داستان در سال 1919 با تعدادی از پناهندگان یونانی آغاز می شود که از اودسا به منطقه ای نزدیک تسالونیکی می روند.در میان این گروه دو بچه به نامهای “آلکسیز” و “النی” هستند.”النی” که یتیم است توسط خانواده “آلکسیز” به فرزندی قبول شده است.گروه شهر کوچکی نزدیک رودخانه می سازند و به زندگی مشغول می شوند…
یک باند سرقت در پاریس توانسته پلیس را از متوقف کردن خود ناامید کند، لئو ورینکس و دنیس کلاین دو پلیس که تشنه ارتقاء درجه هستند وارد رقابتی برای دریافت ترفیع و در نهایت تسخیر جایگاه رئیس خود می شوند که قرار است به زودی از گروه خارج شود. رقابت بین این دو تا حدی غیر اخلاقی و ناجوانمردانه می شود که دیگر نمی توان تفاوتی بین اعمال آن ها و گروه شرور تحت تعقیب قائل شد...
«رابی» ( رنو ) بعد از اینکه اشیایی که سرقت کرده را مخفی می کند، دستگیر شده و به زندان می افتد. او در زندان با مردی درشت اندام بنام «کوئنتین» ( دپاردیو ) آشنا می شود. آن دو مدتی بعد موفق به فرار از زندان می شوند و ...
صبحی در حومه یکی از شهرهای فرانسه سال ۱۹۵۰، در کاخی دور افتاده، یک خانواده قرار است برای جشن دور هم جمع شوند. اما جشنی در کار نخواهد بود، زیرا مرد خانواده به قتل رسیده است، و بدون شک قاتل یکی از هشت زنی است که به او نزدیکتر بوده اند…
ایلان که از اختلال دوقطبی رنج می برد، می خواهد پدرش رئیس یک مافیا در جنوب فرانسه را خشنود کند و علی رغم تصمیم خودش در جنایات شرکت می کند. با این حال، هر اقدامی عواقب و بهای سنگینی دارد...
زو نام دختر بچه ای است که به دلاوری و سلحشوری علاقه زیادی دارد. او در سرزمینی پر از اژدها و موجودات ترسناک عجیب و غریب همراه با عمو و خدمتکارشان زندگی می کند. داستان به این گونه آغاز می شود که زو برای کمک به عموی خود به بیرون از قصر می رود تا شاید بتواند راهی برای مقابله با اژدها پیدا کند اما در جنگلی مخوف گرفتار دو موجود ترسناک می شود. در اینجاست که لیان چو مرد غول پیکر و دوست داشتنی داستان به نجات او می آید ؛ زو، لیان چو و دوستانش را برای آشنایی با عموی خود به قصر می برد و...
هشت کوه داستان یک دوستی است. بچههایی که به مردان تبدیل میشوند که سعی میکنند رد پای پدرانشان را پاک کنند، اما با پیچ و خمهایی که انجام میدهند، همیشه به سمت خانه کشیده می شوند ...
در سال 2012، رئیس اتحادیه یک نیروگاه هستهای چندملیتی فرانسوی به یک افشاگر تبدیل میشود و معاملات فوق محرمانهای را که بخش هستهای فرانسه را متزلزل میکند، محکوم میکند. مورین کرنی به تنهایی در برابر جهان با وزرای دولت و رهبران صنعت مبارزه می کند تا این رسوایی را آشکار کند و از بیش از 50000 شغل دفاع کند...
جایی در شمال شرقی فرانسه. اریک، مرد بی پولی که در ماشینش زندگی می کند، پسرش استبان، 10 ساله، اوتیستیک و تحت مراقبت عمویش را طرد می کند. استبان به دلیل بی احتیاطی دیگر پدرش توسط دو گانگستر ربوده می شود. اریک، ویران شده، مصمم است تا کاری را که لازم است انجام دهد...
یک مرد جوان (خاویر دولان) برای مراسم تشییع جنازه معشوق خود به مزرعه ای منزوی سفر می کند ، جایی که به سرعت توسط برادر پرخاشگر معشوقه اش (پیر-ایو کاردینال) وارد یک بازی پیچیده می شود...
«مايک نورتن» جوان که تازه به استخدام پليس مرزي درآمده، به طور تصادفي کارگر غيرمجاز مکزيکي، «ملکيادس استرادا» را مي کشد. مقام هاي محلي تصميم مي گيرند حادثه را لاپوشاني و پرونده را مختومه اعلام کنند. اما صاحب کار «ملکيادس»، «پيت پرکينز»، با هدف اجراي عدالت شخصي، «مايک» را مجبور مي کند تا جسد «ملکيادس» را از گور بيرون بکشد و سپس سوار بر اسب هم راه يک ديگر و جسد به سوي مکزيک به راه بيفتند...