ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
خوانجو یک استاد کالج است که به تازگی توسط دوست دخترش سلست اخراج شده است. با این باور که او مورد دستکاری قرار گرفته است، دانش آموز خوش صحبت خود، نیکو را به خدمت می گیرد تا در ازای کسب نمره خوب، به او کمک کند.
سارا، دختر اولیور و جولیا، ناگهان ناپدید می شود. روزها بدون هیچ خبری از دختر می گذرد. اما یک روز صبح، خانواده نامه ای از شخصی دریافت می کنند که ادعا می کند سارا نزد اوست و می خواهد همان شب با آنها صحبت کند...
شش روز از زندگی نویسنده درخشان که دید بسیار فراتر از محدودها را داشت در سال های دهه سفت و سخت 70 روسیه شوروی. سرگئی داوالاتوف با حفظ استعداد و شایستگی خود با ...
پاپ فرانسیس، رهبر کلیسای کاتولیک، فردی خیرخواه و مهربان است که به مشکلات مردم جهان اهمیت می دهد. او با سفر به سراسر جهان، پیام امید و امید به آینده را به مردم می دهد...
کشور باسک، 1609. مردان منطقه در دریا هستند و آمایا برای اولین بار در رقص های شبانه در جنگل با دیگر دختران روستایی شرکت می کند. او فقط 20 سال دارد. در سحر، همه آنها دستگیر می شوند.
مارتین و مارگوت دو نویسنده ای هستند که از طریق گواتمالا سفر می کنند تا لابستیا، شاعر اسطوره ای که آنها را گرد هم آورد، پیدا کنند. در سفر آنها رابطه و آینده آنها توسط یک بارداری غیرمنتظره به خطر می افتد.
در قلب روایتهای چندگانه فیلم، اقتباسی از A Distant Episode، داستان کوتاه وحشیانهای است که در مراکش توسط نویسنده آمریکایی، پل بولز، برای اولین بار در سال 1947 منتشر شد. حرکت بین مستند، داستانی و افسانهای، «آسمان میلرزد و زمین است. ترس و دو چشم برادر نیستند» قهرمان فیلم، الیور لاکس، فیلمساز را مشاهده می کند که فیلم خود را کارگردانی می کند.
اواسط دهه 1980 در پر جنایت ترین شهر استرالیا است. فقط یک نفر ترازوی عدالت را یکنواخت نگه می دارد. کارآگاه کابوی، ستوان جانگلز. پس از کشته شدن شریک زندگی او در یک تیراندازی آتشین، جانگلز برای انتقام از مرگ خود به ماموریتی با مواد منفجره و غرق در خون می رود. تلاش او برای انتقام گیری ناخواسته او را به دشمن یک رئیس جنایتکار مرموز تبدیل می کند که
یک کلاهبردار در پی حباب املاک و مستغلات پس از ورود یورو به اسپانیا، به اوج فساد میرسد. این داستان، مسیر صعود این فرد را از طریق سوء استفاده از شرایط آشفته بازار املاک و مستغلات روایت میکند.
سرگرد پانتالئون پانتوجا، افسری جدی و کارآمد در ارتش پرو، مأموریت مییابد تا واحد ویژهای از "بازدیدکنندگان" را برای پاسخگویی به نیازهای سربازان مستقر در پاسگاههای دوردست جنگلی راهاندازی کند.