در روز جمعه سیاه، انفجار یک جعبه مقوایی موجب وحشت و هراس در سراسر کشور میشود. ارنا فونادو، مدیر مرکز انبار توزیع کانتو، موظف است به همراه کو ناشیموتو، وضعیت را تحت کنترل درآورد.
هاناکو اوریمورا که از کودکی آرزوی کارگردانی فیلم را داشته، در آستانه اولین تجربه کارگردانی خود قرار دارد. او با ماسائو دیت ملاقات میکند و شادترین لحظات زندگی خود را تجربه میکند. اما توسط یک تهیهکننده فریب میخورد و همه چیز را از دست میدهد. ماسائو از او میپرسد که آیا قصد دارد از رویای خود دست بکشد؟
تومویو شینو یک خانم اداری است. یک روز او اخبار را از تلویزیون تماشا می کند و متوجه می شود که دوستش ماریکو ایکاگاوا خود را کشته است. آنها از همان دبیرستان فارغ التحصیل شدند و تومویو می داند که ماریکو برای مدت طولانی توسط پدرش مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. تومویو برای نجات روح او بقایای او را از خانواده ماریکو می دزدد...
در یک شهر صنعتی پر از دودکش و دود سیاه، پسر جوانی می خواهد برای اولین بار ستاره ها را ببیند. پس از آشنا شدن با مردی که از زباله ساخته شده است ، آن دو به آسمان سفر می کنند...
ایوری ایگاراشی به عنوان رادیوگرافی در یک بیمارستان عمومی کار می کند. او افسرده شده است، زیرا آن آماکاسو، که او را دوست دارد، تصمیم گرفته است به خارج از کشور به دانشگاه پزشکی واشنگتن سفر کند..
کنشین هیمورا در برابر یک فروشنده اسلحه مرموز به نام انیشی یوکیشیرو که دنیای تبهکاران چین را کنترل می کند، قرار می گیرد. در این حین، راز "جوجیشو" کنشین هیمورا نیز فاش می شود و...
روحی شیطانی و مرموز به نام گورمت، دانشجویی جوان به نام کانکی را به رستورانی عجیب و غریب دعوت میکند. در این رستوران، ممکن است خود کانکی به عنوان یکی از غذاهای عجیب و غریب منوی آنها قرار بگیرد.
یک دانشجوی کالج توکیو توسط غول مورد حمله قرار میگیرد، این موجود یک نوع انسان قدرتمند هست که از بدن انسان تغذیه می کند. او زنده میماند اما حالا در حال تبدیل شدن به همان موجود هست…
تسوکاسا زمانی که دانش آموز دبیرستانی بود دچار تصادف شدید رانندگی شد. او هنوز از عوارض آن تصادف رنج می برد، با اختلال حافظه و نیاز به استفاده از ویلچر می باشد. تسوکاسا عاشق راننده تاکسی ماساکی می شود. آنها با وجود مشکلاتی که دارند سعی می کنند در کنار هم خانواده ای شاد بسازند، اما با یک موقعیت جدی دیگر مواجه می شوند.
در سال ۱۹۸۹ ، یک دختر دزدیده شده و به قتل می رسد. این موضوع به پرونده Rokuyon باز میگردد که ۱۴ سال است که حل نشده است. اما در ادامه اتفاقاتی می افتد و حقیقت هایی آشکار می شوند که …
هاچیکو هوجو 26 سال سن داره و به عنوان یک پیشخدمت در قطار کار میکنه و اقلامی را در سبد میفروشد . اون توی کارش خیلی خوبه ولی اعتماد به نفس ندارد. یه روز یه تهیه کننده فیلم رو ملاقات میکنه و تصمیم میگرند که از جاذبه های گردشگری ژاپن دیدن کنند.
این فیلم درباره بدهکارانی می باشد که از طلب کارشان یعنی کائورو یوشیجیما رنج می برند و این درحالی می باشد که شرکت یوشیجیما در بحران اقتصادی قرار دارد و به شدت نیازمند پول می باشد....
یک زن متاهل با یک دانش آموز دبیرستانی رابطه دارد. ویدئویی از سوء استفاده های آنها به زودی در اینترنت ظاهر می شود که زندگی هر دو را تحت تأثیر قرار می دهد...
رادیولوژیستها در یک بیمارستان، بیماران را از طریق اسکنهای اشعه ایکس، سیتیاسکن و امآرآی تشخیص میدهند. یکی از متخصصان در برقراری ارتباط با دیگران مشکل دارد، در حالی که دیگری با فشار ناشی از میراث خانوادگی در حوزه پزشکی مواجه است.
فوجیتاکه کانائه، معلم علوم در دبیرستان هیگاشی شینجوکو، آزمایشی را با دانشآموزان با پیشینههای مختلف انجام میدهد تا یک دهانه مریخ را در کلاس درس خود بازآفرینی کند و به عنوان یک «محقق شکستخورده» انتظارات را زیر پا بگذارد.
اگر شما انیمه Death Note رو تماشا کرده باشید این سریال نیز همان داستان را دارد . یاگامی لایت ، دانش آموزی بسیار باهوش، یک روز حین کلاس سقوط دفترچه ای را از آسمان مشاهده می کند. پس از اتمام کلاس دفترچه را برداشته و محتویات آن را می خواند. در دفترچه نوشته شده: ” اسم هر کس در این دفترچه نوشته شود آن شخص خواهد مرد”. لایت ابتدا باور نمی کند اما پس از تست کردن دفترچه روی یک خلافکار با سابقه، به صحت آن یقین می یابد. از آن روز به بعد لایت تصمیم میگیرد که دنیا را از گناه و زشتی پاک کند و برای تحقق بخشیدن به این هدف خلافکارها را نفر به نفر به قتل می رساند و…