برنده 1 جایزه گلدن گلوب. همچنین 6 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
داستان آگوست سال 1925 در یک مزرعه دانمارکی اتفاق می افتد.بورگن سه پسر دارد،میکل پسری خوش قلب که همسرش اینگر باردار است،یوهانس که باور دارد مسیح است و آندرس جوان که عاشق دختر خیاط است.عقاید بنیادگرای پدر دختر از نظر بورگن کفر محسوب می شود،او با ازدواج مخالفت می کند تا زمانیکه پدر دختر عقایدش را ترک کند و
1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 7 جایزه و نامزد دریافت 5 جایزه دیگر.
دریافت کننده کهنه کار لیگ بیسبال “کرش دیویس” مامور می شود تا تازه کار تیم “نوک” را راهنمایی کند.”آنی” که یکی از طرفداران تیم است رابطه ای عاشقانه با هر دو آنها دارد و …
یک سرباز سابق امریکایی که در ویتنام جنگیده، وقتی در مترو مورد حمله موجوداتی شاخدار قرار می گیرد و پسر مردهاش را می بیند، به این نتیجه می رسد که زندگی گذشتهاش در جنگ آنطور که اعتقاد دارد، نیست.
یک آلمانی که در هند زندگی می کند توسط انگلیسیها مجبور می شود خود را به عنوان یک افسر اس اس جا زده و وارد کشتی که با بار پلاستیک از ژاپن به سمت آلمان حرکت کرده بشود.ماموریت او غیرفعال کردن بمبهای موجود در کشتی است تا کاپیتان نتواند پس از متوقف کردن کشتی به دست انگلیسیها کشتی را غرق کند و...
گروهبان هووی به دهکده ای در اسکاتلند سفر می کند تا در مورد ناپدید شدن دختری جوان تحقیق کند.او متوجه می شود مردم محلی بسیار عجیب رفتار می کنند به همین دلیل او مصمم می شود وارد مرکز ماجرا شود و...
معلمی دبیرستانی به نام "ترور گارفیلد" توسط یک دانش آموز مورد حمله ای وحشیانه قرار می گیرد. وی پس از 5 ماه به لس آنجلس نقل مکان می کند و در آنجا در یک مدرسه کاملاً لاتین مشغول به تدریس می شود که...
"سرگرد پندرتون" یک افسر سرسخت ارتشی است که با "لئونورا" ازدواج کرده است.او خواسته های جنسی خود را به دلیل مقررات سخت ارتش مخفی کرده در حالیکه همسرش با "کلنل لنگدان" رابطه مخفیانه دارد."سرباز ویلیامز" کارآموزی است که به تازگی وارد ارتش شده.سرگرد متوجه می شود همسرش "ویلیامز" را به او ترجیح می دهد و...
«الکس» (مگره گور)، «ديويد» (اکلستن) و «جوليت» (فاکس)، در يک آپارتمان مشترک در ادينبرگ زندگي مي کنند. آنان براي کمک خرج، مستأجر چهارمي را براي اتاق اضافي آپارتمان مي پذيرند. اما خيلي زود اين مستأجر را که در اثر تزريق مواد مخدر مرده، در اتاقش پيدا مي کنند؛ در حالي که چمداني پر از پول نيز در اتاق است...
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
«ستوان تاک پندلتن» (کواييد)، خلبان پروازهاي آزمايشي که براي شرکت در يک آزمايش کوچک سازي داوطلب شده، قرار است پس از ورود به کپسول بسيار کوچکي، از طريق سرنگ به بدن يک خرگوش تزريق شود. اما تعدادي جاسوس حين آزمايش سر مي رسند و «تاک» بالاجبار به بدن «جک پاتر» (شورت)، فروشنده اي که از بيماري مي ترسد، تزريق مي شود...….
برنده 1 جایزه اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
« دكتر بن مكنا » ( استوارت ) و همسرش ، « جو » ( دى ) كه همراه پسر كوچكشان براى گذراندن تعطيلات به مراكش رفتهاند ، شاهد قتل يك مأمور مخفى فرانسوى مىشوند كه پيش از مرگش به « بن » مىگويد جاسوسان مىخواهند يك سياستمدار خارجى را در آلبرت هال بكشند . جاسوسان براى ساكت نگه داشتن آنان پسرشان را مىربايند و زن و شوهر در تعقيبشان به لندن مىروند .
دو جوان کند ذهن و احمق بعد از شبی خوش گذرانی در پارتی، صبح از خواب بیدار می شوند و یادشان نمی آید که ماشین شان را کجا پارک کرده اند، و از اینجا ماجراهای متعددی برایشان پیش می آید …
برنده 3 جایزه اسکار. همچنین 15 جایزه و نامزد دریافت 19 جایزه دیگر.
«لورتا کاستوريني» (شر)، بيوه اي سي و هشت ساله است که با خانواده ي ايتاليايي- امريکايي خود در بروکلين زندگي مي کند. او با «جاني کامارري» (آيلو) نامزد کرده و در حين تدارک مقدمات ازدواج، خبر مي رسد که مادر «جاني» در سيسيل در بستر مرگ است و او به آن جا مي رود. «جاني» برادر کوچک تري به نام «راني» (کيج) دارد که از پنج سال پيش با او صحبت نکرده است و «لورتا» سعي مي کند آن دو را آشتي دهد...
نیمهی اول این فیلم صدها سال پیش را نشان می دهد، که چگونه یک پیرمرد به عنوان بابانوئل منتخب می شود تا هدایا و اسباب بازی ها را به دست بچه های سراسر دنیا برساند. و اما نیمهی دوم فیلم به دنیای مدرن می رود جایی که چالشی برای بابانوئل درست شده…
1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلوب. همچنین 2 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
ترتیب آزادی ۴۸ ساعته ی خلافکار سیاه پوست، «رجی هامند» (مورفی) داده می شود تا برای دستگیری دو تن از اعضای فراری گروهش به کارآگاه پلیس، «جک کیتس» (نولتی) کمک کند……
«قادر متعال» (ریچارد سن) وظیفه ی «ترمیم» خلقت را به گروهی از کوتوله ها واگذار می کند. آنان نقشه ی کیهان را می دزدند، حفره های زمانش را مشخص می کنند و ناگهان از اتاق خواب «کوین» (وارناک) یک پسر بچه ی انگلیسی سر در می آورند...