ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
یک زن جوان که به همراه همسر و دخترش در جنگل زندگی می کند، متوجه می شود که به یک سرطان کشنده مبتلا شده است. او تصمیم می گیرد در این فرصت باقی مانده چندین نوار از اتفاقات روزمره ی زندگی اش ضبط کند و...
یک شاهد فدرال فرار میکند و تیمی از ماموران دولتی او را تعقیب میکنند، اما زمانی که در مسیر بازگشت از میانبر استفاده میکنند، مورد حمله زامبیها قرار میگیرند...
شش دانشجوی کالج در یک سفر جاده ای مسیر اشتباهی را انتخاب می کنند و در نهایت در یک شهر روستایی متروکه عجیب و غریب که محل سکونت فرقه قاتل از کودکان است گرفتار می شوند....
یک زن معتاد به کار و بدبین، از اینکه پدر بانکدارش به طور ناگهانی شغل و زندگی شهری خود را رها کرده و به شهری کوچک با ارتباطات قوی با کریسمس نقل مکان کرده است، مشکوک میشود.
«دستهای از طردشدگان خوشسیمای آتنی که در انتظار معجزهای بودند، به جای آن با دولت همهجا حاضر، برخوردی سرنوشتساز داشتند. و همینطور که خفقانِ فشار قانون دور آنها سختتر میشد، در نهایت این تفنگهای ساچمهای بودند که حرف آخر را زدند.»
رونی و یورگن در شهر سولوار در نروژ (در منطقه لوفوتن) زندگی میکنند. آنها ایده درخشانی به ذهنشان میرسد و یک ایستگاه رادیویی غیرمجاز به نام "رادیو فسکسلوگ" راه اندازی میکنند.