابت، دو فرزند و یک شوهر دوست داشتی، اما هنگامی که یک شخصیت تاریک از گذشته اش او را فرا می خواند، رازی فاش شده که همه چیز را تغییر می دهد...
داستان در دهه ۸۰ میلادی جریان دارد . میکائیل خانواده اجدادی خود را در کوچی سرپرستی میکند و رئیس خاندان محسوب میشود. اما چند تن از اعضای جوان خانواده او را قبول ندارند و با دشمنان همکاری میکنند تا او را نابود کنند...
در حوالی شهر بنگلور، در یک پاسگاه خیالی، مأموری شجاع و جسور با یک گانگستر روبرو میشود. همزمان با این نبرد، زندگی شخصی این مأمور با مشکلات و موانعی روبرو میشود. از سوی دیگر، افسر لاکشمى در تلاش برای دستگیری مجرمی خطرناک است و در همین حال، راجو برای نجات جان پسر بیمار خود دست به تلاش میزند.
در شهری که سایه یک گذشته خونین بر آن سنگینی میکند، خشونت بیرحمانه پلیس رو به افزایش است. با انباشته شدن اجساد، دو کارآگاه در تلاشند تا نیروی اهریمنی را که محله را به وحشت انداخته متوقف کنند.
ایدا که روحش تحت سلطه خاطرات شریک زندگیاش قرار گرفته، به مکانی مرموز و ناشناخته سفر میکند تا برای آخرین بار او را درک کند و با او وداعی ابدی داشته باشد.