جانی ناکسویل و دوروبری های همیشگی و گروه دیوانه تر از خودش اول در شبکه ی تلویزیونی MTV کارشان را با خل بازی های جنون آمیز شروع کردند. کله خر شامل انجام یک سری کارهای عجیب، خطرناک، مضحک و گاهی تنفربرانگیز و شنیع مقابل دوربین است که ممکن است حتی به مخیله ی آدم های عاقل هم خطور نکند…
سه مرد که کلاه ایمنی موتورسیکلت به سر دارند از یک فروشگاه رفاه سرقت می کنند و سپس وسیله نقلیه خود را بیرون بیمارستان رها می کنند. گروهی از مردم در بیمارستان گروگان گرفته می شوند و بازرس ایشیدا و کاپیتان توهنو مذاکرات را انجام می دهند...
وقتی که یک گزارشگر میفهمد که مادرش از یک غریبه کارت هایی دریافت کرده است، تصمیم میگیرد که رد او را بزند. او رازی خانوادگی را کشف میکند که خطرناکتر از آنچه است که تصورش را کرده باشد...
"کانی دویل" 18 ساله و حامله میباشد. زمانی که نامزدش او را پس می زند، به صورت تصادفی سوار قطاری می شود که آنجا با هیو وینتربورن و پاتریشا همسرش که او هم حامله میباشد، آشنا می شود، تا اینکه کانی به خانه آنها می رود و بردار هیو را می بیند و عاشقش می شود و...
استفانی، دانشجویی که از یک کابوس خشونت آمیز تکراری رنج می برد، به خانه برمی گردد تا تنها کسی را که ممکن است بتواند این چرخه را بشکند و خانواده اش را از مرگ وحشتناکی که ناگزیر در انتظار همه آنهاست، نجات دهد، پیدا کند.
سایمون 23 ساله در رشته حقوق کیفری تحصیل می کند و از حقوق زنان دفاع می کند و شب ها جلوی دوربین زنده اجرا می کند. یک شب تماشای یک فیلم، انگیزه های تاریک او را برای رسیدن به وسیله ای خطرناک تر برای ارضا بیدار می کند...
راپر مسئول مشاوره با گروگان گیر ها است که با یک سارق بانک روبرو می شود ، و موفق میشود که او را به زندان بیندازد. مدتی بعد از زندان فرار کرده و به دنبال مردی است که باعث دستگیری او شده است...
پسر شرور آقای پلتان، F دیگری برای بازی در کلاس دریافت کرد. مجازات او مقاله ای در مورد پادشاه مرووینگ داگوبرت است. تنها چیزی که آنها می دانند این است که او هشت زن داشت و فرانسیا را دوباره به هم وصل کرد ...
پس از اینکه یک جوان برای پوشاندن اشتباه خواهرش در یک مرکز روانی بستری میشود، با دکتری روبرو میشود که بیمارانش را به روانپریشهایی گوشتخوار تبدیل میکند.
: سامبا ۱۰ سال پیش از سنگال به فرانسه مهاجرت کرده است. او در این مدت شغل های زیادی را امتحان کرده است. از طرفی دیگر آلیس که یک مدیر ارشد است نیز از کار خود خسته شده است. سامبا حاضر است هرکاری کند تا به شغل مدیریتی برسد، اما آلیس می خواهد کنار بکشد و به زندگی اش برسد، تا اینکه