هنری و نورا که سالها رابطهای عاشقانه و همکاری هنری نزدیک داشتهاند، با ورود هنری به دنیای سینما و به خطر افتادن پروژه تئاترشان، دچار اختلاف میشوند و به این سوال میرسند که آیا عشق بدون تملک امکان دارد؟
داستان دوستی و عشقی که میان مهاجران غیرقانونی در دل سختیها و چالشها شکل میگیرد. این داستان به ما میآموزد که در مواجهه با دشواریهای زندگی، هیچ مرزی یارای جدایی قلبهای انسانها و عشق نهفته در آنها را ندارد.
هنگامی که برهان، همسر ویویان، تصمیم میگیرد با آنجل، زن جوان آزمندی که با جادوگری خانوادهاش را به وحشت میاندازد، ازدواج کند، وحشت به جان ویویان رخنه میکند.
عشق جِی به آنanya پیامدهای مرگباری دارد و رویاهای لِکا با ورود غریبهای به نام آریا دستخوش تغییر میشود. در میان موج خودکشیها، نیرویی مرموز زندگی این سه نفر را به هم گره میزند و سوالی ایجاد میکند که آیا آریا دوست است یا دشمن.
می و بارنز، دو نوجوان با تفاوتهای بسیار، در زمستان سال آخر دبیرستان به شکلی تصادفی با یکدیگر ملاقات میکنند و پس از آن، در طول یک سال، چهار روز را با هم سپری میکنند؛ روزهایی که مسیر زندگیشان را دگرگون خواهد کرد.
در دههی ۱۹۷۰ میلادی، از پاریس تا رم، تقدیر یک نویسندهی تهیدست با زندگی یک ستارهی نوظهور سینما تلاقی میکند. راه رسیدن آنها به عشق، مملو از موانع، برداشتهای نادرست و فراز و نشیبهای گوناگون خواهد بود. این ماجرا، یک کمدی موزیکال پرشور و هیجان است!
بیشتر مردم منتظر هدیه هستند، اما برخی هم میترسند یا فراموش میکنند. در آستانه کریسمس در خانهی استین، ایدههای زیادی برای هدیه دادن وجود دارد، اما ممکن است بدترین هدیه هنوز نرسیده باشد.
سمی، دانشجوی حقوق و پیک پیتزا، به اشتباه به جای همزاد سارقش، ادی بارا، دستگیر و متهم میشود. ادی از شباهتشان برای فرار استفاده کرده است. سمی در زندان برای زنده ماندن نقش سارق را بازی میکند و با کمک همبندیاش، نادا، تلاش میکند بیگناهی خود را ثابت کند و هویتش را پس بگیرد.
دنیایی غرق در دریایی بیپایان از برف، جایی که مردم برای بقا یا دور ریشههای درختان غولپیکر یا در بالای تاج پوشش آنها که در جو سیاره پخش شده، زندگی سختی را میگذرانند.