کشف این که خانه آنها توسط روحی به نام ارنست تسخیر شده است، خانواده کوین را در رسانه های اجتماعی متحیر می کند. اما وقتی کوین و ارنست به ته راز گذشته ارنست می رسند، هدف سیا می شوند...
دوستان نوجوان صمیمی سیسیلیا و اِما پس از یک دهه با یکدیگر برخورد می کنند. سیسیلیا به آخر هفته مجردی اما دعوت می شود که در یک کابین دورافتاده با قلدر دبیرستانش که تمایل به انتقام دارد گیر می شود ....
پس از اینکه یک سرقت از مغازه سمساری اشتباه پیش می رود ، دو جنایتکار به یک خانه مزرعه دورافتاده پناه می برند تا اوضاع آرام شود اما چیز بسیار خطرناک تری پیدا کنند...
به دلیل تغییرات در جریان های اقیانوسی، فعالیت کوسه ها در نزدیکی یک منطقه غواصی خاص ظاهر می شود ، اما آثار آن ناشناخته است. کوسه گرسنه آماده حرکت است و منتظر فرصتی برای شروع یک کشتار بی رحمانه است ...
زمانی که آزمایشات پزشکی از مرزهای قانون فراتر می رود، شدیدترین آزمایشات در جزیره "سنت لئوناردز" در شمال اقیانوس اطلس انجام می شود که باعث اتفاقهای عجیبی در زندان می شود
یک برادر که در عواقب یک شیوع مرگبار سرگردان است، برای محافظت از خواهرش میجنگد، در حالی که ناامیدانه به دنبال پناه گرفتن و دوری از جمعیت آلوده با تشنگی خون است...
خانواده ای تصمیم می گیرد یک مسافرخانه در پیست اسکی دورافتاده ای راه اندازی کند.اولین مهمان آنها دست به خودکشی زده و آنها برای جلوگیری از جلوه بد در میان مهمانانشان جسد را دفن می کنند.اما جسد آشکار شده و...
این فیلم هلن و دخترش لورن را دنبال میکند که به یک کلبهای منزوی در شمال میروند و با یک راننده سرراهی ملاقات میکنند که در واقع دزدی است که سعی میکند از یک قاتل خونسرد فرار کند و حالا هلن و لورن نیز در رادار قاتل هستند...
در شهر آرام "اسپرینگ فیلد" چیزی شیطانی باعث شده اهالی شهر ناپدید شوند.اکنون این وظیفه گروهی از اهالی شهر است که اینکار را متوقف کنند یا حداقل زنده از شهر بیرون بروند...
وقتی گروهی سارق بی رحم به مجللترین کشتی دنیا حمله می کنند،متوجه می شوند مسافران به شکل اسرارآمیزی ناپدید شده اند.اما آنها تنها نبوده و چیزی وحشتناک،نیرویی مرگبار از اعماق تاریک اقیانوس در کنار آنهاست…
هیگاشیاما هاروتو یک معلم تاریخ ژاپنی 34 ساله است که ظاهر زیبا را با شخصیتی صادق و دوستانه ترکیب می کند. وقتی او به دبیرستان نیتاکا، مدرسه ای برای دانش آموزان پیشرفته، منصوب شد، هاروتو بلافاصله توجه دانش آموزان دخترش را به خود جلب می کند . اما او رازی دارد که نمی تواند به کسی بگوید...
یک طوفان زمستانی، پنج دوست را در یک کابین دورافتاده بدون برق و غذای کمی گرفتار میکند، سرگردانی به آرامی سلامت عقل آنها را میگیرد، زیرا هر یک از آنها تسلیم ترس از آلوده شدن یا بد بودن برف میشوند...