ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
گروهی از نوجوانان برای خلاص شدن از فقدان تکنولوژی به یک اردوگاه تابستانی میروند. داستانهای مختلف شخصیتها رخ میدهد تا اینکه نوجوانان متوجه میشوند که اردوگاه تابستانی آن چیزی که به نظر میرسد نیست...
فیلم درباره نه فرزند و والدینشان است که برای ۲۰ سال در وحشت طبیعت بخارست با طبیعت در هماهنگی کامل زندگی میکردند تا اینکه از آنجا بیرون رانده شدند و مجبور شدند به زندگی در شهر بزرگ سازگار شوند...
رومانی از نظر کیلومتر بزرگراه در رتبه آخر اروپا قرار دارد اما از نظر تعداد مرگ و میر در تصادفات جاده ای در رتبه اول قرار دارد. استفان مانداچی کارآفرین در ملک شخصی خود یک متر بزرگراه می سازد...
رادو که توسط برادری از راهبان عارف برای کشتن همه دشمنان کلیسا آموزش دیده ، هیچ اطلاعی از نسل خونی خود ندارد . پدرش یک خون آشام، مادرش یک شیطان است و سرنوشت او را به قلعه پدرش می برد تا یک یادگار مقدس را برگرداند اما ...
میرچه، یک افسر اطلاعاتی بازنشسته، متوجه می شود که پسرش در کوهستان گم شده است. پس از روزها جستجو، میرچا تیم نجات خود را گرد هم آورد که منجر به درگیری با جوخه محلی شد...
طبق یک ضرب المثل قدیمی در شهرستان راچیتل (روستای ترانسیلوانیا)، اگر کسی را در روز پشم ببوسید، با آن شخص ازدواج خواهید کرد. یک داستان ابداع شده در مورد یک عروس دیوانه کل دیدگاه روز پشم را تغییر می دهد...
مارا، یک نوجوان 12 ساله که بیمار است، وارد یک ماجراجویی خارق العاده پر از امید می شود. او یک درخت جادویی واقع در نزدیکی یک مرکز مراقبت تسکینی را کشف می کند که دریچه ای برای داستان مورد علاقه او است...
یک افسر راهنمایی و رانندگی که دوست دارد نقش کارآگاه را بازی کند، شروع به تحقیق در مورد یک پرونده می کند و خطراتی فراتر از آنچه که فکر می کرد یک سرقت ساده از کتابفروشی بود، کشف می کند...
کاسمین با 3 دوستش یک بازی تنیس بازی می کند. او به ساعت نگاه می کند و شروع به وحشت می کند: او دیر به اداره ثبت احوال می رود، به عروسی- عروسی اش، با همسر سابقش که بدون اینکه دوستانش بدانند از او جدا شده بود...
داستان سه دوست که در شرایطی نه چندان خوشبخت به زندان می افتند. در آنجا آنها برای فرار برنامه ریزی می کنند و با کمک یک اوباش محلی موفق به فرار می شوند تا برای سرقت بعدی آماده شوند. معجون خیلی عجیبی است ...
یک روز عصر، یک لیوان شراب، 7 دوست وارد یک بازی خطرناک میشوند: تلفنهایشان را روی میز میگذارند و تصمیم میگیرند هر چیزی که آن شب دریافت میکنند، تماسها، پیامها، wapp، ایمیلها، با بلندگو پاسخ داده شود یا با صدای بلند خوانده شود...
هنگامی که یک پیشاهنگ جوان متوجه می شود که ارتش باواریا به تارگو جیو نزدیک است، به کمیسر پوپلیان اطلاع می دهد و به همراه دیگر پیشاهنگانش سعی می کند جلوی اشغال شهر توسط ارتش آلمان را بگیرد...
یک زن جوان در دوران کمونیستی در رومانی توسط مادرشوهرش مجبور به سقط جنین می شود، زیرا بچه ها پس از فاجعه هسته ای چرنوبیل مرده یا با ناهنجاری به دنیا می آیند...