همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
اطلاعیه
📢 حماسهای که شما خلق کردید؛ بازگشت سرورها
کاربران غیور و همراهان وفادار ما، واقعاً زبان ما از وصف زیباییِ مرام و معرفت شما قاصر است. در روزهایی که به دلیل محدودیتهای شدید مالی، کمرِ سایت زیر بار هزینهها خم شده بود و مجبور به حذف سرورها شدیم، شما با حمایتهای خالصانه خود نشان دادید که لایق بهترینها هستید. شما نه فقط کاربر، که صاحبان اصلی این خانه هستید.
✅ به پشتوانه شما، دوباره ایستادیم: به لطف حمایتهای بیدریغ شما، توانستیم دو سرور از دست رفته (ایران و خارج) را مجدداً به لیست دانلود بازگردانیم.
⚙️ تنظیمات برای سرعت حداکثری: لطفاً برای تجربه بهترین کیفیت، سرورها را تست کرده و اولویت خود را در آدرس زیر تعیین کنید: تنظیم سرور
با تمام وجود به داشتن شما افتخار میکنیم. ❤️
🤝 دست یاری ما همچنان به سوی شماست: هنوز بخش بزرگی از ضررها باقی مانده است. اگر هنوز فرصت نکردهاید از سایت خودتان حمایت کنید، حتی با داشتن شارژ فعال، میتوانید با تهیه بسته جدید، ستونهای این مجموعه را مستحکمتر کنید.
خواهر و برادر، مگان و نوآ، به طور اتفاقی جسدی را در زیرزمین خانهی پدریشان پیدا میکنند که مدتهاست دفن شده. این کشف، آنها را به اعماق دنیای پر پیچ و خم جنایت و قتل میکشاند.
این داستان توضیح میدهد که چگونه کتاب «میشل به یاد میآورد»، که خاطرات یک روانپزشک و بیمارش است، موجب آغاز «وحشت شیطانی» در دهه ۱۹۸۰ شد. در این کتاب، با استفاده از روش «درمان بازیابی حافظه» ادعا شده بود که میشل توسط شیطانپرستان بچهدزد ربوده شده است.
داستان درباره دختری به نام چارلی است که به شهر زادگاه مادرِ درگذشتهاش میرود. در آنجا، او کابوسهایی میبیند که از یک راز هولناک پرده برمیدارند و دلیل اصلی دوری مادرش از آن شهر را فاش میکنند.
این داستان، رفتار آنلاین و نوع محتوای مصرفی را از نگاه یک دختر نوجوان روایت میکند که بینندگان را به دنیای رویاها و کابوسهای خود میبرد. او که در مرز بین خیال و واقعیت سرگردان است، تحت تاثیر یک یوتیوبر مرموز و نگرانکننده به نام پاتریشیا کما قرار میگیرد.
این فیلم، نگاهی عمیق به تأثیرات منفی شبکههای اجتماعی از منظر دیزی موریارتی ارائه میدهد. او با وجود دست و پنجه نرم کردن با آشفتگیهای زندگی شخصی، ناخواسته وارد دنیای تاریک و ناشناخته اینترنت میشود.
چارلز، یک موتورسوار شصت و چند ساله که از یک طلاق پردردسر رنج میبرد، پس از تصادف در تگزاس با یک دختربچه مرموز روبرو میشود. این اتفاق غیرمنتظره، او را به سفری برای کشف خویشتن میبرد که دیدگاهش را نسبت به زندگی کاملاً تغییر میدهد.
به دنبال موفقیت پروژهٔ «جزیرهٔ اسرارآمیز»، برنامههایی برای توسعهٔ آن مطرح میشود. در همین راستا، اعضای تیم جزیره با همکاران خود از «کوهستان اسرارآمیز» ملاقات میکنند تا یک بازی دوستانهٔ معمای قتل را اجرا کنند. اما این بازی با رخ دادن یک قتل واقعی و آشکار، به شکلی ناگهانی به پایان میرسد.
در آیندهای که بیماریهای مهلک گسترش یافتهاند، پدری درمانده برای نجات خود و عزیزانش، با یک معضل اخلاقی بزرگ روبهرو میشود. او باید تصمیم بگیرد که آیا از یک فناوری پیشرفتهی ریزتراشه استفاده کند یا نه؛ فناوریای که میتواند سالهای عمرش را افزایش دهد، اما به قیمت جان فرد دیگری.
یک فعال سیاسی سابق که سالهاست فراری است، در حالی که به عنوان بارمن کار میکند، با گذشتهاش روبهرو میشود؛ زمانی که یک فرد ناشناس و مسلح برای انتقامجویی به سراغ او میآید.
پس از آنکه هنری در برآورده کردن آخرین آرزوی همسرش ناکام میماند، یک سری حوادث غمانگیز رخ میدهد که او را به این باور میرساند که همسرش برای گرفتن انتقام بازگشته است.
روزنامهنگاری به نام «یه پن» در تحقیقات خود درباره یک حادثه سقوط، دو نفر را به عنوان مظنون معرفی میکند. این اقدام باعث خشم عمومی میشود و اوضاع به سرعت از کنترل خارج میگردد.
سو-یونِ ۱۳ ساله پس از مرگ مادربزرگش تنها میماند. او که در صورت عدم یافتن سرپرست، باید به مرکزی برای نگهداری از کودکان سپرده شود، زوجی را میبیند که توجهش را جلب میکنند. این زوج در حال به فرزندی پذیرفتن دختر هفت سالهای به نام سون-یول هستند و بسیار خوشحال به نظر میرسند. سو-یون سعی میکند به سون-یول نزدیک شود، اما متوجه رفتارهای مشکوکی از او میشود.
زمانی که مادر هانا سوِنسِن (با بازی سوئینی)، یعنی دلورس (با بازی نیون)، در جستجوی خانهای برای خواهرش، میشل (با بازی اتکینز)، به طور ناگهانی با جسد صاحبخانهای که از مشتریان دائمی کافه «کوکی جار» بود، روبهرو میشود، هانا بیشتر از هر کس دیگری غافلگیر و شوکه میشود.
یک چهره قدرتمند در صنعت موسیقی نیویورک، با یک نقشه اخاذی پیچیده مواجه میشود و در یک تصمیم سرنوشتساز قرار میگیرد. این داستان، روایتی مدرن از فیلم کلاسیک «بالا و پایین» کوروساوا است.
چهار بازنشستهی پرشور اوقات خود را با حل کردن پروندههای قتل قدیمی برای سرگرمی میگذرانند، اما کارآگاهبازی آنها زمانی هیجانانگیز میشود که ناگهان با یک معمای جنایی واقعی روبرو میشوند.
پس از مرگ غمانگیز مادرشان بر اثر اوردوز، دو خواهر جوان برای جلوگیری از جدایی توسط سیستم بهزیستی، تصمیم میگیرند تا مرگ مادر را پنهان کنند و جسد او را مخفی نگه دارند. اما با نزدیک شدن به کشف رازشان، آنها با یک چالش بزرگ روبرو میشوند: تا چه حد حاضرند برای محافظت از این راز پیش بروند؟