اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
ازدواج نیلگون به دلیل طلسم شدن خانوادهاش توسط یک جن ممنوع است، اما او بیتوجه به هشدارها ازدواج میکند و زندگیاش به کابوسی تبدیل میشود. نیلگون و خانوادهاش با راهنمایی جادوگری به نام جناب سحر، سفری عرفانی و پرخطر را برای حل مشکل خود آغاز میکنند.
پنج کودک که از یکدیگر جدا افتادهاند، با برنامهای از پدربزرگ خود به قلعهای میروند و در آنجا در یک بازی مرموز شرکت میکنند. در این بازی، کودکان ضمن سرگرم شدن، از پدربزرگشان درسهایی در مورد زندگی میآموزند.
سه دانشجوی جامعهشناسی با استفاده از بودجهی دولتی برای انجام پژوهشی در زمینهی فولکلور، به روستایی دورافتاده سفر میکنند. هدف آنها بررسی ritual of exorcism است که سالها پیش در آن روستا رخ داده و منجر به مرگ دختری جوان شده است.
بارِس، جوانی است که برای ادامه زندگی به انواع روشهای فریب متوسل میشود. ریشه این رفتارها در آسیبهایی دیده میشود که در گذشته تجربه کرده است. با این حال، رازهای بزرگتری از آنچه که به نظر میرسد در زندگی او وجود دارد.
توغبا، زنی جوان، برای فال گرفتن به سراغ یک فالگیر میرود. فالگیر به او هشدار میدهد که رازهای فال را فاش نکند، اما توغبا این رازها را در کلاب هاوس فاش میکند. پس از این اتفاق، زندگی توغبا با آشفتگی و نفرین روبرو میشود.
عورَن، یک تاجر ثروتمند، برای فخرفروشی به دوستانش، مهمانی سال نو را در گاوصندوق خانه جدیدشان برگزار میکند. اما در گاوصندوق گیر میافتند و هیچکس برای کمک به آنها وجود ندارد.
پدر و پسری که به تازگی همدیگر را یافتهاند، پس از یک اتفاق غمانگیز، با چالشهای جدیدی در زندگی روبرو میشوند. اما آیا میتوانند جای خالی همسر و مادر عزیزی را که از دست دادهاند، پر کنند؟
یک معلم جوان امیدوار است پس از چهار سال خدمت اجباری در یک روستای دورافتاده به استانبول منتقل شود، اما توسط دو دانشآموز به تماس نامناسب متهم میشود. پس از از دست دادن امید، یک همکار به او دیدگاههای جدیدی در مورد زندگی ارائه میدهد...
نجیپ در اثر تصادف رانندگی دچار ضربه به سر و حافظه خود را از دست میدهد. با استفاده از اطلاعات هویتی، به نزدیکانش خبر داده میشود. اندکی بعد، شوکت، رییس ده، و سلیم و حیاتی از اهالی روستا به بیمارستان میآیند. آنها عصبانی هستند زیرا نجیب با 9 میلیون تومان پول متعلق به روستا ناپدید شده است.
نسرین، زنی که به همراه پسر چهارسالهاش زندگی میکند، در شرایطی که در آستانه تصمیمگیری مهمی در مورد رابطه خود با نامزدش، سلیم، قرار دارد، با رفتار ستمگرانه همسر سابقش، عمر، و موانع اداری دست به گریبان است.
لونت، جوانی که مدیریت زنجیرهای از رستورانهای معروف آدانا را بر عهده دارد، با اکراه در جشن مجردی غافلگیرانهای که صراف، دوست دوران کودکیاش، ترتیب داده است، شرکت میکند. این اتفاق، نقطه عطفی در زندگی او رقم میزند. سرنوشت، باهر، زنی فقیر، افسرده و گرفتار در مشکلات زندگی که با سه برادر کاغذساز خود زندگی میکند را به مسیر لونت هدایت میکند.