ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
💎 حمایت از ما: عزیزانی که قصد حمایت از ما و تمامی کاربران را دارند، لطفاً با خرید اشتراک (هرچه طولانیتر و با تعداد بالاتر، بهتر) ما را در تامین هزینهها یاری کنند. برای مبالغ بیشتر یا واریز به صورت یورو و دلار، لطفاً با t.me/nightwaatch در تماس باشید.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
یک بازرس ویژه کشف میکند که پروندهای از قتلهای زنجیرهای آنطور که به نظر میرسد، نیست و دنبال کردن این مسیر تنها به جنگی بین تمام افراد درگیر ختم خواهد شد.
WWE در بازگشت خود به استرالیا، دو مسابقه برای کسب عناوین کراون جول برگزار میکند که شامل رقابت کودی رودز در برابر سث رولینز و تیفانی استرتون در مقابل استفانی واکر است.
انفجار و تیراندازی بزرگ در کاوزوی بِی هنگ کنگ، طرح وارث یک شرکت دارویی را برملا میکند. مرگ پدرش بهانهای برای آغاز جنگ مواد مخدری میشود که هر دو دنیای قانونی و جنایی را به آشوب میکشد.
وقتی متخصص سابق خنثیسازی بمب، سونگ کانگ-رن، و نامزدش سوار یک قطار سریعالسیر بمبگذاریشده میشوند، همزمان یک معلم فیزیک رسوا به نام لیو کای نیز برای آشتی با همسرش سوار همان قطار میشود. سوال اصلی این است که آیا آنها قادر به خنثی کردن موفقیتآمیز بمب و حل بحران پیش آمده خواهند بود یا خیر.
این داستان درباره یک پسر جوان آزتکی است که پدرش به دست اسپانیاییها به قتل میرسد. "یوهوآلی" برای هشدار دادن به پادشاه "موکتزوما" و کاهن بزرگش "یوکا" درباره خطری قریبالوقوع، به "تنوچتیتلان" فرار میکند.
دختری درمانده که با مشکلات مالی شدید روبروست، موافقت میکند تا به جای یک وارث ثروتمند که درگیر یک رسوایی شده است، نقش او را بازی کند. اگرچه این دو شبیه یکدیگرند، اما این راز مشترک، زنجیرهای از حوادث دراماتیک و خطرناک را شعلهور میکند.
پس از رویدادهای "شورش" و "حمله به فورت ریجلی"، سرهنگ اچ. اچ. سیبلی دادگاهی نظامی برای محاکمهٔ داکوتاهای دستگیرشده تشکیل داد. ارتش ایالات متحده به رهبری ستوان اول و کمیسرهای منصوب، بهدنبال انتقام است، اما این کار هزینههایی در پی خواهد داشت.
استاد قدر بعد از فوت فرزندش، با دسیسهٔ جدید شیطان مواجه میشود. شیطان برای درهم شکستن ایمان او، همسرش، عزیزه، را هدف قرار میدهد تا قدر را مجبور به تسلیم شدن در برابر خود و پشت کردن به خدا سازد.
باکین تاکیزاوا، نویسنده معروف دوره ادو، داستانی را برای دوستش، هوکوسای کاتسوشیکا، تعریف می کند. این داستان درباره هشت جنگجو است که با جواهراتی که در دست دارند، به دنبال غلبه بر نفرین خاندان ساتومی هستند. هوکوسای که مجذوب داستان شده، به طور مکرر به دیدار باکین می رود.
در سال ۱۹۴۲، کشتی ژاپنی به نام «لیسبون مارو» که در آن زمان اسرای جنگی بریتانیایی را منتقل میکرد، با حمله اژدر غرق شد. در پی این حادثه، ماهیگیران منطقهی «دونگجی» به کمک آنها شتافتند و توانستند بیش از ۳۰۰ سرباز بریتانیایی را نجات دهند. آنها حتی در جریان جستوجوهای نظامیان ژاپنی، از سه نفر از این سربازان پنهان کرده و محافظت کردند.
آرین در جستجوی نیدهی، خیابانهای مادورای را زیر پا میگذارد. او در هر قدم، با خطرها و تنشهای روزافزونی مواجه است. زمان به سرعت میگذرد و آرین برای حفظ جان خود، مجبور است در بحبوحهٔ این آشوب و بینظمی فزاینده، راهی برای ادامهٔ مسیر بیابد.
دختر نوزاد ژانگ کی-مائو ربوده میشود. او در جستجوی دخترش، به ناحق زندانی شده و سپس متوجه میشود که از دخترش برای قاچاق اعضای بدن استفاده شده است. کی-مائو که از این ماجرا خشمگین و غمگین است، تصمیم به انتقامی خشونتآمیز میگیرد.
پارکر، سارقی ماهر و حرفهای، فرصتی برای انجام یک سرقت بزرگ پیدا میکند، اما برای عملی کردن این نقشه، او و تیمش باید از یک دیکتاتور آمریکای جنوبی، مافیای نیویورک و ثروتمندترین مرد جهان پیشی بگیرند و بر آنها غلبه کنند.
در یک شهر قرون وسطایی، موجودات اهریمنی که در واقع حیوانات تغییریافته توسط یک جادوگر هستند، ایجاد وحشت کردهاند. یک شکارچی و جنگجویانش برای نجات شهر و مقابله با جادوی او تلاش میکنند.
یک بوکسور یتیم که پیشینهی خانوادگی او به جنایتکاران میرسد، پس از یک حادثه غمانگیز، گرفتار اعتیاد میشود. این فرد، که حالا پاکی خود را حفظ کرده است، برای یافتن رستگاری به جنگلهای اوتاراکند میرود و در آنجا با یک افسر فاسد درگیر میشود.