ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
دختر یک عروسکگردان ژاپنی، ناخواسته وارد دنیای جرم و جنایت میشود. این اتفاق زمانی میافتد که گروه نمایشی آنها با باند تبهکاری به سرکردگی شوگرمن و پسرش، لیتل شوگر، برخورد میکنند.
داستان در توکیوی سال ۱۹۸۷ رخ میدهد. محور ماجرا، دختری یازده ساله با شخصیتی عجیب و حساس است که باید با دو وضعیت دشوار کنار بیاید: پدری که بیماری لاعلاج دارد و مادری که شاغل است و فشار زیادی را تحمل میکند. او در این مسیر با بزرگسالان متعددی برخورد میکند که هر کدام در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات و کشمکشهای زندگی خود هستند.
ناتسومی که یک نوجوان سرکش اهل توکیو است، به یک جزیره کوچک میرود تا با عمهاش دیدار کند و غواصی مروارید را یاد بگیرد. هرچند هدف ظاهری این است، اما او در واقع پنهانی به دنبال گنجی است که از دوران کودکی داستانش را شنیده بود.
یک عاشقانهٔ تأثیرگذار و تقریباً آیندهنگرانه دربارهٔ دو دوست صمیمی که عشقی ناگفته نسبت به هم در دل دارند، حتی پس از آنکه یک آزمایش یکی از آنها را با جفت روحی فرضیاش همسانسازی میکند.
ماوی، زنی که در آلمان بزرگ شده، بهطور ناگهانی از اصلونسب اشرافی خود در ترکیه باخبر میشود. با ورود به این دنیای جدید و پر از تجملات، هویت تازه او بر رابطهاش تأثیر میگذارد و آن را دستخوش چالشهایی جدی میکند.
شی میاونا (Shi Miaona)، یه معلم، و دانشآموز شیطونش وانگ کیانگ (Wang Qiang) به طور مرموزی جاشون با هم عوض میشه. با نزدیک شدن یه مسابقه مهم تدریس، میاونا داره با زمان مسابقه میده تا قبل از اینکه دیر بشه، برگرده به بدن خودش.
گیونگ آه، زنی که بهعنوان مراقب کار میکند و تنها زندگی میکند، تنها به دخترش یئون سو تکیه دارد. اما پس از نقل مکان یئون سو، دیدارهای آنها بسیار محدود شده است. داستان با دریافت یک پیام هولناک توسط گیونگ آه از یک فرد غریبه آغاز میشود.
ماجرای فیلم درباره مرد بیگناهی است که پس از کشته شدن توسط پنج افسر پلیس زیادهرو، درون آمبولانس زنده میشود. او پس از بازگشت به زندگی، با تکیه بر ایمان خود با مشکلات و موانع بسیاری روبرو میشود.
نیلِش، یک دانشجوی حقوق از خانوادهای فقیر، پس از ورود به یک دانشگاه معتبر، با نابرابریهای عمیق اجتماعی روبرو میشود. یک اتفاق غمانگیز، او را وادار میکند تا با این سلسلهمراتب اجتماعی پنهان و تأثیر آنها بر سرنوشت و روابط افراد مقابله کند.
یک زن باردار از خیانت همسرش مطلع میشود. علاوه بر این، مرد تمایلی به پدر شدن ندارد، که این شرایط او را وادار میکند برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیتهایش، به اقدامات بسیار جدی و افراطی فکر کند.
یک بوکسور جوان و امیدوار به لطف دوستش، ماتئو، از یک تصادف مرگبار جان سالم به در میبرد. پس از بهبودی، دردی اسرارآمیز شروع به آزار دادن او میکند و آینده بوکس او را در دنیایی که ضعف در آن تحمل نمیشود، به خطر میاندازد.
این فیلم به جامعه پنهان (جهان زیرین) و زندگی غیررسمی مهاجران آفریقایی در شهر قاهره میپردازد. محور داستان، تنشها و اختلافاتی است که میان گروههای مختلف این جامعه وجود دارد و این وضعیت از نگاه و تجربیات عایشه، یک مراقب سومالیایی که در آنجا مشغول به کار است، روایت میشود.
داستان در جهانی پسا-آخرالزمانی رخ میدهد؛ جایی که طبیعت توانسته است بر تکنولوژی غلبه کند. میلای دوازده ساله، پس از قتل پدرش، به شدت آشفته و درهم شکسته است. او برای جبران اعمالی که به ناحق انجام داده، راهی سفری دشوار میشود.
پدری به همراه پسرش وارد یک مهمانی رِیو در دل کوههای جنوب مراکش میشوند. آنها به دنبال «مار» (Mar)، دختر و خواهر خانواده هستند که ماهها پیش در یکی از این مهمانیهای شبانهروزی ناپدید شده است. در میان موسیقی الکترونیک و فضایی سرشار از آزادی ناآشنا، آنها عکس او را به طور مداوم به حاضران نشان میدهند. در حالی که امیدشان رو به افول است، تسلیم نمیشوند و به دنبال گروهی از شرکتکنندگان میروند که عازم آخرین مهمانی در بیابان هستند.
جوزف گوبلز در مقام وزیر تبلیغات، به تولید فیلمها و تصاویری میپردازد که هدفشان آمادهسازی مردم آلمان برای پذیرش جنگ تمامعیار و هولوکاست است. پس از شکست قطعی در جنگ، او آخرین و رادیکالترین اقدام تبلیغاتی ممکن برای خود را طراحی و به اجرا درمیآورد.
پس از آنکه خواهر یک کلانتر کشف میکند رهبر هولناک گروهی از یاغیان، برادرش، همسر او و دیگر اعضای خانوادهاش را در یک شهرک ناهموار در جنوب غربی [آمریکا] به قتل رسانده است، به دنبال گرفتن انتقام از آن رهبر برمیآید.