اطلاعیه
کاربرای عزیز
مشکل درگاه خرید برطرف شده. لطفا همین الان نسبت به خرید و رزرو شارژ اقدام کنید.
درگاه پایدار نیست و ممکنه مجددا از دور خارج بشه.
به همین منظور کد تخفیف ۲۰ درصدی tabestoon رو برای شما در نظر گرفتیم.
ما تمام تلاشمونو میکنیم که به زودی درگاه به کلی جایگزین شود.
لینک مستقیم به خرید با کد تخفیف
مدیریت نایت مووی
پرستار جوانی که در گذشته خشونت خانوادگی را تجربه کرده، شیفت شب خود را در بیمارستانی کوچک آغاز میکند. او در این شیفت با شبحی از یک پرستار روبرو میشود که افرادی را که به قوانینش پایبند نیستند، مجازات میکند.
داستان مرسدس گلیزه، اولین زن بریتانیایی که توانست کانال مانش را شنا کند، بسیار الهامبخش است. او نه تنها با آبهای سرد و خشن کانال مانش جنگید، بلکه در مقابل جامعه سرکوبگر دهه ۱۹۲۰ انگلستان نیز ایستادگی کرد. این روایت، شجاعت و پشتکار او را در غلبه بر موانع طبیعی و اجتماعی به تصویر میکشد.
این داستان که در سال ۱۸۶۴ در نیوزلند اتفاق میافتد، به شرح درگیری مهمی از اولین جنگهای زمینی این کشور میپردازد؛ نبردی که میان مائوریها و سربازان مستعمراتی علیه شرایط ناممکن درگرفت.
فلیسیانو، پسر هشتسالهای که در پرورش آلپاکا فعالیت میکند، از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد؛ چرا که تیم ملی پرو این شانس را یافته است تا جواز حضور در مسابقات جام جهانی را کسب کند. اما همزمان، دسیسههای یک شرکت معدنی، آرامش و بقای روستای او را تهدید میکند.
دو خواهر نوجوان که قصد ترک کشورشان را دارند، در آستانه این سفر مهم، پدرشان را پیدا میکنند. این دیدار غیرمنتظره، هم به درد و رنج آنها میافزاید و هم به آنها آرامش میدهد.
پولینا با وجود خطرات، برای بازگرداندن دخترش به بلژیک سفر میکند. اما پس از رسیدن، صحنه آرامی از پدری مهربان و فرزندی خوشرفتار را میبیند و در اعتماد به شهود خود تردید میکند.
در دهه شصت میلادی، در روستایی واقع در منطقه اسلاوونیا، مرد ثروتمندی به نام مارکو به یانیا پیشنهاد ازدواج با پسرش، ایوا، را میدهد. یانیا این پیشنهاد را موقعیتی بینظیر برای تحقق آرزوهایش میبیند و از آن استقبال میکند.
هنگامی که جیسون هوچبرگِ بیستوچهار ساله برای گذراندنِ آخرِ هفتهی مشاوران به اردوگاهِ محبوبش، پینوِی، میآید، مهمترین دغدغهاش احساسِ ناهمگونی با همکارانِ نوجوانش است. او بیخبر از آن است که یک قاتلِ نقابدار، جان و کتی، صاحبانِ اردوگاه را به قتل رسانده و اکنون در تدارکِ حملهای دیگر است.
زوجی که قادر به بچهدار شدن نیستند، تلاش میکنند با یک یتیم جوان که از کودکی غمانگیز جان سالم به در برده، خانوادهای تشکیل دهند. اما اقدام عاشقانه آنها زمانی به وحشت تبدیل میشود که متوجه میشوند خشونت گذشته فرزندخواندهشان بازگشته تا خانواده جدید را نابود کند.
دوازده غریبه ربوده شدهاند و یک بازی مرگبار را انجام میدهند که در آن هر شب برای قتل یکدیگر رای میدهند. «گرگینهها» در میان آنها «روستاییها» را میکشند. روزها تکرار میشوند تا زمانی که یک گروه باقی بماند. این بازی اقتباسی از بازی دورهمی استنتاج اجتماعی دیمیتری داویدوف در سال ۱۹۸۶ است.
سه دوستی که در یک ساختمان در بمبئی بزرگ شدهاند، به شیوههای متفاوتی تحت تأثیر پیدا شدن یک جسد در ۲۰۰ کیلومتری آنها در یک دریاچه قرار میگیرند. در حالی که برای حفظ دوستیشان میجنگند، نمیتوانند از حقیقت تلخی که به سرعت به سمتشان میآید فرار کنند.
جیمی برای زنده نگه داشتن کافه ۴۰۴ فراموش شده میجنگد. یک کیف اسرارآمیز فرصتی برای نجات فراهم میکند، اما با هزینهای گزاف – حرص، جنایتکاران و پلیس به سرعت وضعیت را از کنترل خارج کرده و همه چیز را در اطرافشان تهدید میکنند.
پس از مرگ دوستشان، گروهی از جوانان عجیب و غریب به ویلایی در حومه لندن برده میشوند، اما به نظر میرسد یک موجود مرموز آنها را تا محل اقامت لوکسشان دنبال کرده است.