کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
ساپفو و بریتومارتیس، دو زن افسانهای، در کنار دریا با هم ملاقات میکنند. هر دو به دلایلی ناگزیر به آب پناه بردهاند و حالا در کنار هم، به تأمل دربارهی عشق و دلشکستگی میپردازند.
خانواده بریونز به دلیل مشکلات اقتصادی مجبور میشوند شهر بزرگ را ترک کنند و به روستای اجدادی خود بروند. آنها در این روستا که طبیعتی زیبا و مردمانی خونگرم دارد، به دنبال آرامش و شروع دوباره زندگی هستند.
این مستند، به زندگی گروه موسیقی معروف اسپانیایی، لوکومیا، و تاثیر آنها بر فرهنگ باشگاههای شبانه، صنعت موسیقی و به ویژه موسیقی لاتین در میامی میپردازد.
اسنوفلیک به امید آنکه بتواند با سایر گوریلها همرنگ جماعت شود، سفری ماجراجویانه را برای یافتن معجونی جادویی آغاز میکند تا ظاهری شبیه به آنها پیدا کند و به یک گوریل معمولی تبدیل شود.
در اواخر دهه نود میلادی، شهر گرانادا شاهد شکوفایی بینظیر هنر و فرهنگ بود. در این فضای پویا، یک گروه موسیقی مستقل آماده بود تا تحولی شگرف در موسیقی اسپانیا ایجاد کند. اما درست پیش از آغاز خلق آلبوم جدیدشان، این گروه با چالشهای بزرگی روبهرو شد و به بدترین روزهای خود رسید.
پس از اینکه یک استریپر فرانسوی توسط مردی که میخواهد الماسهای دزدیده شده توسط پدر فقیدش را به دست آورد، مورد آزار و اذیت قرار گرفت، همراه با یک پزشک به انگلیس فرار کرد، اما خطر او را تعقیب کرد.
باند خلافکارانی که در یک شهر متروکه پنهان شده بودند، ناگهان خود را درگیر یک درگیری با یک ولگرد مرموز که بومرنگ پرتاب میکرد و یک مرد بیوه شدند که هر دو به این شهر ارواح آمده بودند.
یک فرمانده نظامی بیرحم، پس از ناکامی در خرید یک دختر سرخپوست، به قبیله او حمله کرده و همه را قتلعام میکند. دختر ربوده شده به همراه یک چوپان، برای انتقام از این جنایت هولناک، دست به مبارزه میزند.
پرستاری با رویکردی منحصر به فرد تلاش میکند تا آلام و رنجهای بیماران لاعلاج و محکوم به مرگ را تسکین بخشد. هویت او در هالهای از ابهام قرار دارد و ممکن است آنچه از او به نظر میرسد، چهره واقعیاش نباشد.
دو خلافکار که پس از شکست در آدمربایی به خانهای در جنگل پناه بردهاند، به دلیل ارتکاب جرمی هولناک توسط یکی از آنها، به دست قبیلهای آدمخوار کشته میشوند.
در دنیایی که میتوان با لمس یک فرد خوششانس شانس را از یک فرد خوششانس گرفت، گروه کوچکی از افراد خوششانس برای خوششانسترین و برای شانس سایر شرکتکنندگان رقابت میکنند.