کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
ویلی و جوجو دوستان دوران کودکی هستند که هرگز یکدیگر را ترک نمیکنند. برای غلبه بر کسالت، آنها در پامپا، یک پیست موتورسواری، تمرین میکنند. یک شب، ویلی راز جوجو را کشف میکند.
برای به حداکثر رساندن بهرهوری اقتصادی، دولت برزیل به افراد مسن دستور میدهد تا به مجتمعهای مسکونی دورافتاده نقل مکان کنند. یک زن ۷۷ ساله امتناع میکند و سفری را از طریق آمازون آغاز میکند که سرنوشت او را برای همیشه تغییر خواهد داد.
تقریباً چهار دهه پس از اینکه مایک از تیمش اخراج شده بود، به دانشگاه قدیمیاش باز میگردد تا دوباره با ضربهای که زندگیاش را متحول کرد، روبرو شود. در حالی که از نظر جسمی آسیب دیده، مورد تردید قرار گرفته و تقریباً از پا افتاده است، او برای آخرین فرصت میجنگد تا به پایانی که همیشه در رؤیای خود میدید، برسد.
یک کارگردان موزیک ویدیو، که بین کار و پدر شدن قریب الوقوع تعادل برقرار می کند، فردی شبیه را به کار می گیرد تا وظایف حرفه ای خود را انجام دهد، در حالی که به مسئولیت های شخصی خود توجه می کند و مرزهای جدایی کار و زندگی را پیش می برد.
زن و مردی بیرون از سالن سینما ملاقات می کنند، به عنوان رمان نویس و فضانورد در یک کافه دنیایی فانتزی می سازند، هر پنجشنبه همدیگر را ملاقات می کنند، عاشق هم می شوند و باید در واقعیت حرکت کنند.
پس از سالها اقامت در نیویورک، آینه برای یادبود مادرخواندهاش به روستایی ایرلند برمیگردد و با تنشهای مدفون در خانواده و غم و اندوه بیاننشده در خانه کودکیاش مواجه میشود.
این اقتباس صحنهای از فیلم سال ۲۰۰۵ جرج کلونی، داستان ایستادگی روزنامهنگار ادوارد آر. مورو در برابر مبارزات ضدکمونیستی سناتور جوزف مککارتی در اوایل دهه ۱۹۵۰ را دنبال میکند. این نمایش به صورت زنده از یکی مانده به آخرین اجرای خود در تئاتر وینتر گاردن شهر نیویورک پخش شد.
یک نوازنده ویولنسل جوان و بااستعداد از یک خانواده اشرافی سقوط کرده، وقتی پدر قدرتمند بهترین دوستش راه حلی برای وضعیت ناامیدکننده خانوادهاش ارائه میدهد، باید دست به انتخابی غیرممکن بزند.
داستان درباره جوانی است که از گذشتهای دردناک رنج میبرد، مجبور میشود به سازمانی مرموز بپیوندد. در این مسیر، نه تنها با موجودات ناشناخته روبرو میشود، بلکه به دنبال کشف رازهای گذشته خود نیز میگردد.
وقتی پدرش فوت میکند، الیسر مسئولیت خواهر ناتنیاش را به عهده میگیرد. تصمیم به عدم پذیرش مسئولیت، او را مجبور به انجام ماموریتی میکند تا دختر را به پایتخت ببرد تا مادرش را که در کودکی او را رها کرده بود، پیدا کند.
گروهی از اراذل و اوباش بیرحم، نامیِ آرام و گرفتار در ماجرایی بزرگتر را مجبور به قتل خواهر نامزدش میکنند، که این امر ازدواج در شرف وقوع او را قطعاً خراب میکند و دختر بیچاره را به وحشیانهترین زندان زنان که تا به حال دیده شده، میاندازد.
ماریا برای مراسم تدفین همسایهای مرموز که معلوم نیست میتوانسته با درختان صحبت کند یا نه، در شهری ساحلی پرسه میزند. با طولانیتر شدن شبها، او با پسرش و هیزمشکنی که از خواب میترسد، آشنا میشود.
یک نامزدی غافلگیرکننده، چهار خواهر و برادر ناتنی را که قرار است به زودی با هم ازدواج کنند، به یک سفر جادهای ۱۴۰۰ مایلی سوق میدهد تا اختلافات خود را کنار بگذارند و یک خانوادهی متحد تشکیل دهند.
الکس از هنر مدرن بیزار است، اما وقتی عاشق یک هنرمند دوستداشتنی فرانسوی میشود، میفهمد که تنها راه تسخیر قلب او این است که وانمود کند یک هنرمند است. حالا او باید در یک مسابقه هنر مدرن برنده شود تا قلب او را به دست آورد.
این فیلم که در مزارع قهوه آمریکای لاتین اتفاق میافتد، از نگاه جوزفینا مورنو، دختر ۱۸ سالهای که قهوه میچیند و حس بویایی نادر و شگفتانگیزی دارد، روایت میشود.