آری ناگل، اهداکننده سریال اسپرم و پدر بیش از 100 فرزند است. اقدامات آری به یک عادت نگران کننده تبدیل می شود و رابطه او با پسر بزرگش، تایلر و خانواده مذهبی یهودی اش را به خطر می اندازد.
«ديويد گيل» (اسيپيسي)، رئيس بخش فلسفه ي دانشگاه آستين يکي از اعضاي گروهي است که براي الغاي مجازات اعدام مبارزه مي کنند. اما او خود به اتهام قتل يکي ديگر از فعالان گروه به نام «کنستانس هاراوي» (ليني) دستگير و محکم به اعدام مي شود. در حالي که سرانجام تحقيقات خبرنگاري به نام «بيتسي بلوم» (وينسلت) نشان مي دهد که براي «گيل» پاپوش دوخته اند...
چند تبهکار دستوپاچلفتی از سرزمین اصلی (چین) یک سرقت جواهرات را خراب میکنند. دو پلیس جدی به نام کن و سم شوخطبع، این ماجرا را بررسی میکنند، اما این آماتورها را با سارقان خطرناک سرزمین اصلی که در همان محله هستند اشتباه میگیرند.
آینده ای که واقعیت دارد با آینده ای که امروز در آن زندگی می کنیم بسیار فاصله دارد. زمین از کنترل خارج شده است، تحت تأثیر یک مکانیسم بی رحمانه و غیرانسانی که نظریه تکامل داروین را برمی گرداند...
پیتر هریس، "عروسکساز" پس از "درمان" در بیمارستان روانی، به خانه پدری خود باز میگردد. اما خاطرات تلخ دوران کودکی و روح قربانیان گذشته او را در عذاب میاندازد. تا اینکه با ورود اشلی، دختری جوان، زندگی او دگرگون میشود...
3 روز آخر هفته از دیدگاه چهار شخصیت مختلف از طریق رویدادهای یکسان یک آخر هفته سه روزه پیروی می کند. هر دیدگاه دیدگاه متفاوتی از آنچه اتفاق میافتد ایجاد میکند...
در سال ۲۰۷۲ وقتی که رئسای تبهکاران می خواهند از شر کسی خلاص شوند، او را به ۳۰ سال قبل در زمان منتقل می کنند، جایی که گروهی از قاتلین حرفه ای معروف به «لوپر» انتظار هدف را می کشند تا او را از بین ببرند. «جو» ( جوزف گوردن لویت ) یک لوپر است که متوجه میشود هدف جدیدش، نسخه میانسال خودش از سال ۲۰۷۲ ( بروس ویلیس ) می باشد...
داستان این فیلم براساس ساخت موسیقی اپرای معروف مودست موسورگسکی در باره وقایع غم انگیز پیرامون حکمران روسیه یعنی تزار بوریس در اوایل قرن هفدهم ,ساخته شده است...
یک هواپیما که یک موجود منجمد را حمل میکند، در یک پیست اسکی سقوط میکند و باعث بهمن میشود و مهمانان را در آنجا گیر میاندازد. این داستان یک نبرد برای بقا است زیرا موجود بیدار شده در کلبه به یک کشتار خونین میپردازد...
زوجی که متهم به قتلی هستند فرار می کنند و نوزادشان را تحت سرپرستی صاحب کتابفروشی و کاراگاه آماتور سامانتا کینزی می گذارند. آیا سامانتا می تواند از کودک مراقبت کند و پرونده را حل کند؟
مصاحبههایی با خود آرورا ماردیگانیان، انیمیشنی به سبک کتابهای داستان و فیلمهای باقیمانده از حماسه صامت «حراج جانها». این مستند که عمدتاً انیمیشن است، داستانی درباره تراژدی، بقا، امید و روح پایدار انسان را احیا میکند.
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 9 جایزه و نامزد دریافت 24 جایزه دیگر.
زمانی که گروهی با اسم "خِمِرهای سُرخ" در سال ۱۹۷۵ بر کشور کامبوج حکومت کردند ، منجر به نسلکشی و قتلعام دو میلیون کامبوجی شدند ، در این میان دختره پنج ساله ای مجبور شد از خانه و خانواده اش در پنوم پن دوری کند و به عنوان یک سرباز کودک آموزش ببیند...