مردی خوش قلب اما تهی دست، کودکان یتیم را به خانه خود می برد. پس از کشف دستگاه نامرئی کننده پدر دانشمند خود، او از این فرصت استفاده کرده و برای نجات کوکان هند از چنگال مردی شرور تلاش می کند...
سه دوست باید بفهمند که چه چیزی در پس قتلهای کودکان محلی است؛ قربانیان قبل از مرگشان یک نقاشی مشابه کشیدهاند. آنها روح شیطانی یک دلقک سیرک را کشف میکنند و باید قبل از اینکه کودکان بیشتری کشته شوند، او را به جهنم بفرستند.
مرد جوانی که به شش ماه زندان محکوم شده است، برای آخرین روز آزادی خود به خانه می رود تا برای مادرش جشن تولدی برگزار کند و سعی کند دو برادرش را دور هم جمع کند و ...
یک زن می فهمد که همانطور که قبلاً تصور می شد در اثر مسمومیت با رادیوم نمی میرد ، اما وقتی با خبرنگاری ملاقات می کند که به دنبال یک داستان است ، دوباره برای سود خود تظاهر به بیماری می کند.
پنج کودک متوجه میشوند دارنده خانهای که تا به حال در آن زندگی میکردهاند نخواهند بود. یکی از کودکان برای جلوگیری از این اتفاق، یک طرح بدون امید میسازد. با تعلق دوستی آنها به خطر میافتد و گروهی از کودکان با هم به دنبال گنجینهای در لاس وگاس میروند. آنها در یک ماجرای عجیب و غریب شرکت میکنند ...
نوجوانان پردردسر در یک برنامه آموزشی مجدد با گروهی از تروریستها روبرو میشوند که سعی دارند یک نیروگاه هستهای را نابود کنند. این نوجوانان که در یک منطقه دورافتاده گیر افتادهاند، باید از مهارتهای خود برای جلوگیری از یک فاجعه هستهای استفاده کنند...
گروه اجتماعی و نزدیک دوستان و عشاق تراویس زمانی از هم میپاشد که دوست دوران کودکی او، اوبراین، به شدت دچار بیماری روانی میشود. حالا شخصیتها تنها شدهاند و هر کدام راه خود را میروند: تراویس به تامین مالی جمعی برای یک انقلاب سوسیالیستی در مکزیک کمک میکند، اوبراین به جنون دچار میشود و یک سلبریتی طنزپرداز در یوتیوب میشود، کیت به دنبال ثبات در دوستیابی آنلاین میگردد و لاکس سفر...
در طول جنگ جهانی دوم، سرباز مجارستانی لومبوس میهالی از مرخصی خودداری میکند و به نبرد در جبهه شرقی بازمیگردد، جایی که توسط شوروی اسیر میشود و از او بهعنوان «لگدمال» در میادین مین آلمان و به عنوان مترجم استفاده میکنند...