ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
گروهی از فرشتگان سرکش که مأمور انتقال ارواح گناهکار به جهنم بودند، از مسیر خود منحرف شده و پیش از آنکه بشر فرصت توبه یابد، به جلادانی برای او تبدیل میشوند.
یک روز از زندگی یک هنرمند کتاب های مصور و خانواده اش در روسیه پس از شوروی. پتروف در حالی که از آنفولانزا رنج میبرد، توسط دوستش ایگور در یک پیادهروی طولانی حمل میشود و از خیال و واقعیت خارج میشود...
داستان فردی به نام دیدی که در یک کارخانه شیرینی سازی سنتی کار می کند. اما تجارت او با رقابت یک شرکت بزرگ که محصولاتش مملو از طعم ها و رنگ های مصنوعی و خطرناک است، با مشکلات جدی مواجه است...
والدین "کریس" در همان روزی که ستاره دنباله دار هالی از روی زمین قابل روئیت بود، به قتل رسیده بودند. یازده سال بعد، یک ستاره جدید در آسمان پاریس دیده شد، اما هنگامی که شب فرا رسید، مردم تبدیل به موجوداتی وحشتناک شدند...
یک مهندس صدای آلرژیدار که به طور مخفیانه به مکالمات گوش میدهد و هماتاقی جدید پرهیاهویش، زمانی که او سرنخهایی از ناپدید شدن یک دختر را در ضبطهای محلهاش پیدا میکند، وارد پرونده یک دختر گمشده میشوند.
در این مستند برنده جوایز، برای اولین بار کارگردانان نگاهی دقیق به قیاس آپارتایدی "نفاق و جدایی انداز" که معمولاً برای توصیف درگیری اسرائیل و فلسطین استفاده می شود، می کنند...
چهار جوان با هدف سپری کردن تعطیلات تابستانی دلنشین، راهی جزیرهٔ مایورکا میشوند. با این حال، تصمیم آنها برای کاوش در ناشناختهترین مناطق این جزیره، آغازگر سفری پر از رنج و عذاب خواهد بود.
پس از اخراج شرافتمندانه از ارتش، جیمز فاستر از واقعیت سخت جنگ به خانه آمد، او شروع به قتل کرد و دوستان و خانواده خود را برای اجرای توطئه های خود استخدام می کند ...
مارکوس که در تاریکی اعمال پلید خود غرق شده بود، به دنبال پناهگاهی به خانه ی پدری در ساحل نیوانگلند پناه میبرد. اما در عوض آرامش، با کابوسهای عمیقترین ترسها و تاریکترین آرزوهایش روبرو میشود.