برایانت با یک نوجوان پر دردسردوست می شود و او را با هنرهای رزمی آشنا می کند. همانطور که گذشته مرموز و خطرناک برایانت سراغ او می آید ، او مجبور به مبارزه مرگ و زندگی می شود تا نام خود را پاک کند...
مردی روزهایش را در بیمارستان، بیهیچ دغدغهای، سپری میکند. او در آرامش کامل، به دور از هر گونه مسئولیت و مشکلی، در بیمارستان بستری شده است. این روال عادی زندگیاش، بیوقفه ادامه مییابد تا اینکه فردی تازه به همان بخش منتقل و بستری میشود.
جنگ جهانی اول به پایان رسیده است، اما رویدادهای مربوط به اولین انتخابات آزاد در ایتالیا،یک روستا را از هم می پاشد. پدر پیو با شیاطین شخصی خود مبارزه می کند و در نهایت به یکی از شخصیت های مورد احترام کاتولیک تبدیل می شود...
سوپرمن که هم هویت بیگانهی کریپتونی خود را دارد و هم به عنوان خبرنگار کلارک کنت در میان انسانها بزرگ شده است، باید بین این دو جنبه از وجودش تعادل برقرار کند. او که نماد حقیقت، عدالت و ارزشهای انسانی است، خیلی زود متوجه میشود که در دنیای امروز، این اصول دیگر جایگاه گذشته را ندارند و کهنه به حساب میآیند.
خولیو لاویکی، فوتبالیستی با شخصیتی فراموشکار، پس از گذشت یک سال از آخرین حضورش، در حال پیشرفت در هر دو زمینه زندگی شخصی و حرفهای است. او با تیم خود، ویسههراد، توانست به لیگ بالاتر صعود کند.
داستان در آیندهای اتفاق میافتد که انسانها با استفاده از فناوری پیشرفته، در کهکشانها سفر میکنند. اما یک سفینه فضایی در میانه راه دچار مشکل شده و مسافرانش در شرایط بسیار سختی قرار میگیرند. کمبود منابع و ترس از مرگ، باعث میشود یکی از مسافران دست به اقدامی وحشیانه بزند و هیولایی را آزاد کند تا بقیه را بکشد.
ده زن ربوده شده از یک اقامتگاه، پس از ربوده شدن توسط یک گروه بیرحم، تلاش میکنند فرار کنند. یک پرستار و یک فروشنده در صحرا در طی یک طرح فرار جسورانه، رهبری مبارزه برای بقا در برابر قاچاقچیان را بر عهده میگیرند.
گروهی از بازماندگان ویروس خشم در یک جزیره کوچک زندگی میکنند. وقتی یکی از اعضای گروه برای ماموریتی به خشکی اصلی میرود، او اسرار، شگفتیها و وحشتهایی را کشف میکند که نه تنها آلودهها بلکه سایر بازماندگان را نیز جهش داده است.
دو مبلغ فرقهای پس از کشتن اتفاقی یک نفر، جسد او را پنهان میکنند. آنها سپس وارد یک بازی نقشآفرینی زنده میشوند و برای فرار از دستگیری، سعی میکنند خود را به عنوان یکی از بازیکنان جا بزنند.
یک راننده بعد از نجات جان یک پیشخدمت از دست همسر سابقش، به رانندگی ادامه میدهد اما در کولاک شدید تصادف میکند. او که مجروح شده و در درهای گرفتار شده، متوجه تعقیب شدن توسط یک حیوان وحشی میشود. راننده با کمبود زمان، برای زنده ماندن در برابر سرما و شکارچی باید راهی پیدا کند.
این داستان در مورد چهار دوست به نامهای جولیو، جما، پائولو و ریکاردو است که زندگی آنها طی چهل سال، تاریخ ایتالیا از دهه ۸۰ تا امروز را روایت میکند و به عشقها، موفقیتها و شکستهایشان میپردازد.
مایک به نپال سفر میکند تا خاکستر برادر درگذشتهاش را بر فراز کوه اورست بپاشد. در طول سفر، او و راهنمای کوهستانش در یک اتوبوس توریستی به طور ناگهانی با گروهی از مزدوران مواجه میشوند. این درگیری غیرمنتظره آنها را ناچار میکند تا برای حفظ جان خود، امنیت مسافران اتوبوس و همچنین حفاظت از سرزمین بومی روستاییان محلی، وارد نبردی دشوار شوند.
وقتی یک گروه مزدور یک مراسم عروسی مجلل را به گروگان میگیرند، اصلاً نمیدانند چه چیزی در انتظارشان است، زیرا ساقدوش عروس در واقع یک مأمور مخفی است که آماده است بر سر هر کسی که بخواهد عروسی بهترین دوستش را خراب کند، آتش بریزد.
زمانی که دوستدخترش به خاطر امتحانات دانشگاه حسابی سرش شلوغ است، یک کشتیگیر حرفهای موافقت میکند تا کار پردرآمد نگهداری از بچهاش را به عهده بگیرد. چیزی که قرار بود یک شب راحت باشد، خیلی زود به هرج و مرجی خونین تبدیل میشود؛ وقتی یک فرقهی قاتل برای ربودن بچه سر میرسند.
سارا، استر و میریام سه خواهری هستند که تمام عمر خود را در مزرعهای که پدر و مادربزرگشان آنها را در آن بزرگ کردهاند، گذراندهاند. آنها خانوادهای مسیحی و به شدت معتقد هستند و آموزهها و مجازاتهای کتاب مقدس، به ویژه عهد عتیق، را تمام و کمال رعایت میکنند. این سه خواهر به هیچ واسطهای میان خود و خدا، هیچ کلیسایی و هیچ قربانیای باور ندارند.
یک خواستگار جوان و بلندپرواز در شهر نیویورک، در دوراهی دشواری قرار گرفته است: انتخاب میان یک گزینه بسیار مناسب برای ازدواج و دل بستن دوباره به نامزد سابقش که چندان بینقص نیست.
آنتوان که در حومه پاریس زندگی میکند، به طور تصادفی در اپرای گارنیه متوجه استعداد ذاتی خود در خوانندگی میشود. او برای ادامه این راه و فراگیری آموزشهای لازم، مجبور است حقیقت را از خانواده و دوستان خود پنهان کند.
داستان دربارهٔ خانوادهٔ مورل است؛ خانوادهای که در آن دو نوجوان و یک کودک هفتساله، پدر و مادر خود را به ستوه آوردهاند. یک روز صبح، تمام اعضای این خانواده، پس از بیدار شدن از خواب، خود را در بدن یکدیگر مییابند.
لاسی ۲۹ ساله، که تقریباً رابطهاش با خانواده قطع شده، پس از یک حادثه غمانگیز ناگهان مجبور میشود مسئولیت برادر بسیار کوچکتر خود را بر عهده بگیرد. شرایط جدید آنها لاسی را وادار به رویارویی با یک راز دردناک میکند؛ رازی که لحظه به لحظه برای برملا شدن فشار میآورد.