خواهر و برادری به نامهای لیزا و دانیل، در حالی که خود را برای شرکت در مسابقه دوچرخهسواری واتِرنروندان آماده میکنند، با چالشهای متعددی دست و پنجه نرم میکنند. این چالشها شامل مسیرهای انحرافی، روابط عاشقانه قدیمی و همچنین مشکلات زناشویی است که اراده و پایداری آنها را به محک میگذارد.
دو خواهر و برادر که سالها از یکدیگر دور بودهاند، برای یافتن چشمه افسانهای جوانی، دست در دست هم میدهند. آنها با تکیه بر نشانههای تاریخی، سفری پرماجرا و حماسی را آغاز میکنند. در صورت موفقیت، این چشمه جادویی میتواند عمر جاودانه را به آنها هدیه کند.
دانشجویی که در یک حلقه زمانی گیر افتاده و مدام دوشنبه اول آوریل را تکرار میکند، سعی دارد با تصحیح اشتباهاتش قلب دختری را به دست آورد، اما در نهایت اوضاع را بدتر میکند.
در یک مهمانی باشکوه، جارد برنامههای خود را برای تبدیل منطقه هنری به یک شهر هوشمند مطرح میکند. اما این ایده با مخالفت شدید برادرش و کمیسر هنری روبرو میشود. در این میان، یک شعبدهباز اسرارآمیز با هنر خود، گذشته و آینده این منطقه را پیش چشمان آنها به تصویر میکشد.
جوی که هنوز با پیامدهای رابطه شکستخوردهاش با همسر سابقش، سد، درگیر است، مصمم است جلوی نامزدی دخترش، اسسی، با جویی را بگیرد. اما اوضاع زمانی پیچیده میشود که اسسی از جوی درخواستی غیرمنتظره دارد.
ایشا، مدل و مهماندار، و روبن، عکاس، برای عکاسی به مکانی دورافتاده میروند. اقامت شبانه آنها در جنگل با خطراتی غیرمنتظره همراه میشود که بقایشان را به خطر میاندازد.
ساندرا، روانشناس جوانی که تازه استخدام شده، پس از بازگشت به خانه متوجه میشود دوست پسرش او را ترک کرده است. او در اولین روز کاریاش در یک سایت رواندرمانی آنلاین، به جای هویت واقعی خود، هویت یک زن مسن را پیدا میکند و به طور اتفاقی متوجه میشود که یکی از مراجعانش دوست پسر سابقش است که او را ترک کرده است. ساندرا برای پنهان ماندن، خود را به جای آن رواندرمانگر مسن جا میزند.
این فیلم به بررسی قتل جورج فلوید توسط پلیس میپردازد که پنج سال پیش رخ داد. این واقعه منجر به خشم عمومی در آمریکا و اعتراضات گسترده در سراسر جهان شد و به عنوان یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر شناخته میشود.
قتل فجیع دختر هفده سالهای به نام هیلی ایستون، جامعهای کوچک را تکان میدهد و پلیس محلی را به تحقیق وا میدارد. دو کارآگاه به نامهای تروینو و بلامی در پی یافتن قاتل، با سرنخها و مظنونان متعددی روبهرو میشوند.
داستان درباره دو رئیس باند تبهکاری در شهر نیویورک است که قبلاً با هم دوست بودند، اما اکنون به دلیل حسادت و خیانت، با یکدیگر دشمن شدهاند و برای تسلط بر شهر، با یکدیگر میجنگند.
دختری جوان از قوم اینکا، رویای پیوستن به گروه پیامرسانان "چاسکی" را در سر دارد که تمام اعضای آن مرد هستند. او برای دنبال کردن آرزوی خود، سنتها و هنجارهای جنسیتی را به چالش میکشد.
مردی جوان برای رهایی از آشفتگیهای ذهنی خود، به درمانی پرخطر روی میآورد. در این روش، جسم او با ناخودآگاهش یکی میشود. او سفری پرمخاطره را در اعماق روان خود آغاز میکند و برای یافتن رستگاری، تمام داشتههایش را به خطر میاندازد. «روح در تنگنا» نخستین فیلمی است که از ابتدا با نسبت تصویر ۴:۳ شروع شده و به تدریج تا پایان فیلم، به نسبت تصویر دیگری تغییر مییابد.
در جنوب فرانسه، مردی به نام لینو که سابقه زندان دارد و به دزدی مشغول است، به عنوان راننده فرار برای خلافکاران کار میکند و خودروهایی را برای اهداف جنایی آنها میسازد.
بارانی از سیارکها به یک ایستگاه فضایی اصابت میکند و سپس در ناحیهای دورافتاده از گرند کنیون فرود میآید. در پی این حادثه، غلافهای اسرارآمیزی شکل میگیرند و به سرعت به موجوداتی تغییر شکل میدهند که تهدیدی برای ایستگاه فضایی و کرهٔ زمین محسوب میشوند.
افسر پلیسی به نام آرجون برای انتقام از یک افسر ارشد، در روستا دزدی میکند و باعث انتقال او میشود، اما پس از آن به دزدی معتاد میگردد. پس از فرار از روستا به دنبال دزدی از یک فرد مشهور و اطلاع از مرگ مشکوک او که خودکشی اعلام شده، آرجون متوجه دسیسهای میشود و برای کشف و مجازات عاملان خودکشیهای ساختگی اقدام میکند.