همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
💎 کاربران عزیز: به منظور قدردانی از شما عزیزان، برای مدت محدود برای همه دو الماس اضافی در نظر گرفتیم.
برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش سرویس مراجعه نمایید.
پلیس متوجه میشود که یک قاتل جانی مدت ها بدون درد سر اداره یک رستوران را برعهده دارد و هیچکس به وی مشکوک نشده ، پلیس تلاش میکند تا علت این ماجرا را کشف کند...
داستان در مورد یک مافیای آمریکایی-مکزیکی است که از زندان آزاد می شود و برای اولین با در زندگی اش عاشق می شود. بنابراین تصمیم می گیرد شیوه زندگی اش را بخاطر عشقش تغییر دهد...
یک دانشجوی کالج ضد اجتماعی به یک کالج جدید منتقل می شود و در آنجا با دختر محبوب آنجا آشنا می شود. وقتی او به طور ناگهانی کشته می شود، او مظنون اصلی می شود. در حالی که او سعی می کند نام خود را پاک کند، قربانیان بیشتری به دست قاتل وحشی می افتند...
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 5 جایزه و نامزد دریافت 22 جایزه دیگر.
بعد از گریختن از سیاره بیگانگان، سفینه ی «الن ریپلی» هم در آن است، در یک معدن سقوط می کند. ریپلی می فهمد که یک موجود بیگانه که بطور مخفیانه وارد سفینه شده، علت سقوط بوده است. این موجود بیگانه شروع به کشتن ساکنان معدن می کند، اما ریپلی نمی داند که دشمن اصلی او چیزی بیشتر از این موجود بیگانه است.
فیلم درباره یک قهرمان سینمایی در دهه 60 بنام " رز سیاه " است در حالیکه او یک شخص حقیقی است و بعدها در دهه 90 زنی بخاطر قرار گرفتن در زمان و مکان نادرست با او اشتباه گرفته میشود ...
یک سرآشپز رستوران دست و پا چلفتی، راحت، اما سرسخت شاهد قتل یک پلیس است. این او را به دنیایی از دردسر سوق می دهد، زیرا قاتل به دنبال ساکت کردن او است...
با الهام از سرمقاله معروف سال 1897 که به یکی از لوازم اصلی تعطیلات تبدیل شده است، بله ویرجینیا، بابا نوئل وجود دارد داستان جوانی ویرجینیا اوهانلان را روایت می کند...
این افسانه "ها" است و اینکه چگونه او ملکه عالم اموات شد. ها که به عنوان یک فاحشه کار می کند و توسط مردانی که از آنها مراقبت می کند مورد آزار و اذیت قرار می گیرد، زندگی خود را برای ساختن یک امپراتوری زندگی شبانه می گذارد، اما سرنوشت هنوز یک کارت برای بازی با او دارد...
هنگامی که کریستی مورفی پس از نیمهشب به همراه دوست پسرش، جری، به خانه بازمیگردد، والدینش او را به آموزشگاه بانوی مقدس، مدرسهای کاتولیک که زیر نظر راهبههایی مهربان اما بسیار سختگیر اداره میشود، میفرستند.
در قرن هجدهم، "شرکت مسافرتی هنرهای منظره" متشکل از Tyrant، Lady Leonarde، Serafina، Isabella، Leandre، Zerbina، Matamore و Pulcinella هنگام سفر به پاریس در هوای بد گم می شود. آنها قلعه ای را می بینند و از خدمتکار پیترو می پرسند که آیا می توانند شب را بگذرانند. آنها به زودی متوجه می شوند که قلعه ویران شده متعلق به نجیب زاده ویران شده ژان لوک است