برنده 1 جایزه BAFTA Film Award. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
مخترعي حواس پرت به نام «وين سالينسکي» (مورانيس) به شدت مشغول کار روي اختراع مهمش، اشعه ي کوچک کننده است. در اثر يک اتفاق، ماشين کوچک کننده به کار مي افتد و فرزندانش و فرزندان خانواده ي دوستش «تامپسن»، کوچک مي شوند. «سالينسکي» ناخواسته بچه ها را با آشغال ها به حياط مي اندازد و بچه ها مي فهمند که براي رسيدن به خانه بايد چندين کيلومتر از ميان «جنگل» چمن حياط بگذرند.
برنده 3 جایزه اسکار. همچنین 11 جایزه و نامزد دریافت 18 جایزه دیگر.
فیلم به تبعیض ها علیه سیاهان در جامعه آمریکا بویژه در جنگهای داخلی این کشور می پردازد. این جنگها بین ایالات شمالی، متحدین، و ایالات جنوبی رخ می دهد. مسئولین شهر بوستون در ماساچوست، از ایالات شمالی، که مخالف برده داری هستند هنگی از سیاهان را تشکیل می دهند و «رابرت شاو» (متیو برودریک)، فرزند یکی از متنفذین شهر را فرمانده این هنگ می کنند. شاو به آموزش این هنگ که اکثرا برده های فراری ایالات جنوبی هستند می پردازد اما گویا تبعیض های موجود اجازه رفتن به جنگ را نمی دهند و حتی کفش و لباس نیز به آنها نمی دهند. شاو با این تبعیضات مبارزه می کند و …
2 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 18 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
«سال» (آيلو) صاحب ايتاليايي-امريکايي يک پيتزافروشي در بخش سياه پوست نشين بروکلين است. در يک روز گرم، درگيري لفظي «سال» با يکي از سياه پوست هاي آشناي محلي به نام «باگين اوت» (اسپوزيتو)، منجر به شلوغي ودرگيري در محله مي شود.
3 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 16 جایزه و نامزد دریافت 21 جایزه دیگر.
«جودا رزنتال» (لندو)، چشم پزشکي که مورد احترام خانواده، دوستان و هم کارانش است، در خفا با «دولورس» (هيوستن) رابطه دارد. «دولورس» که از پنهان کاري خسته شده، تهديد مي کند که رابطه شان را بر «ميريام» (بلوم)، همسر «جودا» آشکار خواهد کرد. «جودا» نگران و دستپاچه با ترغيب برادرش که با تبهکاران در ارتباط است، به کشتن «دولورس» رضايت مي دهد.
الیزا فقط چهل سال دارد. وقتی بیماری غیرقابل تحمل او را از همسر و دخترشان می گیرد. قبل از اینکه قلبش متوقف شود ، الیزا راهی برای ماندن در کنار او پیدا می کند و…
در اوج جنگ سرد، یک سرباز دردسرساز با یک خلبان جنگنده جسور و رفیق زن خود در میان محیط های خطرناک پایگاه هوایی اتحاد جماهیر شوروی یک مثلث عشقی ممنوعه را شکل می دهد...
کیتی، دوست خیالی آن فرانک که دفتر خاطرات معروف به او تقدیم شده بود، در روزگار مدرن در خانه ای در آمستردام که "آن" با خانواده اش در آن پناه گرفته بود، زنده می شود. کیتی برای یافتن "آن" که معتقد است هنوز زنده است، سفری را آغاز می کند...
یک نویسنده از شهر نیویورک تلاش میکند قتل دختری را که با او در ارتباط بود حل کند و به جنوب سفر میکند تا شرایط مرگ او را بررسی کند و بفهمد چه اتفاقی برای او افتاده است...
فرانک (بروس ویلیس)، رئیس پلیس سابق یک شهر کوچک، متوجه می شود توسط سردسته یک باند که به دنبال ساکت کردنش است ، قبل از اینکه بتواند علیه خانواده اش شهادت دهد، تحت تعقیب قرار می گیرد، اما..
در یک دهکده ایتالیایی، عروسک چوبی به نام پینوکیو توسط پری آبی زنده میشود و در عین تلاش برای تبدیل شدن به یک پسر واقعی، به دنبال زندگی ماجراجویی است...
برایان یک مخترع تنها در روستایی در ولز است که روزهای خود را صرف ساختن وسایل عجیب و غریب و غیر متعارف می کند که به ندرت کار می کنند. او که از عدم موفقیت خود دلسرد نشده است، به زودی بزرگترین پروژه خود را انجام می دهد...
پس از اینکه جشن روز استقلال فنلاند با حمله تروریستی به کاخ ریاست جمهوری قطع می شود و مهمانان برجسته به گروگان گرفته شدند، افسر سرویس امنیتی ماکس تانر تلاش می کند تا کشف کند که چه کسی در تلاش است تا اروپا را بی ثبات کند...
این برنامه که به زبان ولزی فیلمبرداری شده است، زن جوانی را دنبال می کند که در یک مهمانی به صرف شام در خانه ای دورافتاده در روستایی واقع در ولز، از مهمانانی ممتاز پذیرایی می کند. مهمانان از اینکه این مهمامی، شام آخر زندگی شان است، اطلاعی ندارند...