«آندره» (دوبوز) کلاهبردار فرانسوي بيست و هشت ساله ي الجزايري الاصل، هزاران يورو به طلبکاراني در سراسر پاريس بدهکار است. او در نهايت تصميم به خودکشي مي گيرد و مي خواهد خود را درون رودخانه بيندازد که ناگهان چشمش به زن بلندقد و زیبایی مي خورد که او نيز قصد خودکشي دارد. «آندره» زندگي زن (راسموسن) را نجات مي دهد و زن براي قدرداني، به فرشته ي نگهبان «آندره» تبديل مي شود.
فیلیکس به دانشگاه می رود و خانه خانوادگی را ترک می کند. شاید وقت آن رسیده باشد که کارول و بنوا به فکر رابطه خود باشند. اما چگونه پس از 20 سال زندگی مشترک، خود را دوباره کشف کنند؟ مگر اینکه دیگر خیلی دیر شده باشد.
یکی از نوادگان شکسپیر تلاش میکند تا نمایشنامههای او را در جهانی که پس از فاجعه چرنوبیل که بیشتر تمدن بشری را نابود کرد، خود را بازسازی میکند، احیا کند.
"مارک کراس" مجسمه سازی سالخورده به همراه همسرش "لئا" در جنوب فرانسه و به دور از جنگ زندگی می کند.به نظر می رسد او به انتهای زندگی و هنر خود رسیده است.روزی همسرش به یک فراری اسپانیایی پناه می دهد و...
پنج بچه که برای محافظت در طول جنگ جهانی اول در عمارت هزارتوی عموی عجیب و غریب خود زندگی میکنند، با یک پری شنی که قدرت برآورده کردن آرزوها را دارد، دوست میشوند.
مارسل، مردی دست و پا چلفتی، توسط دوست دخترش از خانه بیرون انداخته میشود. او بدون لباس مناسب و با فنجان قهوه در دست، به هتل مورد علاقهاش میرود، اما اتاقش توسط یک خبرنگار اشغال شده است. برای جلب توجه خبرنگار، مارسل دروغ میگوید که صاحب شرکتش است.
کامیله که برای کار از بچه هایش دور است، وقتی شوهر سابقش می خواهد آنها را زودتر ببرد، با آنها فرار می کند. آیا او می تواند دوباره با فرزندانش ارتباط برقرار کند؟
کاساندرو، کشتیگیر دگرجنسپوش مشهور مکزیکی، پس از سالها مبارزه و تحمل آسیبهای جسمی، با وجود تمایل به ادامه، باید برای تطبیق با شرایط جسمی جدید خود، تغییری اساسی در نحوه کشتیگرفتن خود ایجاد کند.
زنی که با قاچاق حیوانات عجیب و غریب و کالاهای غیرقانونی امرار معاش میکند و هم یک اپلیکیشن عرفانی طراحی کرده، پس از وقوع یک حادثه تلخ با مشکلات جدی روبرو میشود.
مدیتیشن تحسین شده اریک رومر در مورد وفاداری زناشویی به دنبال فردریک (برنارد ورلی)، یک وکیل موفق پاریسی است که با خوشحالی با هلن (فرانسوا ورلی)، یک معلم مدرسه ازدواج کرده است...
روزاریو روسو یک مرد پنجاه ساله عشق سابق کامورا است که پس از ترک قتل با خانواده اش در فرانکفورت زندگی می کند. با این حال، زمانی که اولین پسرش از ناپل به آنجا میآید، گذشتهاش به او میرسد...
سوسا وکیلی است که به دنبال مشتریان برای شرکت قانونی خود در بیمارستانها و ادارات پلیس میگردد. در این بین، او با لوجان ، یک دکتر جوان، آشنا میشود و عاشق او میشود...
جولین و دوستش در سفر به موریس، با بیاحترامی به خدایان، قدرتهای خاصی به دست میآورند. آنها پس از بازگشت به پاریس، این قدرتها را در جهت منافع خود به کار میگیرند.