به منظور بزرگداشت هفتادمین سالگرد پیروزی جنگ مقاومت علیه آمریکا و کمک به کره، سه گانه "داوطلبان" به صورت گسترده و چند بعدی، نبرد برای تاسیس چین جدید (کمونیستی) را به تصویر خواهد کشید.
این داستان به بررسی چند نبرد مهم از جنگ کره میپردازد و به ویژه بر نبرد چئورون تمرکز دارد. در این نبردها، تعدادی از فرماندهان و سربازان چینی نقشآفرینی میکنند.
در سال ۱۹۴۲، کشتی ژاپنی به نام «لیسبون مارو» که در آن زمان اسرای جنگی بریتانیایی را منتقل میکرد، با حمله اژدر غرق شد. در پی این حادثه، ماهیگیران منطقهی «دونگجی» به کمک آنها شتافتند و توانستند بیش از ۳۰۰ سرباز بریتانیایی را نجات دهند. آنها حتی در جریان جستوجوهای نظامیان ژاپنی، از سه نفر از این سربازان پنهان کرده و محافظت کردند.
جوزف گوبلز در مقام وزیر تبلیغات، به تولید فیلمها و تصاویری میپردازد که هدفشان آمادهسازی مردم آلمان برای پذیرش جنگ تمامعیار و هولوکاست است. پس از شکست قطعی در جنگ، او آخرین و رادیکالترین اقدام تبلیغاتی ممکن برای خود را طراحی و به اجرا درمیآورد.
در بحبوحه هرج و مرج جنگ جهانی اول، پدری که سوگوار از دست دادن عزیزی است، به قهرمانی برمیخیزد. او در حالی که با گروهی از روستاییان از دست دشمنی بیرحم و انتقامجو میگریزد، آنها را به سوی مکانی امن هدایت میکند.
رویارویی یک زن کهنه سرباز جنگ افغانستان با پدربزرگ کهنه سرباز جنگ ویتنام در خانه خانوادگی کنار دریاچه، در حالی که زن با روح دوست صمیمی و درگذشتهاش ارتباطی مرموز دارد...
گروهبان تکاور NSG، هانوت سینگ، که از مأموریت گذشتهاش زخم خورده، در جریان محاصره یک معبد در گجرات از دستورات سرپیچی میکند. او در حالی که با شیاطین درونی خود دست و پنجه نرم میکند، یک عملیات پرخطر را علیه تروریستهایی که خواستار آزادی یک شبهنظامی هستند، رهبری میکند.
یک پلیس مخفی برای نابودی یک باند تبهکار به سریلانکا میرود و در آنجا متوجه میشود که رهبر این گروه برادرش است. این موقعیت او را با یک درگیری اخلاقی بین وظیفه و خانواده روبهرو میکند.
این فیلم، داستان حماسی سربازان خارجی را روایت میکند که در ماه مارس سال ۱۹۴۵ میلادی، در جنگهای خونین برای دفاع از خاک فرانسه شرکت کردند. با این حال، پس از شکست در برابر نیروهای ژاپنی، این سربازان شجاع در دل جنگلهای انبوه گرفتار شدند و سفری پر از رنج و مشقت را برای فرار آغاز کردند.
تایشی ون جونگ با ارتش سلسله شانگ به شیکی حمله میکند، اما جی فا با کمک جاویدانان کونلون، به ویژه جیانگ زییا، ارتش و مردم شیکی را برای دفاع از شهرشان رهبری میکند.
ویرانیهای جنگ اوکراین در قالب تصاویری طولانی و ثابت به نمایش درمیآیند. در همین حال، تماسهای تلفنی سربازان با خانوادههایشان، دنیایی موازی و متفاوت را به ما نشان میدهد. در این اثر، صدا و تصویر در مقابل هم قرار میگیرند و تعاملی معنادار با یکدیگر دارند.
این داستان که در سال ۱۸۶۴ در نیوزلند اتفاق میافتد، به شرح درگیری مهمی از اولین جنگهای زمینی این کشور میپردازد؛ نبردی که میان مائوریها و سربازان مستعمراتی علیه شرایط ناممکن درگرفت.
مغولها، به فرماندهی چنگیز خان، به سوی غرب حرکت کردند تا سلسلهی جین را سرنگون سازند و قصد داشتند برای نابودی سلسلهی سونگ به جنوب نیز لشکرکشی کنند. در این میان، استادان هنرهای رزمی از مکاتب گوناگون در دشتهای مرکزی چین، با گردآوری نیرو، برای دفاع از شهر شیانگ یانگ آماده میشدند.
این مستند تاریخی به بررسی سیر توسعه دشوار شبکه رادار ساحلی بریتانیا میپردازد و نشان میدهد که این شبکه چگونه در کشف و خنثیسازی حملات هوایی آلمان نازی به بریتانیا حیاتی بود.
مِیچن شاله در روایتی شخصی، تأثیر همیشگی جنگ ویتنام بر زندگی خود را بیان میکند. او به شرح دوران کودکیاش در بحبوحه جنگ، شجاعت مادرش و مهاجرتشان از ویتنام به فرانسه میپردازد.