در جریان کشتار نانجینگ که در سال ۱۹۳۷ رخ داد، پستچیای به نام آ چانگ خود را به عنوان یک عکاس معرفی کرد. او به ظاهر به نیروهای ژاپنی کمک میکرد، اما در خفا، پناهندگان چینی را در مکانی امن نگه میداشت. با گذشت زمان، او با فداکاری جان خود را به خطر انداخت تا این پناهندگان را نجات دهد و مدارکی را که از جنایات وحشتناک نیروهای ژاپنی به دست آورده بود، آشکار کند.
لونا اصلان (یولانته کابائو) یک مامور مخفی است که با کمک همکارش نیلز (تیجس بورمنز)، پس از یک ماموریت خونین، تبهکار ارشد، باریس (موردا)، را دستگیر میکند.
آلینا که خانوادهای هماهنگ و دوستداشتنی دارد، هرگز انتظار نداشت که ورود یک پرستار بچه جدید به خانهشان به یک تهدید جدی تبدیل شود. اکنون، آلینا با انتخاب بین رها کردن یا مبارزه برای حفظ وحدت خانوادهاش روبرو است.
یک باربر جدید با کوچکترین دختر یک خانواده مشهور بریتانیایی رابطهای عجیب برقرار میکند. در حالی که خانواده داونپورت، به سرپرستی لرد و لیدی داونپورت، با فاجعه حماسی عروسی دختر بزرگترشان با پسرعموی عیاشش دست و پنجه نرم میکنند.
سیمور هرش در خط مقدم روزنامهنگاری سیاسی در ایالات متحده بوده است. گزارشهای پیشگامانه هرش، بسیاری از فاحشترین تخلفات و لاپوشانیهای قانون اساسی را به اطلاع عموم رسانده است.
لینکلن پس از دستگیری یکی از الفهای بابانوئل، متوجه میشود که نامش در فهرست شیطان قرار دارد. در حالی که سعی میکند نامش را در فهرست خوبها ثبت کند، با وارونه کردن تصادفی فهرست شیطان/خوب و خراب کردن کریسمس، اوضاع را بدتر میکند.
در شرایطی که وفاداری ملی به دروغی بزرگ تبدیل شده، نوجوانی شجاع تصمیم میگیرد برای افشای حقیقت دست به ریسک بزرگی بزند. او که تحت تعقیب گشتاپو است، در کشمکش درونی برای یافتن معنای واقعی یک شهروند خوب آلمانی بودن قرار میگیرد.
دختری که مورد آزار و اذیت قرار گرفته به امید صلح به مدرسه دیگری منتقل میشود، اما آسیبهای گذشتهاش او را منزوی میکند - تا اینکه مجموعهای از نامههای مخفی پنهان در اطراف مدرسه را کشف میکند و او را به سفری مرموز برای کشف نیت واقعی فرستنده آنها سوق میدهد.
در سال ۱۹۶۷، همزمان با شدت گرفتن جنگ ویتنام، یک تیم چریکی انقلابی ویتنامی به هدف اصلی ارتش ایالات متحده تبدیل شد - که وظیفه داشت به هر قیمتی از یک گروه مخفی از مأموران اطلاعاتی محافظت کند.
برای اینکه روح جیا مین فرار کند و دیگر او را آزار ندهد، مای تین با جیا مین دست به دست هم دادند تا برای حفظ خانه اجدادی که مورد اختلاف اقوام بود، برنامهریزی کنند و از پدربزرگش خواستند که ملک را تقسیم کند.
تیمهای شجاع مسابقهدهنده، نمایشهای شاد و پرهیجان را با ماشینهای مسابقهای خانگی و دیوانهوار ترکیب میکنند و خود را به مسیرهای چالشبرانگیز و پر از مانع میفرستند.
کریستینا آگیلرا بیست و پنجمین سالگرد «کریسمس از نوع من» را با یک اجرای زنده خیرهکننده در پاریس، شامل نمایشهای تئاتری، عناصر فانتزی و جلوههای بصری باشکوه، جشن میگیرد.
دو فرزندِ اسطورهی موسیقی آر اند بی که با هم اختلاف دارند، باید یک آهنگ مخصوص تعطیلات را با هم بازسازی کنند. در حالی که عشقشان شکوفا میشود، آنها در حالی که به دنبال هماهنگی بین موسیقی و زندگی هستند، با درام خانوادگی و ضربالاجل شب کریسمس دست و پنجه نرم میکنند.
نهی خواهرزن کی، آن، تو و نهو است که زندگیهای متفاوتی دارند. وقتی آنها برای سالگرد مرگ پدرزن/پدرشان در خانه اجدادی جمع میشوند، نهی پیشنهاد میدهد که خانه مخروبه را نوسازی کنند و تنشها بالا میگیرد.
عکاسی به نام حنافی برای رهایی از خستگی به روستایی دورافتاده سفر میکند و با کمک دختری محلی به نام رینای، هم با فرهنگ روستا آشنا میشود و هم رازی بزرگ را کشف میکند.
کارآگاهان در حال جستجوی یک قاتل سریالی به نام "آقای براق" هستند که پس از سالها بازگشته و جنایات جدید و وحشتناکی را انجام میدهد که به یک نیروی ماورایی مرتبط است.