ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی با تمام هموطنان عزیزم، نزدیک به ۲۰ سال است که در تلخ و شیرین روزگار شانه به شانه کنار هم ایستادهایم. در این روزهای سخت، نایتمووی تا زمان بازگشت کامل اینترنت برای همه «رایگان» خواهد بود. تمامی هزینههای سنگین ارزی زیرساختها را شخصاً بر عهده گرفتهام.
پس از بازگشت کامل اینترنت، تمام روزهای از دست رفته اشتراک شما عزیزان را مجدداً به اعتبار حسابهایتان اضافه خواهیم کرد.
⚠️ اطلاعیه مهم: به دلیل نبود دسترسی مدیران به اینترنت آزاد و سرورها، امکان آپدیت سایت در حال حاضر وجود ندارد. لطفاً در این شرایط دشوار تقاضای آپدیت نفرمایید. ما در کنار شما هستیم. 🖤
یک ماتادور توسط یک گاو نر زخمی می شود و دیگر نمی تواند در میدان مسابقه شرکت کند . این تنها یکی از مشکلات یکی از شخصیت های این فیلم است که به طور غیرمنتظره ای با هم برخورد می کنند...
کاتو، تهیهکنندهای با تجربه کم در تلویزیون، همسرش ماساکو و پسر کوچکی به نام تارو را دارد. او دوستی قدیمی از دوران دانشگاه به نام یامازاکی نیز دارد. یامازاکی، ترانهسرای زنبازی است که با ریکو، دختری که با خواهر کوچکتر بازیگرش زندگی میکند، رابطه دارد. اما در عین حال، رابطه پنهانیای نیز با ماساکو آغاز میکند.
فیلم داستان دو برادر است.یکی از آنها جاعلی موفق و دیگری فارغ التحصیل آکادمی پلیس هنگ کنگ است.وقتی برادر کوچکتر متوجه می شود که برادر دیگرش تبهکار است تلاش می کند او را اصلاح کند…
داستان در یک شرکت تئاتر مسافرتی در سوئد در جریان است درگیریهای بسیار زیادی میان بازیگران و شخصیت اصلی زن به وجود میآید و این درگیریها افزایش پیدا میکند...
یک فیلمساز به سبک MTV را دنبال کنید که او و گروهش در حال ساخت یک مستند افشاگرانه از جدیدترین و خطرناکترین جنون در ورزشهای هیجانانگیز هستند: موجسواری خونی (بلادسرفینگ). در حین فیلمبرداری در استرالیا، گروه طعمه یک تمساح آب شور وحشی میشوند.
فرشته مردی خودخواه، بدرفتار و از نظر اخلاقی ورشکسته است که در یک بار محلی می گذرند و سایر مشتریان را مورد سرزنش قرار می دهد. یک روز، فرشته به طور مرموزی با یک جفت بال در پشت خود از خواب بیدار می شود. بالها او را بر خلاف فطرتش به کارهای نیک وا می دارند. او سعی میکند خود را از شر بالها خلاص کند، اما در نهایت متوجه میشود که برای کسانی میجنگد که بالهای او را بهعنوان بلیط خود برای شهرت و ثروت میدانند....
پسران پنج سال پس از عروسی یکی از آنها، دوباره دور هم جمع می شوند. اما آنها دیگر آن پسران جوان سابق نیستند. آنها پیرتر شده اند و زندگی آنها آنطور که انتظار داشتند پیش نرفته است. بزرگ شدن به نظر می رسد آنها را از هم دور می کند...
طایفههای در حال کوچ از موجوداتی که نیمهانسان و نیمهکفتار هستند، در حال پرسه زدن و شکار انسان هستند. آنها توسط مردی شکار میشوند که به دنبال انتقام مرگ عزیزانش است.